بیوگرافی ناصر وحدتی خواننده ی آواهای محلی گیلان



تمام ترانه‌های ناصر وحدتی، ترانه‌های فولکلور گیلان هستند

 

نام اصلی: ناصر وحدتی

تولد: ۱۲ تیر ۱۳۲۶ 

ملیت: ایران

سبک‌(ها): فولکلور گیلکی

ساز(ها): طبل، دایره، سازهای کوبه‌ای

سال‌های فعالیت آواز: ۱۳۶۵ تا کنون

نوع صوت: تِنور

آلبوم معروف: زرنگیس

شورم نقش

دامون

آها بوگو

 

 

ناصر وحدتی خواننده، متولد سال ۱۳۲۶ در روستای لیش از توابع شهرستان سیاهکل ، نویسنده و پژوهشگر موسیقی است که به زبان گیلکی ترانه می‌خواند. تمام ترانه‌های او، ترانه‌های فولکلور گیلان هستند.

 

ناصر وحدتی ترانه‌های خود را با تحقیق در روستاهای گیلان و بیشتر از زنان می‌یابد.وحدتی چند اثر داستانی هم در کارنامهٔ خود دارد. او سابقاً در گروه شمشال فعالیت داشت تا این که گروه موسیقی گیل و آمارد را تأسیس کرد. ترانه‌های رعنا و آها بوگو که توسط وحدتی اجرا شده، از مشهورترین ترانه‌های فولکور گیلکی است که شهرت ملی نیز دارند.

 

ناصر وحدتی خواننده ، نویسنده و پژوهشگر موسیقی است

 

ناصر وحدتی، متولد لیش سیاهکل، در بیست و سه سالگی بخاطر رابطه با چریکهایی که به پاسگاه سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹ حمله کرده بودند دستگیر و به مدت یک سال در زندان اوین محبوس شد. از سال ۱۳۶۲ که بار دیگر پس از دو سال از زندان آزاد شد شروع به نوشتن کرد که رمان داستان سیاهکل اولین اثرش است که انتشارات نگاه کتاب را چهار بار چاپ کرده‌است.

 

او از کودکی به خوانندگی و موسیقی علاقه داشت و نشانه این علاقه‌مندی را می‌توان در چهل سال تلاش برای جمع‌آوری اشعار، ترانه‌ها و ملودی‌های محلی مشاهده کرد. او فعالیت خود را از سال ۱۳۶۵ آغاز کرد و با همکاری گروه‌های شمشال (۱۷ کنسرت)، آمارد و گیل (بیش از ۶۰ کنسرت) کنسرتهای زیادی در زمینه موسیقی گیلکی در شهرهای تهران، رشت، لاهیجان، رودسر، لنگرود، آستانه، انزلی، صومعه سرا، خرم آباد، ساری، آمل و... اجرا نمود. وی همچنین بیش از بیست کنسرت در کشورهایی چون آلمان، ایتالیا، سوییس، کرواسی، ارمنستان، روسیه، کردستان و عراق اجرا نموده‌است.

 

عکس های ناصر وحدتی

 

ناصر وحدتی قبل از خوانندگی، نویسنده و پژوهشگر بود. این چرخش و دگرگونی چرا و چه زمانی اتفاق افتاد ؟

ناصر وحدتی : از کودکی‌ام که در روستای لیش در سیاهکل سپری شد سرشار از موسیقی بودم،  چون در میان موسیقی شالیزار زندگی کردم. هنوز آوازی که مادربزرگم می‌خواند را از چهار سالگی به یاد دارم. سال ۵۲ وقتی از سیاهکل به رشت آمدم و در بانک سپه مشغول به کار شدم، یک ضبط صوت خریدم و از آن موقع شروع به ضبط کردن کردم.تا سال ۷۵ بیش از ۱۵۰ ساعت آرشیو ضبط شده‌های موسیقی‌هایی که مردم در روستاها می‌خواندند، داشتم و از پیرمردها و پیرزن‌های روستایی می‌خواستم ترانه‌های محلی را برایم بخوانند.

 

وقتی در سال ۷۴ اولین جلد کتاب داستان سیاهکل با عنوان «خوندشت» منتشر شد، آقای قباد رضایی از نوازندگان بزرگ گیلانی،از زبان سرشار از موسیقیِ کتاب خوشش آمد و از طریق انتشارات نگاه مرا پیدا کرد. من هم از او خواستم از طریق اساتیدی نظیر حسین علیزاده و حسین حمیدی که با او در ارتباط بودند، آوازهای روستایی را به آنها نشان دهد که آیا امکان تنظیم موسیقیایی آنها وجود دارد یا خیر.

 

زندگی نامه ناصر وحدتی

 

استاد حسین‌حمیدی بسیار استقبال کرد و از او خواست خواننده‌ای برای اجرای آن معرفی کنیم. من از جوادشجاعی‌فر نمونه کار بردم اما استاد حمیدی گفت صدایش روستایی نیست. روزی در خانه آقای رضایی بودیم و در راه برگشت در ماشین آقای حمیدی برایش یک ترانه خواندم. او همان‌جا به من پیشنهاد کرد که خودم خوانندگی آن ترانه‌ها را انجام دهم و بنابراین گروه موسیقی شمشال ایجاد شد. در سال ۸۳ آقای حمیدی از ایران رفتند و چند سالی مقیم یکی از کشورهای اروپایی شدند. با رفتن ایشان فعالیت‌های گروه شمشال هم متوقف شد و من که تا آن برهه به کار مسلط شده بودم، به فکر تشکیل گروه جدیدی افتادم.

 

یعنی همین گروه گیل و آمارد که در برنامه های سال های اخیرشما را همراهی می کند؟

بله، آن زمان یکی از دوستانم به نام موسی علیجانی که مدیر یک آموزشگاه موسیقی در رشت است . گروهی داشت به نام «گروه کر گیلان»؛ من فقط یک روز با این گروه تمرین کردم و نوع قطعات انتخابی ما از موسیقی کار یا موسیقی زنان گیلان بود که با تشت و همخوانی گروه اجرا می‌شد و بعد در کاخ سعدآباد در همایش دانشجویان میراث فرهنگی برنامه اجرا کردیم. این گروه هسته اولیه گروه گیل و آمارد فعلی است.

 

ناصر وحدتی خواننده ای است که به زبان گیلکی ترانه می‌خواند

 

شما به شدت از دست‌نخوردن آثار فولکلور دفاع می‌کنید. دلیل این اصرار چیست؟

موسیقی فولکلور یعنی این‌که دقیقا مثل آن پیرزن مشغول برنج‌کاری آواز بخوانی. ما دو مهم تصنیف داریم، یکی برای دیلمان و یکی برای جلگه گیلان حدود روستای کارسیدان آستانه اشرفیه به اسم «ماشل زای» (پسر‌خاله) که راوی آن زن است. بعضی خواننده‌ها این دو تصنیف را با تغییراتی در متن و حتی موسیقی اجرا کرده‌اند. به عقیده من این اشعار و ترانه‌ها عتیقه‌های فرهنگی و نماد فرهنگ مردم هر منطقه هستند. پس نباید در آن دست برد. مگر چه فرقی دارد با ظرف عتیقه‌ای که نصفش زیر خاک خراب شده است؟ پس نباید ترانه فولکلور را به سلیقه خود تغییر دهیم که مثلا می‌خواهیم بهتر شود!

 

مرحوم پوررضا برای سریالی تلویزیونی آوازی خواند و در آن اسم صغرا که شخصیت اصلی ترانه و دختری بود که جوان‌مرگ شده بود را به لیلا تغییر داد و وقتی از او سوال شد، ایشان گفتند صغرا اسم مناسبی برای آن فضا نبود. در واقع عده‌ای می‌خواهند موسیقی فولکلور را با رنگ و لعاب نو و شهری تزیین کنند، در حالی‌که تصنیف‌های روستایی سراسر حرف‌های ساده‌دلانه و بی‌ریاست.

 

من در نشریه‌ای دیدم یکی از اهالی موسیقی می‌گوید من فولکلور درست می‌کنم! مگر می‌شود کسی مدعی شود من امروز عتیقه ساخته‌ام!؟ فولکلور را گذشتگان ساخته‌اند. آن‌هم مردمی که هوشمند‌ترین آدم‌های دوران خود بودند اما سواد خواندن و نوشتن مدرسه‌ای نداشتند.

 

عکس های اینستاگرام ناصر وحدتی

 

قدردانی و جوایز ناصر وحدتی :

دریافت دیپلم افتخار از چهل و پنجمین جشنواره موسیقی فولکلور جهان در کرواسی

کسب مقام دوم در بخش رقابتی موسیقی نواحی ایران در سال۱۳۸۹

حضور در چهار دوره جشنواره موسیقی فجر

 

اجراها:

وحدتی در شهرها و کشورهای مختلفی برنامه از جمله تهران، سوییس، کرواسی، ارمنستان، عراق، روسیه، جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر آلمان و ایتالیا اجرا کرده که از جمله در آلمان با استقبال مواجه شده‌است. وحدتی در جشنواره موسیقی بومی ایران در آلمان نیز برنامه اجرا کرده‌است. 

 

آثار ناصر وحدتی :

زرنگیس

شورم نقش

آهنگ شُهرتِی

خان باجِی

زَرَنگیس 

سیا ابران

کِله گندُمِی

می جان یار

اَی خان باجِی

آی سوپولی

رضا جان

گُل ریحانی

سَبوورِی 

رعنای 

تفنگ چخماقی

می گیل دختر (اَه بُگو)

 

کتاب داستان سیاهکل حاوی مجموعه دو داستان خوندشت و روی خوش زندگی است

 

 کتاب‌ها، مقالات و رمانها:

رمان تا فردا دیر نیست

رمان من ریحان هستم

داستان یک زندگی ۱۳۷۵

زندگی و موسیقی ۱۳۷۸ (سه بار چاپ)، کتابی در زمینهٔ موسیقی گیلان، ناشر انتشارات نگاه

آوازها و نغمه‌های موسیقی فولکلور گیلان، ناشر حوزه هنری گیلان

داستان سیاهکل حاوی مجموعه دو داستان خوندشت و روی خوش زندگی ۱۳۸۶

پنج شماره فصل نامه دیلمان

ثبت معادل گیلکی واژه نامه بزرگ طبری حدود چهل هزار واژه به مدت ۲ سال

همکاری با کانون پروش کودکان و انتشار مجموعه مرز پر گهر شامل ده افسانه به زبانهای اقوام ایران که افسانه سلطان و آهو از گیلان نوشته وحدتی است.

کتابهایی که به زودی منتشر می‌شوند

می‌خواهم خنده بمانم، انتشارات نگاه

پای چپ در برف، مجموعه شعرهای سپید، ناشر همگامان

مجموعه داستانهای کوتاه، ناشر انتشارات نگاه

 

کنسرت های ناصر وحدتی

 

زندگی نامه ناصر وحدتی

 

گرداوری:بخش سرگرمی بیتوته

منابع:farheekhtegan-gilan.ir

wikipedia.org

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------