تازه های شعر و ترانه


زندگینامه منوچهر آتشی,گزیده اشعار منوچهر آتشی

بر دست سیمگونه ی ساقی (منوچهر آتشی)

اشعار منوچهر آتشی منوچهر آتشی ، شاعر و مترجم ، دوم مهرماه سال 1310 در دهرود دشتستان متولد شد.آتشی…


اشعار شبهای قدر (4)



اعمال واشعار مربوط به شبهای قدر , شعرهای شبهای قدر

مداحی شبهای قدر

 

قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

 

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت 

که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

 

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش

به اجابت برسانند دعای همه را

 

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز

می کشاند وسط احسان تو پای همه را

 

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

 

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

 

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را

محمد بیابانی

 

اشعار شبهای قدر , شبهای قدر

شعرهای شبهای قدر

 

يارب بده پناهم الهي العفو

ببين غرقِ گناهم الهي العفو

 

اگر رفتم به راهي كردم گناهي

بنده‌ي رو سياهم الهي العفو

 

امان از خلوتي كه حرمت شكستم

چو افتاده به چاهم الهي العفو

 

زماني كه درونِ قبرم گذارند

واي از عمرِ تباهم الهي العفو

 

در آن تاريكي اي نور به فريادم رس

رحيمِ دادخواهم الهي العفو

 

به روز محشر آيم به پاي ميزان

با لوحِ اشتباهم الهي العفو

 

چه مي‌شود ببخشي تو عبدِ خود را

كريمِ پادشاهم الهي العفو

 

سر را به پاي عفوت نهاده‌ام من

با سوز و اشك و آهم الهي العفو

 

با اشك ديده و دل دارم تقاضا

جز بخششت نخواهم الهي العفو

 

من نوكرِ حسينم، دل كربلايش

محتاجِ يك نگاهم الهي العفو

 

اعمال واشعار مربوط به شبهای قدر , شعرهای شبهای قدر

اشعار شبهای قدر

 

شب هاي احيا در فراق تو گذر شد

عمرم تباه است و ز هجر تو سپر شد

 

اي روضه خوان و يوسف زهرا کجايي

آقا بيا روزم شب و شب هم سحر شد

 

از اول ماه خدا ياد تو هستم

اما چرا اين ناله هايم بي اثر شد

 

آقا اجازه شب شب قدر است و روضه

از کوفه تا کرب و بلا خاکم به سر شد

 

مولاي دين رفت و جسارت ها شروع شد

در سينه هاشان بغض مولا پر ثمر شد

 

اما امان از روضه اي که خون تو گريي

آقا اسارت رفت و زينب در خطر شد

 

بي تو چه سخت است از سر و سرنيزه گفتن

مولا بيا چون يک سه ساله در به در شد

 

طشت طلا و خيزران ها بر حسينت

بزم شراب و دختري غرق نظر شد

 

وقتي جسارت بر سر ببريده کردند

مويش سپيد و زينب تو خون جگر شد

 

اين بار در شام و پليدي هاي بسيار

گويد رقيه اي پدر وقت سفر شد

 

مولا حلالم کن ولي اي صاحب من

چشمان زهرا مادرت از گريه تر شد

محمد مهدي عبداللهي

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته



گلچینی از شعر و ترانه ها

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------