تازه های شعر و ترانه


شعرهای ژاله اصفهانی, اشعار عاشقانه ژاله اصفهانی

اشعار زیبا و کوتاه ژاله اصفهانی

شعرهای ژاله اصفهانی ژاله اصفهانی با نام اصلی مستانه سلطانی(زاده ۱۳۰۰ خورشیدی، اصفهان – درگذشته ۷…


اشعار شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام (2)



اشعار شهادت حضرت عباس (ع)

 

برخیز از جا دوباره

مشک و علم رو بردار

لب تشنه رفتی و شد

سپاهم بی علمدار

علقمه از غمِ تو

میخونه روضه ی آب

آسمون خون می باره

برایِ طفلِ بی تاب

پهلوونِ من نخواب

پاشو داره دیر میشه

بعدِ تو تنها میشم

خواهرت اسیر میشه

برخیز از جا دوباره

مشک و علم رو بردار

لب تشنه رفتی و شد

سپاهم بی علمدار

 

ماهم افتاده رو خاک

با تنِ پاره پاره

آسمونِ دل من

دیگه شد بی ستاره

قمرِ عشیره ای

چرا هستی رویِ خاک

بذار اینبار من بگم

یا اخا ادرک اخاک

برخیز از جا دوباره

مشک و علم رو بردار

لب تشنه رفتی و شد

سپاهم بی علمدار 

 

پاشو برگرد برادر

خیمه در التهابه

تویِ چشمایِ گریون

همه رؤیایِ آبه

پیچیده تو کربلا

صدایِ "عمو بیا"

برسون به خیمه ها

مشکو با دستِ جدا

برخیز از جا دوباره

مشک و علم رو بردار

لب تشنه رفتی و شد

سپاهم بی علمدار 

 

تا با حسرت کشیدم

عمودِ خیمه ات را

آهِ سردی کشیدم

رو خاکِ گرم صحرا

ببین از رفتنِ تو

شد شکسته کمرم

بخواب آروم،نبینی..

شده غارت این حرم

برخیز از جا دوباره

مشک و علم رو بردار

لب تشنه رفتی و شد

سپاهم بی علمدار 

شاعر:علی محلاتی

 

شعر شهادت حضرت ابوالفضل, اشعار شهادت حضرت ابوالفضل

شعر درباره شهادت حضرت ابوالفضل (ع)

 

ماه من تو کجا و خاک کجا؟

 آسمان را سپرده ای به زمین

 

خوب شد زینبم نبود و ندید

با چه وضعی تو خورده ای به زمین

 

با زمین خوردنت من افتادم

 خواهرم بین خیمه ها افتاد

 

یکی از دست های تو اینجاست

 بگو آن دیگری کجا افتاد؟

 

این همه سال منتظر بودم

بشنوم یک برادر از آن لب

 

گفتی اما چگونه ؟شکر ،ولی

 حسرتش ماند بر دل زینب

 

با چه رویی به خیمه برگردم

چه بگویم جواب طفلان را

 

تا برایت دعا کنند دیدم

 جمع کرده رباب طفلان را

 

با چه رویی حرم روم وقتی

پیکرت را نمی برم عباس

 

بعد تو وای بر دل زینب

 بعد تو وای بر حرم عباس

 

ترسم از غارت تو و خیمه ست

این جماعت ز حرص لبریز اند

 

نروم ، میروند سمت خیام

بروم بر سر تو میریزند

 

غارتش را شروع کرده عدو

آن که این مشک پاره را ببرد

 

با چه وضعی غروب از خیمه

معجر و گوشواره را ببرد

 رضا رسولی

 

شعر درباره شهادت حضرت ابوالفضل

 

عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه

هرکی بیاد در خونت سراپا احساسه

کارت خداییه - فرمانرواییه

محتاج یک نیمه نگات حاتم طاییه

با اسم تو مستم-دخیل تو هستم

بی دست کربلا بیا بگیر آقا دستم

(قمربنی هاشم عباس ابالفضل)

 

بین زمین و آسمون شهره ی آفاقی

صل علی سیدنا یا حضرت ساقی

یا حضرت سقا - پهلوون یکتا

قصدمه که فدات بشم یک شب تاسوعا

سخاوت رایج - یا باب الحوائج

دستات شفیع و منجیه عرصه ی نتایج

(قمربنی هاشم عباس ابالفضل)

 

میون جنگ و معرکه پهلوون فاتح

وقت عبادتت میشی تو بنده صالح

ای حضرت دریا - امیر بی همتا

خورده رو سربنده سرت فاطمة الزهرا

پهلوون و مردی - فاتح نبردی

شبیه به حضرت حیدر بی هماوردی

(قمربنی هاشم عباس ابالفضل)

رضا رسولی

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنربیتوته



گلچینی از شعر و ترانه ها

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------