تازه های قصه های کودکان


قصه برای کودکان،قصه برای بچه ها

قصه کودکانه «دخترک آواز خوان »

قصه کودکانه «دخترک آواز خوان » دختری بود که با پدر و مادرش برای تفریح به جنگل رفته بودن پس از کلی…
بیتوته
خدمات آرایشی و زیبایی


شعر کودکانه "صابون"



 

شعر کودکانه

 

کی بود کی بود؟


یه صابون کوچیک موچیک

گریه می کرد چیلیک چیلیک

 

غصه می خورد همیشه

می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

 

هر روز دارم آب می خورم تَر می شم

ولی کوچیک تر می شم

 

رفتم پیشش نشستم

براش یه خالی بستم

 

گفتم من هم اون قدیما غول بودم

مثل تو خنگول بودم

 

کوچیک شدم که با تو بازی کنم

سُرت بدم سُرسُره بازی کنم



سرگرمی های کودکانه

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------