تازه های قصه های کودکان


قصه ی شير وآدميزاد,قصه کودکانه,قصه

قصه ی شير و آدميزاد

يکی بود يکی نبود ، غير از خدا هيچکس نبود.يک روز شير در ميدان جنگل نشسته بود و بازي کردن بچه هايش را…


شعر کودکانه "صابون"

 

شعر کودکانه

 

کی بود کی بود؟


یه صابون کوچیک موچیک

گریه می کرد چیلیک چیلیک

 

غصه می خورد همیشه

می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

 

هر روز دارم آب می خورم تَر می شم

ولی کوچیک تر می شم

 

رفتم پیشش نشستم

براش یه خالی بستم

 

گفتم من هم اون قدیما غول بودم

مثل تو خنگول بودم

 

کوچیک شدم که با تو بازی کنم

سُرت بدم سُرسُره بازی کنم

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

تازه ترین مطالب بخش کودکان(فرهنگ اسامی، تربیت، خلاقیت، رفتار کودک، تغذیه کودک و ...)

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------