تازه های قصه های کودکان


قصه,قصه کودکانه,داستانهای کودکانه

داستان کودکانه روزی که استخوان مریض شد...

استخوان حالش خوب نبود. همه جایش درد می کرد. با خودش می گفت من که دائما د استراحت می کنم از جایم…


پاشو پاشو کوچولو




 

پاشو پاشو کوچولو



پاشو پاشو کوچولو


از پنجره نگاه کن



با چشماي قشنگت


به منظره نگاه کن



اون بالا بالا خورشيد


تابيده در آسمان



يک رشته کوه پايين تر


پايينترش درختان



نگاه کن اون دوردورا


کبوتري مي پرد



انگار براي بلبل


از گل خبر مي برد









کودکان, قصه کودکان, قصه های کودکان, قصه پاشو پاشو کوچولو, شعر های کودکان, شعر کودکانه کودکان, قصه کودکان, قصه های کودکان, قصه پاشو پاشو کوچولو, شعر های کودکان, شعر کودکانه


مرتبط با والدین و کودکان

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------