تازه های قصه های کودکان


داستانهای کودکانه,قصه های کودکانه

قصه ی کوتاه «طاووس و کلاغ»

قصه ی کوتاه کودکانه روزی کلاغی در کنار برکه نشسته بود. آب می خورد و خدا را شکر می کرد.طاووسی از…


شعر کودکانه جوجه طلایی





شعر کودکانه جوجه طلایی

 


جوجه  جوجه  طلائي


نوكت  سرخ و حنائي



تخم  خود را شكستي


چگونه بيرون جستي



شعر کودکانه جوجه طلاییشعر کودکانه جوجه طلایی



گفتا  جايم  تنگ بود


ديوارش از سنگ  بود



نه پنجره ،  نه در داشت


نه كسي ز من خبر داشت




شعر کودکانه جوجه طلایی

 

 

دادم  به خود يك تکان


مثل رستم پهلوان



تخم خود  را شكستم


اينگونه  بيرون جستم




شعر کودکان, شعر کودک, شعر کودکانه جوجه طلایی,شعر برای کودکان,شعرهایی برای کودکان شعر کودکان, شعر کودک, شعر کودکانه جوجه طلایی,شعر برای کودکان,شعرهایی برای کودکان


سرگرمی های کودکانه

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------


X