تازه های سرگرمی کودکان


لطیفه های جالب, لطیفه خنده دار برای کودکان

لطیفه های با نمک کودکانه

لطیفه های با نمک کودکانه اتوبوس سواریمردی سوار اتوبوس دو طبقه می شود. هرچه اصرار می کنند به طبقه…


لطیفه های بامزه



 

لطیفه های بامزه

 

 

جوراب های لنگه به لنگه

یک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک لنگه قرمز و یک لنگه آبی!

دختر کوچولو با صدای بچه گانه اش گفت:

عجیب تر این که یک جفت مثل همین جوراب ها هم توی خانه دارم!

 

تقویم امسال

دانش آموز: آقای فروشنده!

فروشنده با مهربانی گفت: بله پسرم!

دانش آموز: تقویم امسال رو دارید؟

فروشنده: بله چه شکلی می خواهی؟

دانش آموز: اون شکلی که توش تعطیلی زیاد داشته باشه!


صرف فعل

معلم: وقتی گفته می شود «من می روم، تو می روی، او می رود» چه زمانی است؟

شاگرد: این زمانی است که زنگ خورده و ناظم هم جلوی در ایستاده.

 

فراموشی

گروهی که تازه پیشاهنگ شده بودند، به اردو رفتند اما چون تجربه نداشتند، نمی توانستند غذای خود را درست کنند.

مربی از آن ها پرسید: آیا چیز مهمی را فراموش کرده اید؟

یکی از آن ها پاسخ داد: بله آقا... مامانم رو!

 

مهتابی

مادر: پسرم برو مغازه الکتریکی، یک مهتابی بخر!

پسرک به مغازه که رسید، یادش رفت چی باید بگه...

کمی فکر کرد و گفت: آقا ببخشید می شه یک متر لامپ بدید.

 


منبع:tebyan.net



سرگرمی های کودکانه

----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------