تازه های شهر حکایت


حکایت شیخ و مریدان, اندر حکایت شیخ و مریدان

حکایت شیخ و مریدان

حکایت شیخ و مریدان شیخ و مرید فرصت سوزیکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا…


دانا و نادان



 

   دانا و نادان

 

مردی نادان در محضر ارسطو به مردی دانا خرده گرفت و از او بدی ها گفت. دانا نیز خاموش نماند و به نادان پرخاش کرد. ارسطو به مرد نادان چیزی نگفت. اما دانا را به خاطر آن کار سرزنش کرد.

 

دانا با تعجب پرسید: چرا مرا سرزنش می کنید در حالی که بدگویی را او اول شروع کرد؟ از این گذشته او مردی نادان است ولی من دانشی اندوخته ام. ارسطو در جواب گفت: من هم به خاطر همین تو را سرزنش کردم تو مرد دانایی و دانا نادان را می شناسد؛ زیرا خودش روزگاری نادان بوده است و بعد دانا شده اما نادان دانا را نمی شناسد؛ زیرا هنوز دانا نشده است.

 

منبع:هزار و یک حکایت تاریخی حکیمی



گنجینه مثل ها و حکایات

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------