تازه های شهر حکایت


حکایت های مثنوی,حکایت های مثنوی معنوی

حکایت جالب «شتر گاو و قوچ و يك دسته علف»

حکایت جالب شتري با گاوي و قوچي در راهي مي‌رفتند. يك دسته علف شيرين و خوشمزه پيش راه آنها پيدا شد.…


حکایت «دوری از پرچانگی»



داستاهای جذاب

حکایت آموزنده

 

گروهی از حکیمان فرزانه به درگاه انوشیروان آمدند و درباره موضوع مهمی به گفتگو پرداختند، ولی بوذرجمهر (بزرگمهر) که برجسته ترین فرد حکیمان بود، خاموشی نشسته بود حرفی نمی زد.

حاضران به او گفتند: (چرا در این بحث و گفتگو با ما سخن نمی گویی؟)

بوذرجمهر پاسخ داد: وزیران همانند پزشکان هستند، پزشک جز به بیمار دارو ندهد وقتی که من می بینم رأی شما درست است، سخن گفتن درباره آن، از حکمت و راستکاری دور است:

 

چو کاری بی فضول من بر آید             مرا در وی سخن گفتن نشاید(۱۳۱)
و گر بینم که نابینا و چاه است                     اگر خاموش بنشینم گناه است


منبع: alhassanain.org

 



گنجینه مثل ها و حکایات

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------


فروشگاه و سوپر مارکت اینترنتی
بیتوته