داستان زيبا و خواندني" قورباغه"

تازه های داستان


داستان,داستان آموزنده

به جهت اين که احمق هستم! (داستانک)

شخص جواني گندم بر در آسياب برد که آرد نمايد. اتفاقا آسيابان مشغول کاري بود. آن شخص از فرصت استفاده…


داستان زيبا و خواندني" قورباغه"

داستان,داستانهای خواندنی,داستان قورباغه

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

 

منبع:pcparsi



مطالب مرتبط

قیمت عطر ،عطر زنانه ،عطر مردانه ،عطر و ادکلن

مردانه یا زنانه؟ واقعا فرق می کنند...
آیا میدانید زن باید ملایم و لطیف باشد و بوی گل بدهد؟
آیا میدانید مرد باید قوی باشد و بوی تنباکو، چوب هیزم و چرم بدهد؟
ادامـــــــــــه »

 قیمت عطر ،عطر زنانه ،عطر مردانه ،عطر و ادکلن
بوی تند = محرک جنسی

.......................................        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه         ........................................