تازه های داستان


داستانهای خنده دار

طوطی و بقال

داستان طوطی و بقال طوطی و بقال یک فروشنده در دکان خود, یک طوطی سبز و زیبا داشت. طوطی, مثل آدم ها…


پیر شی نوبتی نشی



سرگرمی,داستانهای جذاب

داستان پیر شی نوبتی نشی

 

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم. در حقم دعا کرد و گفت: «جوان دعا می‌کنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی.»


سوال کردم: «حاجی نوبتی دیگه چیه؟»


گفت: «فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانه‌ات رو نداشتی، بین بچه‌هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست و نوبت تو هست.»

 

از خداوند درخواست دارم که به تمامی ما انسان‌ها عمر با عزت عطا کند و هیچ کدوم ما هیچ‌وقت نوبتی و محتاج نشیم!

 

منبع:yekibood.ir



داستان های جالب و خواندنی

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------