داستان ضرب المثل شغال مردگی



سستی اعصاب , ضرب المثل ایرانی , دنیای ضرب المثل

این مثل به صورت شغال مردگی و خود را به شغال مردگی زدن هم اصطلاح می­شود کنایه از افرادی است که ظاهرا خود را کوچک و مظلوم وانمود می­کنند ولی در باطن آن چنان نیستند.

 

ضرب المثل شغال مرگی از آن­جا ناشی شده است که گاهگاهی روستاییان از اذیت و آزار شغال که به مرغان و پرندگان اهلی حمله می­کند به ستوه می­آیند و در سر راهش تله میگذارند تا در تله می­افتد و روستاییان به قصد کشت او را می­زنند.

 

شغال بر اثر ضرب و شتم و هلهله و غوغای روستاییان چنان وحشت و هراسی بر او مستولی می­شود که اعصابش از کار می­افتد و حالت اغما و بی­هوشی به او دست می­دهد. روستاییان به گمان آن­که شغال مرده است دمش را می­گیرند کشان کشانه به خارج از روستا می­برند و در خندقی که غالبا در اطراف مزارع و کشتزارها حفر شده است می­اندازند.


پس از دیر زمانی اعصاب شغال تسکین پیدا می­کند و چشمانش را باز می­کند و چون کسی را در پیرامونش نمی­بیند از خندق خارج می­شود و فرار می­کند.

 

این حالت اغما و بی­هوشی که بر اثر ضعف و سستی اعصاب به شغال دست می­دهد در عرف و اصطلاح عامه به «شغال مرگی» یا «شغال مردگی» تعبیر شده است.
منبع:forum.gigapars.com



گنجینه مثل ها و حکایات

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------