پنجشنبه 04 خرداد 1391 - 1 رجب 1433 - 23 می 2012
 |
 |
 |
 |
Glossary
|
 |
 |
|
|
اسامی دختران
صفحه:
1 2 3 4 5 6... بعدی »
- آبين (/ābin/)
-
مانند آب شفاف ، پاک ، قريه اي بوده است نزديک داراب گرد
- آذر (/āzar/)
-
آتش ، نار ، اخگر ، ماه نهم از سال شمسي-(پهلوي) 1- (در قديم) آتش، نار؛ 2- ماه نهم از سال شمسي؛ 3- (در قديم) (گاه شماري) نام روز نهم از ماه شمسي در ايران قديم؛ 4- (در قديم) (به مجاز) آتشكده؛ 5- (اَعلام) فرشته نگهبان آتش نزد ايرانيان باستان.
- آذرنگ (/āzarang/)
-
به رنگ آتش ، درد و رنج ، نوراني ، محنت دشوار و سخت
- آرشيدا (/āršidā/)
-
(آر + شيد + الف اسم ساز)، آريائي درخشان.
- آفرينش (/āfarineš/)
-
1- عمل آفريدن، خلقت، خلق، ابداع، انشا، كائنات، ماسوي الله؛ 2- (در قديم) (به مجاز) همهي آفريدگان، جهان هستي؛ 3- (در قديم) (به مجاز) سرنوشت، حكم تقدير.
- آلاء (/ālā’/)
-
(عربي) 1- نعمتها، نيكيها، نيكوييها؛ 2- از واژههاي قرآني.
- آماندا (/āmāndā/)
-
(ترکی) در امان، در پناه تو.
- آنديا (/āndiyā/)
-
(اَعلام) نام همسر بابلي اردشير درازدست شهريار هخامنشي است. از او خبر زيادي در دست نيست جز آن كه از همسران محبوب پادشاه بزرگ ايراني بوده است.
- آهنگ (/āhang/)
-
قصد ، عزم ، عزيمت ، حمله ، صولت ، اراده
- آواز (/āvāz/)
-
1- هرنوع صدایی که دارای آهنگ باشد، صدای آهنگین؛ 2- (در موسیقی ایرانی) صدایی آهنگین معمولاً در قالب یکی از دستگاه های موسیقی سنتی، که از حنجره ی انسان بیرون می آید و معمولاً با کلام همراه است؛ 3- (در موسیقی ایرانی) گوشه ای در دستگاه های شور، افشاری، ماهور و بیات اصفهان؛ 4- صدا؛ 5- (در قدیم) صدای بلند، خروش، فریاد.
- آوازه (/āvāze/)
-
1- آگاهي؛ 2- شهرت نيك، نامآوري؛ 3- نغمه، ترانه، نوا؛ 4- (در موسيقي ايراني) (در قديم) دستگاه.
- آواناز (/āvānāz/)
-
1-آوا و صوت قشنگ و زیبا؛ 2- آوا و صدای متناسب و موزون؛ 3- آوای توأم با کرشمه و غمزه.
- آيريانا (/āyriyānā/)
-
ه معني ايران. + ن.ك. آريانا و آريانه.
- آيرين (/āyrin/)
-
1- (كردي) آگرين، آهرين؛ 2- (در فارسي) آتشين.
- آيسو (/āysu/)
-
(تركي) (آي = ماه + سو = آب) 1- ماه و آب؛ 2- (به مجاز) زيبارو، با طراوت و درخشنده.
- آيسوده(آي سوده) (/āysude/)
-
(تركي ـ فارسي) (آي = ماه + سوده = ساييده شده، به صورت گَرد درآمده) 1- ماه ساييده شده؛ 2- (به مجاز) زيباروي.
- آيفر (آي فر) (/āy far/)
-
(تركي ـ فارسي) 1- شأن و شكوه ماه، عظمت ماه؛ 2- (به مجاز) زيبا رو.
- آينا (/āynā/)
-
1- (تركمني) به معني آیينه؛ 2- (تركي) آیينه، آبگينه، شيشه، شفاف، صورت سفيد و زيبا؛ 3- (به مجاز) زيبارو.
- آينام (/āy nām/)
-
(تركي ـ فارسي) [آي = ماه + نام = (در قديم) (به مجاز) نشان، اثر، صورت، ظاهر، مشهور]. 1- روي هم به معني نشان و اثر ماه؛ 2- داراي صورت و ظاهر ماه؛ 3- (به مجاز) زيبارو.
- آيه (/āyeh/)
-
نشان ، علامت ، هريک از جمله هاي قرآن
- آيينه (آئینه) (/āyine , ā’ine/)
-
(= آيينه و آينه) 1- سطح صاف و صيقل يافته شيشهاي يا فلزي كه تصوير را منعكس ميكند؛ 2- (به مجاز) (در تصوف) دل عارف كه حقايق در آن منعكس ميشود؛ 3-(در قديم) (در موسيقي ايراني) نوعي طبل يا زنگ كه از پشت فيل معمولاً در جنگ به صدا در ميآوردهاند.
- آيگل (آي گل) (/āy gul/)
-
(تركي ـ فارسي) 1- گل ماه، ماه گل، گل زيبا چون ماه؛ 2- (به مجاز) زيبارو و لطيف.
- آيتان(آيتان) (/āy tān/)
-
(تركي)1- مانند ماه؛ 2- (به مجاز) زيبارو.
- آيتاي(آيتاي) (/āy tāy/)
-
(تركي) 1- به معني مانند ماه، ماه وش؛ 2- (به مجاز) زيبارو.
- آیتا (/āitā/)
-
(ترکی ـ فارسی) (آی = ماه + تا= نظیر، مانند، لنگه)، 1- نظیر و مانند ماه، لنگه ی ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو.
- اديبه (/adibe/)
-
(عربي) (مؤنث اديب)، ( اديب. 1- ، 2- ، 3- ، 4- و5-
صفحه:
1 2 3 4 5 6... بعدی »
|
|
 |
 |
 |
در بیتوته همچنین بخوانید ...