بیتوته
آژانس مسافرتی,رزرو هتل


به قتل همسرم اعتراف می‌کنم



مردی که همسرش را در تهران کشته و به مشهد گریخته بود، دستگیر شد و به جرمش اعتراف کرد. 

به گزارش شرق، وقوع قتل در خیابان محلاتی ساعت ٢٣ روز ٢٨ دی‌ماه از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ١١٠ به کلانتری نبرد اعلام شد.

 

با حضور کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل جنایت مشخص شد جسد زنی ٥٦ساله به‌وسیله پسرش در خانه پیدا شده است. با حضور اورژانس در محل و انجام معاینات اولیه به مأموران اعلام شد این زن بر اثر اصابت ضربات جسم تیز به ناحیه گردن و قفسه سینه به قتل رسیده است.

 

 پسر مقتول در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: «زمانی‌که وارد خانه شدم، ناگهان مادرم را غرق خون دیدم؛ بلافاصله به اورژانس و ١١٠ زنگ زدم. مادرم را برای انتقال سریع به بیمارستان به بیرون ساختمان بردم، اما زمانی‌که تیم اورژانس در محل حاضر شد، در همان معاینه اولیه اعلام شد که او فوت شده است».کارآگاهان با انجام تحقیقات میدانی متوجه غیبت همسر مقتول به نام «نادر.ع» (٥٦ساله) در محل شدند و بلافاصله تحقیقات برای دستگیری وی به‌عنوان متهم پرونده در دستور کار قرار گرفت و با بررسی صحنه جنایت، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که او از محل جنایت متواری شده است.

 

تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه و دستگیری متهم در دستور کار کارآگاهان قرار داشت تا اینکه درنهایت آنها موفق به شناسایی مخفیگاه نادر در شهرستان مشهد شدند. بلافاصله هماهنگی لازم انجام شد و کارآگاهان اداره دهم با اخذ نیابت قضائی به شهرستان مشهد رفتند. سرانجام در ساعت ١٦:٥٠ روز چهارشنبه هفته گذشته نادر در شهرستان مشهد و در مخفیگاهش دستگیر شد. نادر در همان تحقیقات اولیه صراحتا به ارتکاب جنایت و قتل همسرش اعتراف کرد و درباره انگیزه جنایت به کارآگاهان گفت: «غروب روز جنایت با همسرم درگیری لفظی پیدا کردم. او قهر کرد و می‌خواست به خانه خواهرزاده‌اش برود. من قبلا با خواهرزاده همسرم درگیر شده بودم و آنها برای من چاقو کشیده بودند. از او خواستم که آنجا نرود اما زنم قبول نکرد. عصبانی شدم و مجددا با او درگیر شدم. به سمت آشپزخانه رفتم و چاقو برداشتم و با چاقوی میوه‌خوری چند ضربه به او زدم».

 

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر گفت: «با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده صادر شد و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت».

 

گفت‌وگو با متهم

 

مرد میان‌سال روز گذشته در مورد ماجرایی که منجر به کشتن همسرش شد توضیح داد.

 

  روز حادثه چرا با هم درگیر شدید؟

من و همسرم از مدت‌ها قبل با هم اختلاف داشتیم. مدتی بود به من می‌گفت شناسنامه‌اش را برداشته‌ام تا با آن پول‌هایش را از حساب خارج کنم. هرچه اصرار می‌کردم که شناسنامه‌اش دست من نیست باور نمی‌کرد. روز حادثه بعد از بگومگو، چادرش را برداشت تا به خانه خواهرش برود. از این کارش خیلی عصبانی شدم و به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم تا مانعش شوم، اما کار بالا گرفت و نفهمیدم چه شد که چند ضربه چاقو به او زدم.

 

 فقط به‌خاطر اینکه می‌خواست به خانه خواهرش برود به او چاقو زدی؟

نباید به آنجا می‌رفت، چون ما با هم مشکل داشتیم.

 

  چه مشکلی؟

درگیری بین من و شوهرخواهرش و خواهرزاده‌هایش بیشتر از آن بود که زنم بخواهد به خانه آنها برود. سر ارث و میراث با آنها مشکل داشتم و به‌خاطر همین موضوع درگیری‌های زیادی داشتیم.

 

  همسرت چرا به تو شک کرده بود که شناسنامه‌اش را برداشته‌ای؟

از زمانی که به‌خاطر بدهی‌ام فرار کردم، رفتار همسرم عوض شد. مدتی قبل معامله‌هایی کردم و نتوانستم پول طلبکارانم را پرداخت کنم. این‌طوری شد که سه سال فراری بودم و خانواده‌ام هم که نتوانستند ردی از من پیدا کنند، بدهی‌هایم را پرداخت کردند. زمانی که فهمیدم خانواده‌ام بدهی‌هایم را داده‌اند به تهران برگشتم، اما کمی به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم و از طرفی او هم با من خوب نبود.

 

  بعد از قتل چه کردی؟

لباس‌هایم را عوض کردم و با پسرم تماس گرفتم و به او گفتم که حال مادرش بد است و خودش را برساند. فکر می‌کردم تا زمانی که پسرم برسد، همسرم زنده بماند. بعد از آن هم به ترمینال آزادی و از آنجا با اتوبوس به مشهد رفتم. می‌خواستم آنجا توبه کنم و بعد هم به بندرعباس بروم و آرماتوربندی کنم. البته در این مدت هم با بچه‌هایم تماس گرفتم و آنها را وادار کردم که به حسابم پنج ‌میلیون تومان پول بریزند.

 

 از کار خودت پشیمان نیستی؟

خیلی پشیمانم، اما نمی‌خواستم خودم را معرفی کنم.

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ



----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------