تازه های اصول و فروع دین


پل صراط,رد شدن از  پل صراط,حقيقت پل صراط

شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می کنید؟!

چرا ما آدما در مقابل هشدارهای قرآن بی تفاویم و خیلی راحت از کنارش میگذری و هیچ تحولی در زندگیمان…


فروع دین یکی از اصول عقاید اسلام

قبل از ورود به بخش دوم تعاليم عاليه اسلام، لازم است بدانيم كه اصول عقايد اسلام، ارتباط به فكر و انديشه انسان دارد، لذا بايد اعتقاد به آن از روى دليل و اجتهاد باشد، امّا فروع دين كه دامنه وسيع آن، همه جزئيّات و كليّات زندگى، حركات و سكنات انسان، از قبل از تولّد تا بعد از وفات را در برمى گيرد و انسان - غالباً - نمى رسد در همه آنها اجتهاد كند، مى تواند در آن از مجتهد جامع الشرايطى تقليد نمايد.

 

از آنجا كه فروع دين اسلام بسيار است، ما تنها به ده مورد مهم و معروف آن اشاره نموده، سپس به بيان بعضى ديگر كه احتياج به كمى توضيح دارد مى پردازيم:

 

 

فروع دين اسلام بسيار است و ما به ذكر ده‏تاى آن مى‏پردازيم:


1 ـ نماز.

 

2 ـ روزه.

 

3 ـ خمس.

 

4 ـ زكات.

 

5 ـ حج.

 

6 ـ جهاد.

 

7 ـ امر به معروف.

 

8 ـ نهى از منكر.

 

9 ـ تولى.

 

10 ـ تبرى.

 

بايد دانست كه احكام و دستورات ديگرى مانند خريد و فروش، ازدواج، قصاص، ديات، قضاوت و... از فروع دين است.

 


اول: نماز

 

نماز بر دو قسم است: واجب و مستحب:

 

نماز واجب:


نمازهاى واجب بر چند قسم است كه مهمترين آنها نمازهاى شبانه روزى است.

در شبانه روز واجب است پنج مرتبه نماز بخوانيم:

 

1 ـ نماز صبح، و آن دو ركعت است كه وقتش از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مى‏باشد.

 

2 ـ نماز ظهر، و آن چهار ركعت است.

 

3 ـ نماز عصر، و آن چهار ركعت است. (وقت اين دو نماز از اول ظهر تا غروب آفتاب است).

 

4 ـ نماز مغرب، و آن سه ركعت است.

 

5 ـ نماز عشاء، و آن چهار ركعت است. (وقت اين دو نماز از اول مغرب تا نيمه شب شرعى است).

اين طريق نماز خواندن براى كسى است كه مسافر نيست ولى شخص مسافر بايستى نمازهاى چهار ركعتى خود: (ظهر، عصر، عشاء) را مانند نماز صبح دو ركعتى بخواند.

 

نماز مستحب:


نمازهاى مستحبى، زياد است و مهمترين آنها نافله‏هاى شبانه روزى است بدين طريق:

 

1 ـ نافله صبح دو ركعت و وقت خواندن آن پيش از نماز صبح است.

 

2 ـ نافله ظهر، هشت ركعت است و بايد دو ركعت دو ركعت خوانده شود و وقت آن قبل از ظهر است.

 

3 ـ نافله عصر، هشت ركعت است كه بايد قبل از عصر و دو ركعت دو ركعت خواند.

 

4 ـ نافله مغرب چهار ركعت است كه بعد از مغرب دو ركعت دو ركعت بايد خواند.

 

5 ـ نافله عشاء دو ركعت است كه بعد از نماز عشاء نشسته خوانده مى‏شود.

 

6 ـ نافله شب، يازده ركعت است، كه دو ركعت دو ركعت بايد خواند. و ركعت يازدهمى را تنها بجا آورد و وقت آن از نيمه شب تا اذان صبح است تمام اين نافله‏ها را بايستى مانند نماز صبح بجا آورد بجز اينكه در نيت باهم فرق دارند.

 

 

دوم: روزه

 

بر هر فرد مكلف واجب است كه: در ماه مبارك رمضان اگر مريض يا مسافر يا حائض يا معذور بعذر ديگرى نباشد روزه بگيرد، روز عبارت است از اينكه انسان پيش از اذان صبح نيت كند كه: فردا روزه مى‏گيرم قربة الى الله، و از اول شفق تا مغرب شرعى از مفطراتى كه روزه را باطل مى‏كند دورى نمايد: و مفطرات نه چيز است:


1 ـ خوردن و آشاميدن.

 

2 ـ جماع.

 

3 ـ استمناء.

 

4 ـ اماله نمودن با چيز روان.

 

5 ـ رساندن غبار غليظ به حلق.

 

6 ـ باقى ماندن بر جنابت تا طلوع شفق.

 

7 ـ فروبردن سر بزير آب.

 

8 ـ دروغ بستن به خدا و پيامبر و امام(ع).

 

9 ـ قى عمدى.

 

رمضان

 

چند مسأله:


1 ـ اول ماه رمضان و اول ماه شوال، به يكى از سه چيز ثابت مى‏گردد:

 

ألف ـ ديدن ماه.

ب ـ دو نفر شاهد عادل شهادت دهند كه: ماه را ديده‏اند.

ت ـ حاكم شرع حكم دهد كه: ماه ديده شده.

 

2 ـ كسى كه در ماه رمضان روزه خود را عمدا بشكند براى كفاره آن يكى از اين سه كار را بايد بجا آورد:

 

ألف ـ يا شصت روز روزه بگيرد.

ب ـ يا شصت فقير را سير كند.

ت ـ يا بنده مؤمنى را آزاد كند.

 

3 ـ بر هر مكلفى كه مى‏تواند، واجب است در روز عيد فطر براى خود و هركه نان خور او است براى هريك نفر مقدار تقريبا سه كيلو گرم گندم، يا جو يا ذرت، بعنوان (زكات فطره) بپردازد و نيز مى‏تواند قيمت هريك را حساب كرده به فقرا رد كند.

 

4 ـ مستحب است در روز عيد فطر (نماز عيد) خوانده شود. (در اين مسأله اختلاف است).

 


سوم: خمس

 

خمس عبارت است از يك پنجم مال كه در اين هفت چيز واجب مى‏شود:

 

1 ـ سودى كه از راه: تجارت، كشاورزى، اجاره مستغلات و هرنوع كسب مشروع بدست مىآيد، كه پس از گذراندن مخارج ساليانه بايد خمس آنچه پس انداز مى‏شود پرداخت گردد.

 

2 ـ معادن طلا، نقره، نفت، نمك، آهن و مانند آن.

 

3 ـ گنج، هركس گنجى را يافت خمس آن با شرايطش واجب مى‏شود.

 

4 ـ مال حلال مخلوط به حرام، در صورتى كه مقدار حرام و صاحب آن را نداند.

 

5 ـ آنچه از جواهرات دريا بوسيله فرورفتن در آب (غواصى) بدست آورند، مانند صدف و مرجان و...

 

6 ـ غنيمت جنگى كه در حال جنگ و يا دفاع از كفار بدست مى‏آيد.

 

7 ـ زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد يا بنحو ديگر به كافر منتقل شود.

 

خمس بدو قسمت تقسيم مى‏گردد:


1 ـ نصف آن براى سادات فقير كه نمى‏توانند كسب كنند.

 

2 ـ نصف ديگر آن، به مجتهد عادل داده مى‏شود كه در راه مصارف اسلامى مصرف كند.

 

 

چهارم: زكات

 

زكات بر نه چيز واجب است:


1 ـ خرما.

 

2 ـ كشمش.

 

3 ـ گندم.

 

4 ـ جو.

 

5 ـ شتر.

 

6 ـ گوسفند.

 

7 ـ گاو.

 

8 ـ طلا.

 

9 ـ نقره.


و زكات مال التجاره مستحب است. زكات در هشت مورد به مصرف مى‏رسد:


1 ـ فقير.

 

2 ـ مسكين، و آن كسى است كه از فقير سخت‏تر مى‏گذراند.

 

3 ـ مأمورين وصول زكات.

 

4 ـ كافرانى كه اگر زكات به آنها داده شود به اسلام مايل شوند.

 

5 ـ در راه آزاد كردن بردگان.

 

6 ـ بدهكارى كه نمى‏تواند وام خود را بپردازد.

 

7 ـ (سبيل الله) مانند ساختن مسجد و پل و هركارى كه براى مسلمانان نفع عمومى دارد.

 

8 ـ (ابن السبيل): مسافرى كه در سفر مانده است، گرچه در شهر خودش ثروتمند است.

 

اگر مردم اين دو حق واجب: (خمس و زكات) را بپردازند بر روى زمين مستمندى باقى نمى‏ماند و مصالح اسلامى تعطيل نمى‏گرديد، همانطورى كه تاريخ مسلمانان صدر اسلام كه بقوانين اسلام عزيز رفتار مى‏كردند شاهد زنده‏اى برگفتار ماست.

 

 

پنجم: حج

 

يكى از اركان اسلام حج است و بر هر فرد مكلفى كه قدرت داشته باشد، واجب است در مدت عمر يك بار براى انجام مراسم حج به مكه (خانه خدا) برود.

 

مراسم حج بر دو قسم است:

 

قسم اول: عمره، و آن عبارت است از:

 

1 ـ احرام، يعنى: لباسهاى خود را در آورده و دو جامه كه به آن احرام مى‏گويند بپوشد.

 

2 ـ طواف عمره، يعنى: هفت بار اطراف خانه كعبه بگردد.

 

3 ـ نماز طواف عمره، يعنى: دو ركعت نماز مانند نماز صبح به نيت طواف عمره بخواند.

 

4 ـ سعى بين صفا و مروه، يعنى: هفت مرتبه مسافت بين صفا و مروه را بپيمايد (صفا و مروه دو كوه‏اند).

تقصير، يعنى: مقدارى ناخن يا موى خود را بچيند.

 

کعبه

 

قسم دوم: حج و اعمال آن بدين ترتيب است:


1 ـ احرام.

 

2 ـ توقف در عرفات كه آن موضعى است در نزديكى مكه.

 

3 ـ توقف در مشعر كه آن موضعى است در نزديكى مكه.

 

4 ـ رفتن به منى، براى انجام اعمال سه گانه:

 

ألف ـ (رمى جمره) پرتاب كردن سنك بسوى پاره‏اى ازكوه.

ب ـ قربانى كردن گوسفندى يا شترى يا گاوى.

ت ـ تراشيدن سر.

 

 

5 ـ طواف زيارت، يعنى: اطراف خانه كعبه طواف نمودن.

 

6 ـ نماز طواف حج، يعنى: دو ركعت نماز به نيت طواف حج بجا آورد.

 

7 ـ سعى بين صفا و مروه، يعنى هفت مرتبه مسافت بين كوه صفا و مروه را بپيمايد.

 

8 ـ طواف نساء، يعنى: هفت مرتبه اطراف خانه كعبه طواف كند.

 

9 ـ نماز طواف نساء، يعنى دو ركعت نماز مانند نماز صبح به نيت طواف نساء بجا آورد.

 

10 ـ بيتوته در منى، و رمى جمره در آنجا.

 

 

ششم: جهاد

 

جهاد از امورى است كه بر مسلمانان واجب شده و معنى آن جنگيدن براى پيشرفت اسلام است، با چند دسته جهاد واجب است:

 

1 ـ با كفار و يا بت پرستان، يا منكرين خداوند و مانند آن، ولى جنگ با آنان صرفا به خاطر فتح و پيروزى نيست، بلكه به خاطر گسترش عدالت و دادگرى در ميان مردم، و نجات زيردستان از چنگال ستمگران و اجراى دستورات عاليه اسلام و احكام الهى است، بنا بر اين تا آنجائى كه ممكن است دامنه جنگ وسعت نمى‏يابد، و هرچه زودتر به خونريزى خاتمه داده مى‏شود به همين جهت مى‏بينيم كه در تمام جنگهاى پيغمبر(ص) با اينكه متجاوز از هشتاد جنگ بود، به شهادت تاريخ مجموع تعداد كشته‏شدگان از مسلمانان و مشركين بيش از يكهزار و چهارصد نفر نبوده است.

 

در جنگ با كفار، چنانچه طرف مقابل اسلام از اهل كتاب، مانند يهود و نصارى باشد، آنان را به انتخاب يكى از اين سه راه مختار مى‏نمايند.

 

اول: اسلام بياورند.

 

دوم: جزيه بپردازند، بدين معنى كه طبق قرارداد بايد ساليانه مقدارى از مال خود را به حكومت اسلام بپردازند، تا در راه مصالح عمومى مصرف گردد و در اين صورت مى‏توانند با آزادى عقيده در سايه حمايت اسلام بزندگى خود ادامه دهند.

 

سوم: جنگيدن.

 

اما كفارى كه اهل كتاب نيستند، آنان را به انتخاب يكى از دو راه مختار مى‏سازند:

 

الف ـ اسلام بياورند.

ب ـ براى جنگ آماده شوند.

 

2 ـ اهل ذمه در صورتى كه از شروط مقرره سرپيچى كنند، مسلمانان براى سركوبىشان با آنان مى‏جنگند، مگر آنكه باز به پيمان خود برگردند و يا مسلمان شوند.

 

3 ـ مسلمانانى كه بر پيشواى اسلام بشورند: آنان كسانى هستند كه از دستورات اسلام سرباز زنند بايد با اينان جنگيدتا از راهى كه رفته‏اند برگشته، و به موازين اسلام رفتار نمايند.

 

 

هفتم: امر به معروف

 

امر به معروف از فروع مهم اسلام است، (معروف) آن است كه اسلام بدان امر نموده، و انجام آن را واجب گردانيده مانند نماز، روزه، پرداخت حقوق مستمندان و رعايت قوانين مهم اسلامى...

 

يا آنكه اسلام بدان امر نموده ولى انجامش را واجب نكرده است، مانند، اطعام مستمندان و پذيرائى از ميهمان و اخلاق نيكو و تعليم بى‏سوادان و مانند اينها...

بنابر اين امر نمودن به قسم اول واجب و به قسم دوم مستحب است:

 

امر به معروف داراى چهار شرط است:


1 ـ امركننده بايستى اول خودش خوب و بد را تميز دهد سپس امر و نهى نمايد.

 

2 ـ احتمال تاثير بدهد.

 

3 ـ در صورتى كه طرف در عمل زشت خود اصرار ورزد.

 

4 ـ از امر به معروف زيان قابل توجهى روى ندهد.

 

 

هشتم: نهى از منكر

 

و آن نيز از فروع مهم اسلام است: مسلمانان به جهاتى چند بر ملتهاى ديگر برترى دارند، مهمترين سبب اين برترى اجراى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر است كه خداوند متعال مى‏فرمايد: (شما مسلمانان از ميان مردم بهترين ملت‏هائيد، براى آنكه به كار نيك امر و از رفتار ناشايست نهى مى‏نمائيد(4).

 

(منكر): آن است كه اسلام ما را از آن باز داشته است مانند شراب، قمار، ربا، زنا، خوردن مال مردم بدون رضايت و مانند اينها يا آنكه اسلام آنرا مكروه دانسته است، مانند ياوه‏گوئى خوابيدن بين طلوعين و مانند آن...

 

نهى از آنچه در اول گفتيم واجب و از مكروهات مستحب است.

 

شرايط چهارگانه كه در امر بمعروف گفته شد در نهى از منكر نيز رعايت مى‏گردد. نهى از منكر داراى مراتبى است:

 

1 ـ نهى قلبى، به اينكه قلبا از وقوع منكر بىزار باشد.

 

2 ـ نهى باصورت، مانند روگردانيدن از بجاآورنده منكر.

 

3 ـ نهى زبانى، با پند و اندرز، تا برسد به سرزنش و پرخاش.

 

4 ـ نهى با دست، مانند زدن، تا آنگاه كه زيان قابل توجهى پديد نيايد.

 

امر به معروف و نهى از منكر، دو دستور واجب و در نهايت اهميت است، تا آنجا كه پيغمبر اسلام(ص) فرمودند:

 

(تمامى كارهاى نيك در برابر جهاد در راه خدا مانند قطره ايست، نسبت به دريا و همه كارهاى نيكو و جهاد در برابر امر به معروف و نهى از منكر مانند قطره‏اى است در مقابل دريائى بى‏كران).

 

ولى متأسفانه كمتر كسانى هستند كه به اين دو واجب عمل كنند، حضرت باقر(ع) فرموده است:

 

(در آخرالزمان مردمى هستند كه امر به معروف و نهى از منكر را واجب نمى‏شمارند، مگر آنجا كه براى آنان زيانى در كار نيست و پيوسته، براى خود وقت گذرانى و عذرتراشى مى‏كنند، اينجا است كه خداوند آنان را مورد خشم خود قرار خواهد داد).

 


نهم و دهم: تولى و تبرى

 

تولى، يعنى: دوستى خدا و پيامبران و امامان عليهم‏ السلام. تبرى، يعنى: بيزارى از دشمنان خدا و دشمنان پيامبران و امامان عليهم‏ السلام.

 

براى اينكه: اگر كسى شخصى را دوست داشته باشد از او پيروى مى‏كند و اگر كسى با شخصى دشمن باشد از او دورى مى‏نمايد، بنا براين دوستى خدا و اولياء خدا سبب مى‏گردد كه براى نظم دنيا و پاداش آخرت از آنان پيروى نمائيم.

 

 

 



مطالب مرتبط - مذهبی

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------