تازه های شهر حکایت


توکل به خدا,حکایت درباره ی توکل به خدا,داستان هايي از توكل به خدا

چند حکایت درباره ی توکل به خدا

حکایاتی از توکل به خدا حکایت های خواندنی درباره توکل به خدا هیچ زمانی توکل تان را نسبت به خدا از…

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید



حکایت خواندنی از سعدی,حکایت های موتاه گلستان سعدی

حکایت های آموزنده

 

پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد. شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ وزیر گفت: به جان شما دعا می کند. شاه اسیر را بخشید.
وزیر دیگری که در محضر شاه بود و با آن وزیر اول مخالفت داشت گفت: ای پادشاه آن اسیر به شما دشنام داد.


پادشاه گفت: تو راست می گویی اما دروغ آن وزیر که جان انسانی را نجات می دهد بهتر از راست توست که باعث مرگ انسانی می شود.


جز راست نباید گفت
هر راست نشاید گفت

 

منبع: گلستان سعدی

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------