تازه های داستان


داستان کوتاه,داستان افسانه‌ای کوچک,داستان های فرانتس کافکا

داستان کوتاه افسانه‌ای کوچک

داستان های کوتاه و خواندنی افسانه‌ای کوچکموش گفت: "دریغا که جهان هر روز کوچک‌تر می‌گردد! در آغاز به…


اصل موضوع را فراموش نکن



داستانهای جذاب,داستان های کوتاه,داستانک

داستان آموزنده

 

مرد قوی هیکل، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند.

روز اول 18 درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد، ولی 15 درخت برید .

روز سوم بیشتر کار کرد، اما فقط 10 درخت برید. به نظرش آمد که ضعیف شده است. نزدیکش رفت و...

عذر خواست و گفت: نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم، درخت کمتری می برم.

رئیس پرسید: آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟

او گفت: برای این کار وقت نداشتم. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم.

 

منبع:asriran.com

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------