|
آسمان را گفتم می توانی آیا بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه روح مادر گردی صاحب رفعت دیگر گردی گفت...
|
|
ادامه
|
|
شبی چون شَبَه روی شسته به قیر/نه بهرام پیدا ، نه کیوان ، نه تیر/دگرگونه آرایشی کرد ماه بسیچ گذر...
|
|
ادامه
|
|
در جریان قبر پژوهی های پیشین درباره ی نوشته قبور فرنگیان و برخی مشاهیر وطنی صحبت ...
|
|
ادامه
|
|
شعر تابستان--خدایا من چرا سردم؟/در سکوت غمگینم/در شلوغی پر از دردم/آه خدایا , خدایا آه/....
|
|
ادامه
|
|
خب.آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوکو...
|
|
ادامه
|
|
از میان هنرمندانی كه سعی در ارایه نوعی جهانبینی خاص و مشرب فكری دارند «سهراب سپهری» ...
|
|
ادامه
|
|
مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا،آره بارون میومد خوب یادمه،زیر لب زمزمه کردم، کی می تونه...
|
|
ادامه
|
|
زنم از دیده بر دل روی مادر/منم مست کمان ابــروی مادر/گل از خجلت نقابی بر رخش زد/چو آمد عطر...
|
|
ادامه
|
|
نشد تا تو هستی من عاشق بشم.نشد قلب ما عشقو باور کنه ,به امشب به تقدیر من عشق تو...
|
|
ادامه
|
|
خواستم شعری برایت بگویم کارگر /شعری از پر پینه دستت/شعری از پر کینه قلبت/درد و رنجت/....
|
|
ادامه
|