تازه های شعر و ترانه


شعر و ترانه, اشعار طنز ایرج میرزا

شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )

چنین می گفت شاگردی به مکتبکه این مکتب چه تاریکست یا رب نباشد جز همان تاریک دیوارهمان لوح سیاه تیره…


شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم

 

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم

 اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا           آرزومه اي خدا        ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا              به ديار نينوا          اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر        من و قلب پرشرر     من و يک عکس ضريح کربلا
       حرم اربابم حسين       صحن بين الحرمين      شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من         اينه امتياز من       که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا         به مشام جان ما      بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه    محشري بر پا ميشه    شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا           به سپاس گريه ها          ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا            جاي جنت خدا           ما بشيم ساکن کوي کربلا

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم

امام حسین(ع)-ورودبه محرم
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم  
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

منبع:bahreyar.blogfa.com



مطالب مرتبط - سرگرمی

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

تازه های فرهنگ و هنر(شعر و ترانه، هنر و هنرمند، هنرهای دستی، تاریخ و تمدن، مناسبتها و...)

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------