تازه های داستان


داستان کوتاه,داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه جالب

داستان کوتاه، خداوند از انسان چه مي خواهد

داستان کوتاه و آموزنده خداوند از انسان چه مي خواهدشبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و…


دوست داشتن در مقابل استفاده کردن



سرگرمی،سایت سرگرمی

داستانهای خواندنی

 

زمانیکه مردی در حال پولیش کردن ماشین جدیدش بود کودک 4 ساله اش تکه سنگی را بداشت و بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.

مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد.

وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید: "پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد"

آن مرد آنقدر مغموم بود که هچی نتوانست بگوید به سمت ماشین برگشت وچندین باربا لگد به آن زد حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود نگاه می کرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر" روز بعد آن مرد خودکشی کرد.

 

منبع: asriran.com



داستان های جالب و خواندنی

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------