داستانی زیبا درمورد کوروش کبیر!

تازه های داستان


داستان,داستان آموزنده

به جهت اين که احمق هستم! (داستانک)

شخص جواني گندم بر در آسياب برد که آرد نمايد. اتفاقا آسيابان مشغول کاري بود. آن شخص از فرصت استفاده…


داستانی زیبا درمورد کوروش کبیر!

 

داستان زیبا در مورد کوروش کبیر

 

 

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟

 

کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.


کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید.


مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.


کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره‌اند مثل این می‌ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!

 

,داستان راستان,داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب,سرگرمی,سرگرمی و,بازی و سرگرمی,سایت سرگرمی,تفریح و سرگرمی,سایتهای سرگرمی,داستانی زیبا درمورد کوروش کبیر ,داستان راستان,داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب,سرگرمی,سرگرمی و,بازی و سرگرمی,سایت سرگرمی,تفریح و سرگرمی,سایتهای سرگرمی,داستانی زیبا درمورد کوروش کبیر


مطالب مرتبط

تازه ترین مطالب سرگرمی(مطالب خواندنی ، ضرب المثل ، فال ، طنز ، اس ام اس و ...)

ثبت شرکت ها،اداره ثبت شرکت،اداره ثبت شرکت
50 نکته خواندنی از زبان مدیران موفق

بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید .
دیگران را عفو کنید ولی خود را هرگز .
تجربه را نمی توان خلق کرد باید آن را تجربه کرد.
ادامه »

ثبت شرکت ها،اداره ثبت شرکت،اداره ثبت شرکت
یک روز خوب می آید...

.......................................        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه         ........................................