آخرین اخبار سیاسی


اخبارسیاسی ,خبرهای سیاسی , ظریف

ظریف: تحریم‌های آمریکا ناقض دستورات دیوان بین‌المللی دادگستری است

وزیر امور خارجه در حساب خود در توییتر نوشت: تحریم‌های اخیر آمریکا ناقض دستورات دیوان بین‌المللی دادگستری است. به گزارش ایرنا از مرکز…


نخست وزیر هلند از کره مریخ آمده است یا مسوولان ما



 اخبارسیاسی ,خبرهای سیاسی ,نخست وزیر هلند
چرا مدیران ایرانی فکر می کنند هر چه عصا قورت داده تر باشند مدیر تر به نظر می رسند و از رفتارهای معمول همه مردم فاصله می گیرند؟ 

 نخست وزیر هلند داشت کارت ورود به پارلمان را می‌زد که فنجان یا لیوان قهوه از دستش افتاد و بر زمین ریخت. نظافت‌چی «تی» به دست برای تمیز کردن آمد اما جناب نخست وزیر« تی» را از دست خانم نظافت‌چی گرفت و خود مشغول به تمیز کردن زمین شد.

 

حتما مثل همیشه آقای نخست وزیر قبل از ریختن قهوه بر روی زمین، با دوچرخه آمده بود.

 

دیدن این صحنه‌ها برای ما عجیب است. خیلی هم عجیب است. یادمان نمی‌آید مسؤولی در ایران چنین رفتاری از خود نشان داده باشد.  البته از نسل قبل تر شنیده ایم که اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب در بهار 58 با دوچرخه به محل استانداری می رفت ولی درباره دیگران نشنیده ایم. نه تنها مسئولان رده بالای کشور بلکه مدیران مجموعه‌های کوچک نیز تصور می‌کنند بعد از رسیدن به جایگاه مدیریت تنها و تنها باید کارهای مدیریتی انجام دهد و لاغیر.

 

ما هر وقت مسئولی دیده ایم منتظر بوده یکی از محافظان درهای خودرو را برایش باز کند و تقریبا همه در لباس رسمی دیده می شوند در همه حال. چهره هایی چون حجت الاسلام دعایی مدیر روزنامه اطلاعات را البته با منش مردمی و دور از تشریفات می شناسیم ولی تصویر غالب یا قالب تصویر مدیران ایرانی همیشه به گونه ای بوده که گویا از کره‌ای دیگر آمده اند. اصطلاحا عصا قورت دادگی و  لفظ قلم حرف زدن از ویژگی‌های مهم یک مدیر ایرانی تصور شده است.

 

اصلا تصور نمی کنم یک مدیر ایرانی از ماشین تا دفتر کار قهوه ای بخورد  چون قرار است پرستیژ یک مدیر حفظ شود. بسیاری از ما عکس‌های روسای جمهوری دیگر کشورها را در حال ورزش کردن، شنا کردن، تفریح کردن دیده‌ایم. نمونه‌اش پوتین اما تصویرهای این چنینی برای ما غریب است. آخرین آن مربوط به حسن روحانی در حال تماشای جام جهانی بود.

 

بله، یک مدیر در ایران نباید رفتاری خارج از شان یک مدیر انجام دهد. اصلا مگر می‌شود یک وزیر لباس ورزشی بپوشد و با اعضای فامیل خود فوتبال بازی کند. یا مگر می‌شود مدیری را در شهربازی در حال بازی کردن با بچه‌هایش دید.

 

مدیر ایرانی باید روی صندلی عقب بنشیند، کت و شلوار تیره بپوشد، انگشتری به دست کند و منتظر بایستد تا کسی در خودرو را برایش باز کند.

 

بسیاری از مسئولان ما علاقه زیادی هم به داشتن محافظ دارند. گویی بسیاری از آقایان و خانم‌ها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند لذت می‌برند.

 

در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر می‌شوند. حالا چه اشکالی دارد مسئولان ایرانی هم حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفت‌وگو کنند.

 

تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست.

 

البته حالا که یک سوزن به مسئولان زدیم بهتر است یک جوالدوز هم به خودمان بزنیم. مردم هلند، مالیات می‌دهند. سعی می‌کنند تا آنجا که می‌شود قانون را رعایت کنند. در کار خود کم کاری نکنند و در بسیاری از مواقع دروغ نگویند.

 

به خدا که نخست وزیر و مردم هلند از کره مریخ نیامده‌اند. ما هم می‌توانیم این سبک زندگی آنها یعنی قانون‌مندی و مسئولیت پذیری را از آنها بیاموزیم و به کار ببریم. به همین سادگی.

 

 

عصر ایران/مصطفی داننده 

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------