تحلیل جاناتان ویلسون از آخرین جام جهانی مسی؛ در اندیشه عبور از مارادونا
- مجموعه: اخبار ورزشی و نتایج مسابقات
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ۱۰:۱۷

به گزارش فوتبال ۳۶۰، سرنوشت لیونل مسی در قطر شبیه به پایان فوقالعاده یک داستان بینقص به نظر میرسید. او محکوم است همیشه با دیگو مارادونا مقایسه شود؛ مارادونایی که زندگیاش انباشته از فراز و نشیبهای دراماتیک، مصدومیت و اعتیاد، محرومیتهای دوپینگ و باندهای سازمانیافته و بالاترین اوجها و عمیقترین فرودها بود. در مقایسه با او، روایت مسی همیشه کمی یکنواخت به نظر میرسید. در فوتبال استعداد داشت و سپس برای ۲ دهه به طور مداوم درخشان ظاهر شد و عنوان پشت عنوان کسب کرد. اشک و ناامیدی و لحظات تردید وجود داشت اما هرگز در آستانه غرق شدن در منجلاب قرار نگرفت، با تفنگ بادی به سمت خبرنگاران شلیک نکرد و برای فرار از آزمون دوپینگ از اندام مصنوعی بهره نبرد.
قطر حداقل تا حدودی جذابیت دراماتیک به ارمغان آورد. موفقیت باشگاهی به وضوح برای کارنامه مسی کافی نبود. او انگیزه بالایی داشت، بر کمرویی ذاتی خود غلبه کرده بود تا به رهبر واقعی تیم تبدیل شود. در رختکن حماسی صحبت میکرد. وقتی در مصاحبه تلویزیونی پس از برد یکچهارم نهایی مقابل هلند با عصبانیت به ووت وگهورست گفت: «به چی نگاه میکنی احمق؟» این حرکت به عنوان بیرون آمدن مرد آرام از لاک خودش جشن گرفته شد؛ هرچند با عبارتی به غایت کودکانه. آیا این بازیکن آرژانتینی میتوانست در تورنمنتی که تصور میشد آخرین جام جهانی اوست، سرانجام جام را بالای سر ببرد؟ در مرحله حذفی، هر بازی میتوانست آخرین بازی او باشد؛ نبوغ و در عین حال شکنندگی ظاهری، یادآور همیشگی فنا بود.
قطر شبیه به کامل شدن یک چرخه به نظر میرسید. در همین قطر و در سال ۱۹۹۵ آرژانتین اولین جام از ۵ قهرمانی زیر ۲۰ سال خود را در طول ۱۲ سال زیر نظر خوزه پکرمن و هوگو توکالی به دست آورد. لیونل اسکالونی بخشی از آن تیم اول بود. مسی هم بخشی از آخرین تیم از آن نسل در سال ۲۰۰۷ نام داشت. روح پکرمن و توکالی در این تیم جریان یافت و این ترس همواره وجود داشت مستمرترین دوران موفقیت در تاریخ فوتبال پایه، ممکن است در رده بزرگسالان هیچ حاصلی نداشته باشد. به نظر میرسید آنچه در قطر آغاز شده به شکلی باشکوه در قطر به پایان رسیده است. مسی میتوانست بشت عربی (که در زمان اهدای جام روی شانههایش انداخته شد) را کنار بزند و خداحافظیاش را اعلام کند. او قادر بود دور افتخار خود را در حالی که روی شانهها حمل میشد، بزند و پیروزی مارادونا در ورزشگاه آزتکا در سال ۱۹۸۶ را زنده کند. یک اوج بینقص. پایان. تیتراژ پایانی.
تمام اینها باعث میشود اکنون ۴ سال بعد، آماده شدن آرژانتین برای یک جام جهانی دیگر با مسی کمی عجیب به نظر برسد. او به این ساختار روایی خیانت کرده. بیشتر از دنی گلاور در فیلمهایش، ماموریتهای «برای آخرین بار» داشته. در طول این تورنمنت ۳۹ ساله خواهد شد و این عدد او را به مسنترین بازیکن آرژانتینی تاریخ جام جهانی تبدیل میکند. اگرچه تنها دهمین بازیکن مسن در ایالات متحده، مکزیک و کانادا خواهد بود. به طور کلی سن بازیکنان رو به افزایش است. خطر بزرگی وجود دارد که او در یک نقطه فرود از فوتبال خداحافظی کند؛ این یادآور تمام جامهای جهانی قبل از قطر است اما احتمال موفقیت بهچشم میخورد. آیا او میتواند دوباره این کار را انجام دهد؟ یک فرد عادی ممکن است فکر کند دیگر چیزی برای اثبات ندارد، کار تمام شده و زمان آن است یا استراحت کند یا به دنبال حرفه دیگری باشد؛ مربیگری، کارشناسی فوتبال یا چیزی کاملاً متفاوت. داشتن یک خودباوری قوی و غیرمنطقی، از الزامات ورزشکاران سطح اول جهان است.
شاید فکر میکند میتواند یک بار دیگر الهامبخش آرژانتین برای رسیدن به افتخار باشد. پس از سالها زندگی زیر سایه مارادونا، آیا میتواند از او پیشی بگیرد و ۲ بار قهرمان جهان شود؟ آیا آیندهای وجود دارد و در آن آرژانتینیها دور منقل آسادو جمع میشوند و با افسوس تأیید میکنند دیگو با همه بزرگیاش، فقط یک بار قهرمان جام جهانی شد؟
این اتفاق چقدر احتمال دارد؟ مسی در قطر هم پیر به نظر میرسید. او در حاشیه بازیها حرکت میکرد، برای لحظهای به کمک نبوغ خود میدرخشید و سپس دوباره ناپدید میشد. رودریگو دیپائول ساق کمکی پاهای او نام گرفت و اینتر میامی احساس کرد مجبور است او را جذب کند تا همین کار را برای مسی در MLS انجام دهد؛ هرچند خولیان آلوارس و انزو فرناندس دوندگی زیادی برای پوشش داشتند. مسی با قدم زدن در سایهها به یک خطر تبدیل میشود و مکانیسمهای تیم را در یک نقش مرکزی مختل نمیکند.
مسی قبل از جام جهانی قبلی به طور منظم در سطح نسبتاً بالایی بازی میکرد. در نیمفصل قبل از آن تورنمنت، او ۱۳ بار در لیگ یک فرانسه و ۵ بار در لیگ قهرمانان اروپا توپ زد. امسال در ۱۴ بازی MLS و ۲ بازی جام قهرمانان کونکاکاف بازی کرده و تقریباً معادل به نظر میرسد اما سطح این رقابتها به هیچ وجه حتی نزدیک به لیگ فرانسه نیست. با این حال، مسی برای آرژانتین همچنان موثر ظاهر شده. در آخرین دوره کوپاآمریکا (که آرژانتین قهرمان شد) و در مسابقات انتخابی جام جهانی و بازیهای دوستانه بعدی.
آیا او برای این مأموریت بزرگ مجهز است؟ چه کسی میداند؟ بیم آن میرود مسی به کاریکاتوری از آنچه بود، تبدیل شود. همه افراد در آستانه بازنشستگی با این ترس روبهرو هستند؛ ترس از چنگ زدن به جایگاه خود بعد از پایان دوران موفقیت، از ترس گم کردن هدف.
چه چیزی در انتظار مسی قرار دارد؟ او شخصیتی مرموز دارد و بسیار سخت است بدانیم استعداد مربیگری یا کارشناسی فوتبال را در خود میبیند یا اصلاً جاهطلبی خاصی در این مسیر دارد یا خیر. اگر زندگی آیندهاش چیزی بیشتر از حضور در تبلیغات برندها و بازیهای بیپایان پلیاستیشن نباشد، عدم تمایل به پایان دوران بازیاش کاملاً قابل درک است. این اما شاید تعمیم استانداردهای انسانهای معمولی به او باشد؛ استانداردهایی که هرگز در مورد مسی صدق نکردهاند. قطر شبیه به یک فینال بزرگ و اوج داستان بود اما این احتمال وجود دارد آن بازی، تنها بخش اول از یک پایانبندی حتی بزرگتر بوده باشد. شاید واقعاً بتواند ۲ بار قهرمان شود.











