اعتراف ناخواسته؛ اختلافی که به ضرر استقلال تمام شد
- مجموعه: اخبار ورزشی و نتایج مسابقات
- تاریخ انتشار : شنبه, ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ۰۸:۵۴

فرهیختگان: مصاحبه اخیر علی نظری جویباری درباره پروندههای حقوقی استقلال، برخلاف آنچه شاید انتظار میرفت، نهتنها بسیاری از ابهامات را برطرف نکرد، بلکه سوالات تازهای را پیش روی هواداران و افکار عمومی گذاشت. بخشهایی از صحبتهای او حاوی نکاتی بود که شاید بیش از آنکه دفاع از عملکرد مدیریتی باشد، اعتراف به وجود مشکلاتی در ساختار تصمیمگیری باشگاه استقلال است.
قرارداد اندونگ؛ سوالی که بیپاسخ ماند
مهمترین بخش صحبتهای نظری جویباری به پرونده گائل کاکوتا و اندونگ مربوط میشد؛ جایی که او اعلام کرد قرارداد اندونگ تغییر کرده بود و خودش به همراه آقای امیری، نسخه اصلی قرارداد را برای ثبت به سازمان لیگ بردهاند.
همین جمله یک سوال اساسی ایجاد میکند؛ اگر قرارداد یکی از بازیکنان کلیدی استقلال تغییر کرده بود، چه کسی این تغییر را انجام داده بود؟
این پرسشی است که نمیتوان از کنار آن عبور کرد. اگر قرارداد در دوره فرشید سمیعی تغییر کرده، باید شفاف اعلام شود. اگر این اتفاق در دوره علی خطیر رخ داده، باز هم باید مشخص شود. یک مدیر حرفهای نمیتواند تنها بخش اول ماجرا را روایت کند و درباره مهمترین بخش آن، یعنی عامل تغییر قرارداد، سکوت کند.
باشگاهی که مدعی حرفهای بودن است، باید بداند قراردادهایش در چه شرایطی تنظیم و اصلاح میشوند. تغییر یک قرارداد، آن هم قرارداد بازیکنی که قرار است مهره کلیدی تیم باشد، موضوع کوچکی نیست که بتوان آن را در حد یک اختلاف داخلی باقی گذاشت.
اختلافی که به ضرر استقلال تمام شد
از صحبتهای نظری جویباری مشخص است که میان باشگاه استقلال و مدیر برنامه اندونگ اختلاف جدی شکل گرفته بود. البته درباره رفتارهای مدیر برنامه این بازیکن و خود اندونگ نیز انتقادهایی مطرح است و نمیتوان برخی اتفاقات رخ داده را نادیده گرفت.
اما مسئله اصلی برای استقلال، نتیجه این اختلاف بود.
این درگیری نهتنها مدیریت نشد، بلکه به فسخ یکطرفه قرارداد، از دست رفتن یک بازیکن تأثیرگذار، ایجاد هزینه مالی و در نهایت یک پرونده سنگین حقوقی منجر شد.
مدیریت یک باشگاه بزرگ دقیقاً در چنین لحظاتی سنجیده میشود؛ جایی که اختلافات شخصی و کاری نباید به منافع باشگاه ضربه بزند. اینکه امروز کار به تهدید، افشاگری و شکایت رسیده، نشان میدهد این بحران هیچگاه به شکل واقعی مدیریت نشده است.
نکته قابل تأملتر اینجاست که همان مدیر برنامهای که امروز نظری جویباری درباره او صحبت میکند، اکنون با حکم علی تاجرنیا در کنار باشگاه استقلال حضور دارد و برای باز شدن پنجره نقلوانتقالات تلاش میکند؛ پنجرهای که اتفاقاً در دوره مدیریت نظری جویباری بسته شد.
این تناقض نشان میدهد استقلال هنوز گرفتار اختلافاتی است که در نهایت دود آن فقط به چشم باشگاه میرود.
منتظر محمد؛ همه مقصرند، اما نه به یک اندازه
نظری جویباری درباره پرونده منتظر محمد نکتهای را مطرح کرده که قابل دفاع است؛ اینکه پس از چند فسخ یکطرفه، نباید اجازه داده میشد یک پرونده دیگر به همین سرنوشت دچار شود.
اما برای بررسی دقیقتر این ماجرا، باید همه حلقههای اتفاق را کنار هم گذاشت.
منتظر محمد در دوره مدیریت علی خطیر جذب شد؛ بازیکنی که انتقال او بدون نظر نهایی کادر فنی انجام شد و همان زمان نیز درباره این تصمیم انتقادهایی وجود داشت.
پس از آن، قرارداد این بازیکن در دوره مدیریت فرشید سمیعی به صورت یکطرفه فسخ شد؛ تصمیمی که یکی از ریشههای شکلگیری پرونده حقوقی امروز استقلال بود.
با این حال، داستان در همین نقطه تمام نمیشود. آخرین فرصت استقلال برای جلوگیری از ورود پرونده به مرحله بحرانی و پرداخت مطالبات منتظر محمد، در دوره مدیریت نظریجویباری فرا رسید. فیفا فرصت مشخصی برای تعیین تکلیف این پرونده داده بود و باشگاه میتوانست با پرداخت مطالبات، مانع از ایجاد بحران بزرگتر شود.
اما این فرصت از دست رفت و نتیجه آن چیزی شد که امروز استقلال با آن دستوپنجه نرم میکند؛ بسته شدن پنجره نقلوانتقالات، ناتوانی در جذب بازیکن و قرار گرفتن باشگاه در شرایطی که نه میتواند خرید کند و نه میتواند شرایط موجود را تغییر دهد.
روایت کامل، نه روایت انتخابی
نظریجویباری در مصاحبه خود به درستی به اشتباهات مدیران قبل از خود اشاره میکند، اما مشکل اینجاست که در پروندههای حقوقی استقلال، هیچ مدیری نمیتواند تنها بخشی از داستان را انتخاب کند.
مدیرانی که قرارداد بستند، مدیرانی که فسخ کردند و مدیرانی که فرصت اصلاح داشتند، هرکدام سهمی در شکلگیری شرایط امروز استقلال دارند.
شاید مهمترین بخش صحبتهای نظریجویباری همان جایی بود که از افشاگریهای احتمالی سخن گفت. اما استقلال امروز بیش از افشاگری به شفافیت نیاز دارد.
اگر قرار است حقیقت روشن شود، باید همه اسناد، همه تصمیمها و نقش همه مدیران روی میز قرار بگیرد؛ نه اینکه هر مدیر فقط بخشی از داستان را تعریف کند که سهم خودش در بحران کمتر دیده شود.
بحران امروز استقلال محصول یک تصمیم نیست؛ نتیجه زنجیرهای از انتخابهای اشتباه است که حالا هزینه آن را باشگاهی میدهد که باید به جای جنگهای مدیریتی، برای ساختن آیندهاش تلاش کند.










