تازه های قصه های کودکان


قصه,قصه کودکانه,داستانهای کودکانه

داستان کودکانه روزی که استخوان مریض شد...

استخوان حالش خوب نبود. همه جایش درد می کرد. با خودش می گفت من که دائما د استراحت می کنم از جایم…


دویدم ودویدم.



 

   دویدم ودویدم

 

 

 

دویدم ودویدم

به یک سؤال رسیدم


کیه که توی دنیا

ماهی می ده به دریا؟


برف و تگرگ می سازه

درخت و برگ می سازه؟


به بلبلا آواز می ده

به موش دم دراز می ده


به آدمها خواب می ده

آفتاب و مهتاب می ده


جواب تو آسونه

خدای مهربونه


هر بچه ای می دونه

 

ناصر کشاورز

 

قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن, قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن,


مرتبط با والدین و کودکان

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------