تازه های قصه های کودکان


داستان برای کودکان,قصه های کودکانه,قصه برای کودکان

آیینه نازنین

داستانهای کودکانه نازنین جلو آیینه ایستاد. به آیینه اخم کرد. آیینه هم اخم کرد. نازنین لبش را کج…
لباس کودک,لباس زنانه,لباس مردانه


شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو ها





 

شعر آقا خرگوشه



شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو های ناز نازی



یک روز یه آقا خرگوشه

رسید به یه بچه موشه موشه


موشه دوید تو سوراخ

 

خرگوشه گفت : آخ


وایسا، وایسا، کارت دارم

من خرگوش بی آزارم


بیا از سوراخت بیرون

نمی خوای مهمون


یواش موشه اومد بیرون

یه نگاهی کرد به مهمون

دید که گوشاش درازه

دهنش بازه، بازه


شاید می خواد بخوردم

یا با خودش ببردم


پس می رم پیش مامانم

آنجا می مونم


مادر موشه عاقل بود

زنی با هوش و کامل بود


یه نگاهی کرد به مهمون

گفت ای بچه جون!

 

این خرگوشه

خیلی خوب و مهربونه


پس برو پیشش سلام کن

بیارش خونه

 

 

 

 

 



سرگرمی های کودکانه

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------