تازه های قصه های کودکان


شعر کودکانه,قصه کودکانه,قصه  روباه شکمو,

قصه ی زیبای دُم قشنگ، روباه شکمو

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری روباهی در جنگل بلوط زندگی می کرد. او دم خیلی…


شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو ها



 

شعر آقا خرگوشه



شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو های ناز نازی



یک روز یه آقا خرگوشه

رسید به یه بچه موشه موشه


موشه دوید تو سوراخ

 

خرگوشه گفت : آخ


وایسا، وایسا، کارت دارم

من خرگوش بی آزارم


بیا از سوراخت بیرون

نمی خوای مهمون


یواش موشه اومد بیرون

یه نگاهی کرد به مهمون

دید که گوشاش درازه

دهنش بازه، بازه


شاید می خواد بخوردم

یا با خودش ببردم


پس می رم پیش مامانم

آنجا می مونم


مادر موشه عاقل بود

زنی با هوش و کامل بود


یه نگاهی کرد به مهمون

گفت ای بچه جون!

 

این خرگوشه

خیلی خوب و مهربونه


پس برو پیشش سلام کن

بیارش خونه

 

 

 

 

 

کودکان, قصه کودکان,قصه کودک, قصه, شعر کودکان, شعر کودک, شعر های کودکان, شعر اقا خرگوشه, موش, قصه اقا خرگوشه


مطالب مرتبط - والدین و کودکان

  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03
  • Image 03

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------