تازه های خواندنی و دیدنی


جملکس های عاشقانه, عاشقانه های پاییز

عکس نوشته های پاییزی (3)

عکس نوشته های پاییزی عکس نوشته پاییز عکس نوشته های رمانتیک پاییزی عکس نوشته پاییزی جدید عکسهای…


زندگی زیباست (32)



متن های زیبا درباره زندگی, مطالب آموزنده

 

مراقب آدمهاى زندگى مان باشيم، همانهايى كه آرام كنارمان مى نشستند و وقتى نگاهمان مى كردند چشمانشان برق مى زد. آنها كه وقتى حرف مى زدى مى ديدى محو تماشاى تك تك اعضاى صورتت هستند و در دل فتبارك الله مى گويند، آنها كه حرفت را با گوش جان مى شنيدند و به تو پاسخ مى گفتند.

مراقب آدمهاى زندگى مان باشيم، همانهايى كه دلشان را به ما امانت دادند و وقتى حرف مى زديم و مى خنديديم ضربان قلبشان بالا مى رفت... آنها كه براى حفظ رابطه تلاش مى كردند و وقتى نيستند تازه ميبينيم اى دل غافل چيزى از زندگيمان كم شد انگار روزهايمان كم نور شد... گاهى خدا فرشتگانى را در زندگى ما قرار مى دهد خدا كند خدا كند خدا كند كه بالشان را نشكنيم؛ خدا كند كه بفهميم آنها خوبى شان ذاتى است، خداكند بفهميم كه وجودشان چقدر بركت به زندگيمان مى آورد... مراقب آدمهاى زندگى مان باشيم

 

متن های زیبا درباره زندگی, مطالب آموزنده

 

به عشق که گاهی همچون آبشار از در و دیوار دلت فرو می‌ریزد اعتماد کن، شک نکن.
به خدایی که ساکن دل توست و گاهی حضورش را احساس می‌کنی، اعتماد کن، شک نکن.
بدن و ذهن خود را آرام کن، و با پذیرش همه‌ی وجود خود - همین‌طور که هست - خود را از شرّ دغدغه‌ها و ترس‌هایت رها کن. رها شو.
وقتی دلت پر می‌شود از احساس شکر و سپاس و امتنان و شادمانی، غم‌ها و غصه‌ها از دلت بیرون می‌روند.

 

متن های زیبا درباره زندگی, مطالب آموزنده

 

کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم.
 بزرگ تر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است، من باید کشورم را تغییر دهم.
 بعدها کشورم را بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم.
 در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم.
 و اینک که در آستانه ی مرگ هستم، می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را تغییر دهم...!
 تا ما تغییر نکنیم، دنیا تغییر نخواهد کرد.

 

متن های زیبا درباره زندگی, مطالب آموزنده

 

باید برای حال زندگی کرد، نباید افسوس گذشته را خورد،
باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.
بیشتر مردم زندگی نمی کنند، فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند.
می خواهند به هدفی در افق دور دست برسند
 ولی در گرما گرم رفتن آنقدر نفس شان بند می آید و نفس نفس می زنند

که چشمشان  زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن می گذرند نمی بینند
 و بعد یک وقت چشمشان به خودشان می افتد
 و می بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر
 فرقی برایشان نمی کند به هدفشان رسیده اند یا نه

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



داستان های جالب و خواندنی

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------