تازه های داستان

داستانهای خواندنی

داستان آموزنده «اسکناس مچاله»

داستان آموزنده اسکناس مچاله یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را…

داستان زیبای دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟



سرگرمی,سایت سرگرمی,داستان کوتاه

 داستان آموزنده دوست داری چه کاره شوی؟

 

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟"

 

گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!....

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!


منبع:dastanak.com

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------