تازه های داستان

داستان,داستانهای آموزنده

داستان آموزنده «قهوه زندگی»

داستان آموزنده «قهوه زندگی» چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی، هر یک شغل‌های مختلفی…

دعا در حج



 

دعا در حج

 

سه نفر با هم به حج رفتند که دو نفر از آن ها از نظر مالی وضعیت خوبی داشتند.

 

یکی چون دست در حلقه کعبه زد، گفت: خدایا به شکرانه آن که مرا این جا آوردی «بلیان» و «بنفشه» را از غلامان خود آزاد کردم.

 

دومی چون حلقه بگرفت، گفت: خدایا بدین شکرانه «مبارک» و «سنقر» را آزاد کردم. سومی که وضع مالی خوبی نداشت حلقه بگرفت و گفت: خدایا تو می دانی که من نه بلیان دارم و نه سنقر، نه بنفشه و نه مبارک. بدین شکرانه مادر زبیر را از خود به سه طلاق آزاد کردم!

 


منبع:روزنامه خراسان

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------