«در حال سقوط»؛ روایتی از زندگی کارگرانی در چنگال الگوریتمها
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ۰۹:۵۷

به گزارش شرق،کیوان مهتدی: شکل تولید و توزیع فیلمها، همراه با تمام واقعیات زندگی ما، چنان دگرگون شده که سینما دیگر شور و حال قرن بیستمیاش را از دست داده است. نه سالن سینما محل اجتماع سرهای پر شر و شور و خندههای دستهجمعی است و نه زبان سینما شاکله شناخت ما از خود و جهان پیرامونمان را تشکیل میدهد.
با وجود این، سینما هنوز به سریالهای همیشه جدید و عمیقا تکراری تقلیل نیافته است. همزمان با افول نقشآفرینی اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی سینما، در یک دهه اخیر شاهد موج جدیدی از روایتهای واقعگرایانه از زندگی کارگران بیثبات در اروپا و دیگر نقاط دنیا بودهایم.
نیازی به معجزه و حرف جدید نیست، خیلی وقتها همان حرف آشنا، اگر در زمینه درست تکرار شود، میتواند تأثیری عمیق بر جای بگذارد. فیلم «در حال سقوط» (On Falling) ساخته سال 2024 یکی از آن فیلمهاست که در ادامه به معرفی فیلم و مفاهیمی که زنده میکند، میپردازیم. «در حال سقوط» نخستین فیلم بورا کارِیرا، کارگردان پرتغالی-اسکاتلندی است که به لحاظ سبک تحت تأثیر کارگردانانی مانند کن لوچ و برادران داردن بوده است؛ سینمای مستندگونه، بازیگران غیرحرفهای (ازجمله شخصیت اصلی فیلم اورورا) و تکرار فعالیتهای روزمره و صحنههای طولانی کمکلام و گاه بیکلام.
واقعیت این است که در ایران عموما نسبت به «سینمای اجتماعی» مشکوک هستیم. اما تفاوت سینمای اجتماعی ایران با سنت رئالیسم اجتماعی که این فیلم از آن برخاسته، فقط در زمینه تاریخی یا جغرافیایی وقوع داستان نیست؛ تفاوت اصلی در فهم خود «مسئله اجتماعی» است.
بخش بزرگی از سینمای اجتماعی ایران در دهههای اخیر -چه فیلمهای بهاصطلاح «جشنوارهای» یا سینمای طبقه متوسطمحور- بحران را عمدتا در قالب اخلاق، خانواده، انتخاب فردی یا موارد استثنائی روایت میکند.
فقر، بیکاری، اعتیاد، مهاجرت یا فروپاشی خانوادگی اغلب به شکل «داستان یک فرد گرفتار» ظاهر میشوند. اما «در حال سقوط» خودِ «ساختار» را موضوع اصلی قرار میدهد. فیلم از آبوتابدادن به گذشته شخصیت یا هر اطلاعات اضافهای پرهیز میکند تا نشان دهد مسئله فقط «اورورا» نیست؛ مسئله سازماندهی جدید کار و زندگی است.
فیلم زندگی اورورا، کارگر پرتغالی مهاجر را به تصویر میکشد. موقعیتهای زندگی او بهندرت از راهروهای سرد انبار و ریتم پیوسته اسکن بارکدها، رفتوآمد از محیط کار به محل زندگی و آشپزخانه خانه اشتراکی خارج میشود.
اما رنگهای مات و نور فلورسنت مداوم، دکور ساده و کمعمق و زندگی شبحگونه اورورا در کنار لحظات بسیار کوتاه خارج از ریتم، به مرور همدلی عمیق و انسانی را با او برمیانگیزد. «در حال سقوط» نه تصویری از جنس «طبیعت بیجان» است و نه نقد آشنا و گاه کلیشهای به سرمایهداری و ازخودبیگانگی. یکنواختی فیلم همراه با جرقههای انسانی، ما را با وضعیتی عمیقا معاصر مواجه میکند، با لحظاتی که وجه مشخصه زندگی امروز ما به حساب میآید، اما بسیاری از ما هنوز تصویر بهروزشدهای از مختصات این زندگی در ذهن ترسیم نکردهایم.
مثلا در صحنهای از فیلم به اورورا بابت عملکرد خوب ماهانهاش پاداش میدهند؛ یک جعبه شکلات روی میز رئیس است که میتواند به انتخاب خود یکی از آنها را انتخاب کند. این صحنه سویه پنهان چیزی را نشان میدهد که به نام بازیوارسازی یا گیمیفیکیشن با آن آشناییم؛ یعنی کودکانگاری از کار بزرگسالان. در ادامه فیلم کودکی که با یک اردو برای بازدید از انبار آمده و به توضیحات «بازیگونه» راهنما درباره شکل چیدن و پیداکردن کالاها گوش میدهد، شکلاتی را از طبقه بالا به سمت اورورا پرتاب میکند تا این بار یک کودک بر کودکانگاری اورورا تأکید کند.
در صحنه دیگری، اورورا نیازمند مرخصی است، اما امکان تأیید مرخصی را ندارد، چون اصلا رئیسی در کار نیست که بتواند درخواست او را تأیید کند. آنها با یک اپلیکیشن مواجه هستند که درخواست مرخصی را فقط با فاصلهای چندروزه میپذیرد. اورورا مثل خیلی از ما حتی یک رئیس استثمارگر ندارد تا با او مذاکره یا مشاجره کند، فقط با یک الگوریتم مواجه است که تکتک رفتارهای او را تحت نظر دارد و طبعا هیچ انعطاف انسانی از خود نشان نمیدهد. اما تأثیرگذارترین صحنه فیلم، زمانی است که اورورا به مصاحبه شغلی رفته.
وقتی از او میپرسند در زندگی خود به غیر از ساعت کاری چه کار میکنی، ناگهان اورورا به خودش میآید و میبیند هیچ پاسخی ندارد، هیچ کلامی ندارد، تو گویی هرچه تلاش میکند نمیتواند زندگی یا خودش را پیدا کند. موقعیت اورورا فقط بهرهکشی و ظلم نیست؛ اینجا درک و پنداشت کارگر از خودش نیز از میان رفته است.
«در حال سقوط» آکنده از چنین صحنهها و اشارات زیرپوستی است. فیلم تصویرگر طبقهای است که نهتنها برای اجاره یک پانسیون، بلکه برای قبض برق و هزینه غذا نیز درمانده است. بیثباتی در اینجا فقط امنیت شغلی یا دستمزدهای متناسب با هزینههای زندگی نیست، بلکه ابعادی اجتماعی و شناختی پیدا کرده، چنانکه درک ما از خود و جهان پیرامون را دچار بحران کرده است.
در اقتصاد گیگ و حکمرانی الگوریتمها، بیثباتسازی زندگی نهتنها باعث متزلزلشدن کلیت ساختار نمیشود، بلکه به یک ابزار حکمرانی مؤثر تبدیل شده است. هرچند همچون صحنه پایانی فیلم لحظاتی پیش میآید که الگوریتم از کار میافتد و حالا کارگر و سرکارگر همچون کودکان با یکدیگر توپبازی میکنند.











