دولت پول ندارد، مردم هم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند
- مجموعه: اخبار اقتصادی و بازرگانی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ۱۴:۳۴

جهان صنعت نوشت: در حالی که تا چند روز دیگر بهار را پشتسر میگذاریم و وارد تابستان داغ خواهیم شد اما هنوز بازنشستگان کارگری جواب سرراستی از نهادهای مسوول پرداخت اصناف مستمری قانونی نشنیدهاند و بهشدت نگرانند.
با توجه به نرخ تورم بهار امسال که شاید به ۲۰درصد هم برسد قدرت خرید اضافه مستمری میلیونها بازنشسته به دهان باز تورم ریخته شده است. از سوی دیگر در حالی که روند شتابان موادغذایی و دیگر کالاهای اساسی همچنان قدرت خرید یارانه یکمیلیون تومانی به هر ایرانی را کمارزشتر میکند دولت هنوز درباره منبع پایدار برای تامین منابع موردنیاز به جایی نرسیده و راههای ممکن را بررسی میکند. در چنین وضعیتی که دولت برای تامین هزینههای تعهدداده قانونی خود به بیپولی خورده پرسش اساسی این است که در ادامه زندگی اقتصادی ایرانیان باید شاهد چه روندی باشیم.
یک مسیر این است که همه شرایط استیلایافته بر مناسبات قدرت با دنیای بیرون و نیز با شهروندان در یکسال تازه سپریشده همچنان پا برجا بمانند و هیچ دگرگونی رخ ندهد به این معنا که مدیران جنگ و کشور با آمریکا به سازگاری و توافقق نرسند و جنگ تمامعیار نیز رخ ندهد.
از سوی دیگر قدرت حاکم بر تابآوری شهروندان نسبتبه هجوم تورم و فقر امیدوار بماند و مردم را به هر شکل متقاعد کند سختی را بر دوش بکشند و چشم به راه پیروزی باشند. در این وضعیت اما منابع درآمدی دولت از صادرات نفت خام و دیگر کالاهای وابسته به نفت که با دشواری روبهرو شده است و نیز واردات کالاها از مسیر ارزان گذشته سختتر خواهد شد و دولت به کسب درآمد از این مسیر امیدوار نباشد. در صورت وقوع این وضعیت دولت باید به سراغ افزایش درآمد مالیاتی برود که در حالت رکود اقتصاد این راه نیز بازنخواهد بود. مالیات بر ارزشافزوده نقض غرض است و مالیات بر حقوق و دستمزد نیز روند واژگونه خواهد بود. میماند مالیات بر بنگاهها که این نیز روزنههایش نیمهباز است. دولت چهاردهم برای فرار از بیپولی بیشتر باید بهسوی استقراض از خارج روی بیاورد که بهدلایل گوناگون اولا این راه نیز باز نیست و دوما با قیمت گران انجام خواهد شد.
راههایی که در همه دهههای پیش در اقتصاد ایران پدیدار شدهاند تا فروپاشی نزدیک نشود این بوده که دولت نفت و فرآوردههای پتروشیمی و فولاد صادر میکرده و دلار آن را با نرخهای رانتی به ریال تبدیل میکرد و به مردم یارانه و مزد و حقوق میداد که این روند دیگر قابلیت خود را از دست داده است.
کارشناسان باور دارند در کوتاهمدت تنها راه نهادهای حاکمیتی این است که راهبرد تاکنون اجراشده را به کار بسته و مردم و دولت را از بیپولی بیش از اندازه تواناییشان رها کرد تا در میانمدت و بلندمدت فکر بنیادین صورت بگیرد. دولت بیپول و مردم بیپولتر از دست هم خسته میشوند و ممکن است راه دیگری جستوجو کنند.










