راز تأثیر یکی از کهنترین مواد روانگردان بر مغز فاش شد
- مجموعه: اخبار پزشکی
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ ۱۲:۳۳

مغز انسان هر ثانیه با انبوهی از اطلاعات حسی، از تصاویر، صداها و بوها گرفته تا سیگنالهای درون بدن، روبهرو میشود. با این حال، تنها بخش کوچکی از این اطلاعات به آگاهی ما راه پیدا میکند، زیرا شبکههای عصبی مغز، محرکهای تکراری یا کماهمیت را فیلتر میکنند.
به گزارش انتخاب و به نقل از sciencealert؛ این فرایند بهطور مداوم در زندگی روزمره رخ میدهد؛ برای مثال، پس از مدتی دیگر صدای یکنواخت کولر، تماس لباس با پوست یا بوی آشنای یک اتاق را متوجه نمیشویم. این محرکها همچنان وجود دارند، اما مغز آنها را به پسزمینه میفرستد تا بتواند روی اطلاعات جدید یا مهمتر تمرکز کند.
اکنون پژوهشی تازه که در مجله Neuroscience Bulletin منتشر شده، نشان میدهد مسکالین (Mescaline)، مادهای روانگردان که در برخی گونههای کاکتوس یافت میشود، ممکن است نحوه پاسخ مغز به اطلاعات حسی ورودی را تغییر دهد.
مسکالین هزاران سال است که در آیینها و مراسم معنوی برخی فرهنگها استفاده میشود. این ماده بخشی از اثرات خود را از طریق فعال کردن گیرندههایی در مغز اعمال میکند که بهطور طبیعی به سروتونین، پیامرسان شیمیایی مؤثر در خلقوخو، خواب و پردازش حسی، پاسخ میدهند.
فعال شدن این گیرندهها باعث میشود ادراک افراد از رنگها، شکلها، زمان، محیط اطراف و حتی احساس آنها نسبت به خودشان تغییر کند.
پژوهشگران در این مطالعه روی مخچه (Cerebellum) تمرکز کردند؛ بخشی از مغز که سالها تصور میشد تنها مسئول هماهنگی حرکات و حفظ تعادل است، اما شواهد جدید نشان میدهد در توجه، حافظه، احساسات و پردازش اطلاعات حسی نیز نقش مهمی دارد.
یکی از فرضیهها این است که مخچه به مغز کمک میکند بین محرکهای آشنا و محرکهایی که نیازمند توجه هستند تمایز قائل شود. به همین دلیل، پژوهشگران بررسی کردند که آیا مسکالین فعالیت این ناحیه و ارتباط آن با سایر بخشهای مغز را تغییر میدهد یا خیر.
در نخستین آزمایش، ۲۴ موش صحرایی بالغ (۱۲ نر و ۱۲ ماده) مورد بررسی قرار گرفتند. نیمی از آنها مسکالین و نیمی دیگر محلول کنترل دریافت کردند. سپس فعالیت مغزی آنها در حالت بیداری با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) ثبت شد. حیوانات پیش از آزمایش بهتدریج به حضور در دستگاه تصویربرداری عادت داده شده بودند تا نیازی به بیهوشی نباشد؛ زیرا بیهوشی میتواند فعالیت مغز را تغییر دهد.
نتایج تصویربرداری الگوی جالبی را نشان داد. مسکالین فعالیت برخی نواحی مخچه را کاهش داد، اما در مقابل، ارتباط عملکردی میان مخچه و سایر بخشهای مغز را تقویت کرد.
بیشترین افزایش ارتباط میان هستههای عمقی مخچه با هیپوکامپ، تالاموس، قشر حسیپیکری و مغز میانی مشاهده شد.
به گفته «نوآ کاوالارو»، نویسنده اصلی مطالعه، ارتباط میان مخچه و هیپوکامپ بسیار قابل توجه بود؛ زیرا در شرایط عادی تقریباً هیچ ارتباط عملکردی میان آنها وجود نداشت، اما پس از مصرف مسکالین، هستههای مخچه با ۷ مورد از ۹ زیرناحیه هیپوکامپ ارتباط برقرار کردند.
او توضیح داد: «اگر سیستم فیلترکننده مغز دچار اختلال شود و همزمان ارتباط با مراکز حافظه، انتقال اطلاعات حسی و درک وضعیت بدن افزایش پیدا کند، اطلاعات خام و پردازشنشده حسی میتوانند مستقیماً به بخشهایی از مغز برسند که معمولاً فقط اطلاعات پالایششده را دریافت میکنند. این موضوع میتواند توضیحی برای تغییر ادراک و آگاهی از بدن در اثر مصرف مسکالین باشد.»
در ادامه، پژوهشگران موشها را در معرض بوی بادام قرار دادند؛ بویی که معمولاً برای آنها خوشایند است. موشهای گروه کنترل واکنش مغزی واضحی به این بو نشان دادند، اما در موشهایی که مسکالین دریافت کرده بودند، این پاسخ تقریباً از بین رفته بود.
در آزمایشی دیگر روی ۱۶ موش، پژوهشگران پدیدهای به نام مهار پیشمحرکی (Prepulse Inhibition) را بررسی کردند؛ سازوکاری که نشان میدهد مغز چگونه محرکهای تکراری را فیلتر میکند.
در این آزمایش، موشها در معرض صداهایی با فرکانس پایین، متوسط و بالا قرار گرفتند. نتایج نشان داد حیوانات تحت تأثیر مسکالین، صداهای تکراری را در فرکانسهای پایین و بالا همچنان بهخوبی فیلتر میکردند، اما این توانایی در فرکانس متوسط کاهش یافته بود.
کاوالارو گفت: «این یافته نشان میدهد مسکالین صرفاً سیستم فیلترکننده مخچه را خاموش نمیکند، بلکه به نظر میرسد حساسیت مغز به کانالهای مختلف اطلاعات حسی را دوباره تنظیم میکند؛ بهگونهای که برخی سیگنالها تضعیف و برخی دیگر تقویت میشوند.»
او افزود هنوز مشخص نیست چرا تنها فرکانس متوسط چنین رفتاری نشان داده است و این موضوع نیازمند تحقیقات بیشتری است.
اوایل امسال نیز مطالعهای که اسکن مغزی ۲۶۷ نفر را بررسی کرده بود، نشان داد پنج ماده روانگردان از جمله مسکالین، الگوهای مشابهی در تغییر ارتباط میان شبکههای گسترده مغز ایجاد میکنند. با این حال، مطالعه جدید نخستین پژوهشی است که بهطور اختصاصی نقش مخچه در فیلتر کردن اطلاعات حسی را بررسی کرده است.
پژوهشگران تأکید میکنند که نمیتوان از روی این نتایج نتیجه گرفت موشها همان تجربههای ذهنی انسان، مانند توهمات بینایی یا تغییر احساس هویت، را تجربه میکنند. در این مطالعه تنها شاخصهای قابل اندازهگیری مانند فعالیت مغزی، ارتباط عملکردی میان نواحی مغز و پاسخهای رفتاری بررسی شدهاند.
همچنین، از آنجا که ضربان قلب و تنفس حیوانات همزمان ثبت نشده بود، نمیتوان با اطمینان گفت تمام تغییرات مشاهدهشده مستقیماً ناشی از فعالیت عصبی بودهاند.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد مسکالین فعالیت مخچه، ارتباط میان بخشهای مختلف مغز و نحوه پاسخ به برخی محرکهای بویایی و شنیداری را تغییر میدهد. با این حال، هنوز مشخص نیست که همین تغییرات در مغز انسان نیز رخ میدهد و آیا این مکانیسم مستقیماً مسئول ایجاد توهمات ناشی از مسکالین است یا خیر.










