آخرین اخبار سیاست خارجی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

‌ از قشم تا کویت؛ چهار روزی که آتش‌بس را به لبه فروپاشی رساند

با وجود تداوم تکاپوهای طرف پاکستانی، زد و خوردهای گسترده از اواخر هفته گذشته، که تا دیروز شنبه در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز و دریای عمان ادامه یافت که تصویری متفاوت…

‌ از قشم تا کویت؛ چهار روزی که آتش‌بس را به لبه فروپاشی رساند



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
با وجود تداوم تکاپوهای طرف پاکستانی، زد و خوردهای گسترده از اواخر هفته گذشته، که تا دیروز شنبه در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز و دریای عمان ادامه یافت که تصویری متفاوت از وضعیت موجود ترسیم می‌کند.

۶۱ روز از اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا می‌گذرد؛ آتش‌بسی که در نخستین روزهای شکل‌گیری، بسیاری آن را مقدمه‌ای برای عبور از بحران و ورود به مسیر توافقی فراگیر ارزیابی می‌کردند.

 

به گزارش شرق، اما اکنون، پس از گذشت دو ماه، نه‌تنها نشانه‌ای جدی از نزدیک‌شدن تهران و واشینگتن به یک تفاهم پایدار دیده نمی‌شود، بلکه تحولات میدانی روزهای اخیر نشان می‌دهد معادلات منطقه‌ای وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که می‌توان آن را «مدیریت تنش زیر سقف جنگ» نامید. در همین حال، با وجود تداوم تلاش‌های میانجیگرانه پاکستان و انجام دور تازه‌ای از رفت‌وآمدهای دیپلماتیک میان اسلام‌آباد و تهران، از جمله سفر مجدد محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، به ایران هنوز نشانه روشنی از کاهش فاصله مواضع دو طرف مشاهده نمی‌شود و روند مذاکرات همچنان با ابهام‌های جدی روبه‌رو است.

 

با وجود تداوم تکاپوهای طرف پاکستانی، زد و خوردهای گسترده از اواخر هفته گذشته، که تا دیروز شنبه در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز و دریای عمان ادامه یافت که تصویری متفاوت از وضعیت موجود ترسیم می‌کند. حملات متقابل در آبراه‌های راهبردی منطقه، درگیری‌های مرتبط با تنگه هرمز، حملات موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکایی در کویت، بحرین و عمان، حملات متقابل به زیرساخت‌های ارتباطی و راداری ایران و همچنین تشدید هشدارهای نظامی دو طرف، نشان داد اگرچه جنگ فراگیر متوقف شده، اما منازعه همچنان در جریان است و فقط شکل آن تغییر کرده است.

 

در چنین فضایی، هر حادثه محدود می‌تواند به نقطه‌ای برای شکستن سقف جنگ و بازگشت به رویارویی مستقیم تبدیل شود. هم‌زمان، روند مذاکرات نیز بیش از هر زمان دیگری با ابهام مواجه شده است. برخلاف برخی گزارش‌های اولیه که از نزدیک‌شدن طرفین به یک یادداشت تفاهم سخن می‌گفتند، مجموعه اخبار منتشرشده طی روزهای گذشته حاکی از آن است که تهران و واشینگتن تقریبا در هیچ‌یک از موضوعات اصلی به نقطه مشترک نرسیده‌اند. از موضوع جنگ لبنان و دامنه آتش‌بس تا نحوه مدیریت برنامه هسته‌ای، زمان‌بندی محدودیت‌های غنی‌سازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم و حتی سازوکار آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، شکاف‌ها همچنان پابرجاست.

 

در حوزه هسته‌ای نیز تناقض روایت‌ها بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در حالی که برخی رسانه‌های عربی از موافقت تهران با انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده به یک کشور ثالث خبر دادند، منابع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایرانی و خبرگزاری فارس این ادعا را به‌طور کامل تکذیب کردند. از سوی دیگر، موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده به یکی از اصلی‌ترین گره‌های مذاکرات تبدیل شده است.

 

ایران خواهان دریافت بخشی از این منابع مالی به ‌عنوان پیش‌شرط هرگونه تفاهم اولیه و دریافت بخش دیگر در یک بازه زمانی مشخص است، اما دولت دونالد ترامپ صراحتا اعلام کرده با هرگونه آزادسازی پول پیش از توافق نهایی مخالف است. در چنین شرایطی، اگرچه میانجیگری پاکستان همچنان ادامه دارد و اسلام‌آباد تلاش می‌کند مسیر گفت‌وگوها را باز نگه دارد، اما واقعیت‌های میدانی آن است که فاصله مواضع تهران و واشینگتن نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه هر روز پررنگ‌تر شده است. به همین دلیل، اکنون بیش از آنکه آینده منطقه در انتظار توافقی بزرگ باشد، در سایه یک رویارویی کنترل‌شده اما پرمخاطره قرار گرفته؛ رویارویی‌ای که هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شود.

 

‌ از قشم تا کویت؛ چهار روزی که آتش‌بس را به لبه فروپاشی رساند

 تحولات چهار روز گذشته را باید جدی‌ترین آزمون آتش‌بس ۶۱ روزه ایران و آمریکا دانست؛ دور تازه‌ای از تنش‌ها که از شامگاه سه‌شنبه و بامداد چهارشنبه آغاز شد و تا شنبه جاری ادامه یافت و عملا منطقه را وارد فاز جدیدی از تقابل کنترل‌شده کرد. نقطه آغاز بحران به حادثه‌ای در آب‌های پیرامونی تنگه هرمز بازمی‌گردد. رسانه‌های آمریکایی از هدف قرارگرفتن یک نفتکش در مسیر بنادر ایران توسط نیروهای آمریکایی خبر دادند؛ اقدامی که تهران آن را نقض آشکار آتش‌بس توصیف کرد. تقریبا هم‌زمان، آمریکا از حمله به یک دکل مخابراتی و سپس یک مرکز کنترل زمینی در جزیره قشم خبر داد. این تحولات خیلی زود با واکنش ایران همراه شد.

 

سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حملات آمریکا، پایگاه‌های مورد استفاده نیروهای آمریکایی در منطقه هدف قرار گرفته‌اند. در ادامه، کویت از شناسایی ۱۳ موشک بالستیک و ۱۷ پهپاد خبر داد و اعلام کرد بخشی از زیرساخت‌های حیاتی این کشور از جمله محدوده فرودگاه آسیب دیده است. بحرین نیز در وضعیت هشدار قرار گرفت و هم‌زمان پروازها در بحرین، کویت، دبی و ابوظبی به حالت تعلیق درآمد. در همان ساعات، سپاه اعلام کرد مراکز نظامی آمریکا در منطقه و تأسیسات مرتبط با ناوگان پنجم آمریکا هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته‌اند.

 

در مقابل، سنتکام مدعی شد بخش عمده موشک‌ها و پهپادها رهگیری شده و خسارت قابل توجهی به نیروهای آمریکایی وارد نشده است. در حالی که توجهات به سمت کویت و بحرین بود، خبرگزاری رویترز هم بامداد جمعه از انفجار در بندر الفحل عمان خبر داد. جالب آنجاست که روز چهارشنبه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اظهار کرد: «ما دیگر حملات مداومی در داخل ایران برای تضعیف ارتش آنها انجام نمی‌دهیم، زیرا جنگ «خشم حماسی» تمام شده است».

 

تسنیم هم به نقل از یک منبع آگاه نظامی در واکنش به انتشار عکس‌هایی از فرودگاه کویت که ادعا می‌کند پهپاد ایرانی به آن اصابت کرده، نوشت: «این تصاویر، صحنه‌سازی دروغین دشمن است». بااین‌حال تنش‌ها به همین نقطه ختم نشد. روز جمعه و بامداد شنبه، دور جدیدی از درگیری‌ها آغاز شد. سنتکام مدعی شد چهار پهپاد ایرانی را که به سمت تنگه هرمز پرواز می‌کردند سرنگون کرده و سپس برای جلوگیری از حملات بعدی، سایت‌های راداری ایران در گورک و جزیره قشم را هدف قرار داده است. چند ساعت بعد، سپاه از حمله موشکی به پایگاه هوایی علی‌ السالم در کویت و تأسیسات باقی‌مانده ناوگان پنجم آمریکا در بحرین خبر داد.

 

بخش مهمی از تنش‌ها به مسئله امنیت دریایی و تنگه هرمز مربوط بود. سپاه اعلام کرد چهار نفتکش متخلف که با هدایت ارتش آمریکا قصد عبور غیرقانونی از تنگه هرمز را داشتند متوقف شده‌اند و یکی از آنها هدف قرار گرفته است. در مقابل، آمریکا این ادعاها را رد کرده و مدعی شد اقداماتش صرفا با هدف حفظ امنیت کشتیرانی انجام شده است. نکته قابل توجه آن بود که هر دو طرف در عین انجام حملات متقابل، همچنان بر پابرجابودن آتش‌بس تأکید می‌کردند. واشینگتن اعلام کرد قصد بازگشت به جنگ فراگیر را ندارد و تهران نیز تأکید کرد پاسخ‌ها در چارچوب دفاع مشروع و واکنش به نقض آتش‌بس صورت گرفته است. با این حال، حجم و گستره درگیری‌ها نشان داد آتش‌بس موجود بیش از هر زمان دیگری شکننده شده و فقط یک اشتباه محاسباتی می‌تواند منطقه را وارد مرحله‌ای تازه از جنگ کند.

 ترامپ میان دو‌راهی توافق یا تشدید فشار؛ کاخ سفید چه می‌خواهد؟

 

در حالی که در میدان، تنش‌ها رو به افزایش است، در واشینگتن نیز نشانه‌های متناقضی از آینده سیاست آمریکا دیده می‌شود. از یک سو دولت ترامپ همچنان بر ضرورت دستیابی به توافق تأکید می‌کند و از سوی دیگر مواضع اعلامی کاخ سفید نشان می‌دهد اختلافات اصلی هنوز حل نشده است. براساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی، استیو ویتکاف و جرد کوشنر طی روزهای گذشته به آزمایشگاه ملی اوک‌ریج در تنسی سفر کرده و با جمعی از کارشناسان ارشد هسته‌ای آمریکا دیدار کرده‌اند.

 

گزارش‌ها حاکی است که تیمی متشکل از حدود ۱۰۰ کارشناس فنی برای ورود به مرحله دوم مذاکرات احتمالی با ایران تشکیل شده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد واشینگتن همچنان سناریوی توافق را روی میز نگه داشته است. کاخ سفید در تلاش است به یک یادداشت تفاهم موقت با ایران دست یابد؛ تفاهمی که بتواند آتش‌بس را تمدید کرده و زمینه مذاکرات فنی درباره برنامه هسته‌ای را فراهم کند. با این حال، اختلافات اصلی همچنان پابرجاست. در روزهای آتش‌بس، موضوعات متفاوتی به سرفصل اختلافات تهران و واشینگتن بدل شده بود، حالا مهم‌ترین اختلاف به موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران بازمی‌گردد. منابع آمریکایی می‌گویند تهران خواهان دریافت بخشی از این منابع بلافاصله پس از توافق اولیه است، اما ترامپ با هرگونه آزادسازی پول پیش از توافق نهایی مخالفت کرده است.

 

رئیس‌جمهور آمریکا به مشاوران خود اعلام کرده هیچ توافقی را که شائبه پرداخت مستقیم پول به ایران داشته باشد امضا نخواهد کرد. در همین حال، مارکو روبیو نیز تأکید کرده تحریم‌ها فورا لغو نخواهند شد و هرگونه تخفیف اقتصادی منوط به اجرای کامل تعهدات هسته‌ای ایران خواهد بود. این موضع در تضاد کامل با خواسته‌های اعلامی تهران قرار دارد. از سوی دیگر، اختلاف بر سر ذخایر اورانیوم غنی‌شده نیز ادامه دارد. برخی منابع آمریکایی مدعی شده‌اند ایران با انتقال بخشی از این ذخایر به کشور ثالث موافقت کرده، اما منابع ایرانی این خبر را رد کرده‌اند. همچنین بر سر زمان‌بندی کاهش سطح ذخایر و محدودیت‌های آتی غنی‌سازی نیز اختلافات جدی وجود دارد.

 

در چنین شرایطی، مواضع شخص ترامپ نیز دوگانه به نظر می‌رسد. وال‌استریت ‌ژورنال گزارش داده رئیس‌جمهور آمریکا به اطرافیان خود گفته در صورت کشته‌شدن نیروهای آمریکایی ممکن است پایان آتش‌بس را بررسی کند. با این حال، همان گزارش تأکید می‌کند ترامپ تمایلی به بازگشت به جنگ گسترده ندارد و ترجیح می‌دهد برای مدتی طولانی‌تر تنش‌های محدود را تحمل کند. این وضعیت نشان می‌دهد کاخ سفید هنوز میان دو گزینه اصلی سرگردان است: توافقی دشوار با امتیازدهی متقابل یا حفظ فشارها و پذیرش خطر بازگشت به جنگ؛ مسیری که در روزهای آینده روشن‌تر خواهد شد.

‌‌ پاکستان در میانه میدان؛ آیا اسلام‌آباد می‌تواند شکاف تهران و واشینگتن را پر کند؟

 

در شرایطی که تنش‌های میدانی بار دیگر در منطقه اوج گرفته و روند مذاکرات نیز با اختلافات جدی روبه‌رو شده است، پاکستان همچنان تنها بازیگری است که تلاش می‌کند کانال ارتباطی میان تهران و واشینگتن را حفظ کند. طی روزهای گذشته، تحرکات فشرده اسلام‌آباد، دیدارهای مکرر محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، با همتای ایرانی خود و انتشار گزارش‌های متعدد درباره انتقال پیام‌ها و پیشنهادهای جدید، نشان داد اسلام‌آباد هنوز مأموریت میانجیگری خود را پایان‌یافته تلقی نمی‌کند. تحرکات دیپلماتیک پاکستان از چهارشنبه هفته گذشته شتاب بیشتری گرفت. در حاشیه نشست بیشکک، اسکندر مؤمنی و محسن نقوی، وزرای کشور ایران و پاکستان، دیدار مفصلی برگزار کردند؛ دیداری که اگرچه در ظاهر با محوریت مسائل دوجانبه و همکاری‌های مرزی انجام شد، اما طرف پاکستانی آشکارا از امیدواری خود نسبت به موفقیت مذاکرات کاهش تنش میان ایران و آمریکا سخن گفت.

 

دو روز بعد، گزارش‌های رسانه‌ای از نقش پررنگ‌تر اسلام‌آباد در روند میانجیگری حکایت داشت. منابع پاکستانی به الجزیره و العربیه گفتند محسن نقوی قرار است در سفر تازه خود به تهران حامل پیام‌ها و پیشنهادهایی درباره نحوه آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران باشد؛ موضوعی که اکنون به مهم‌ترین گره مذاکرات تبدیل شده است؛ البته تا لحظه تنظیم گزارش، این سفر انجام نشده است. با وجود این، منابعی در پاکستان خبر دادند نخست‌وزیر شهباز شریف شخصا دستورالعمل‌های ویژه‌ای درباره مذاکرات تهران و واشینگتن به وزیر کشور خود داده است.

 

‌مجموعه گزارش‌های منتشرشده مبین آن است که بخش مهمی از مأموریت وزیر کشور پاکستان بر یافتن راه‌حلی برای عبور از بن‌بست فعلی مذاکرات متمرکز خواهد بود. در حالی که اسلام‌آباد تلاش می‌کند کانال گفت‌وگو را باز نگه دارد، واقعیت‌ها از تشدید دامنه اختلافات میان تهران و واشینگتن حکایت دارد؛ تا جایی که حتی سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز ناچار شد به‌صراحت هشدار دهد که ادامه تنش‌های نظامی می‌تواند پنجره دیپلماسی را به‌شدت محدود و موانع بزرگی بر سر راه توافق ایجاد کند. همین وضعیت باعث شده مأموریت پاکستان بیش از آنکه شبیه یک میانجیگری کلاسیک باشد، به تلاش برای جلوگیری از فروپاشی کامل روند گفت‌وگو شباهت پیدا کند. درواقع اسلام‌آباد امروز نه در حال نزدیک‌کردن مواضع طرفین، بلکه در تلاش برای جلوگیری از قطع کامل ارتباط میان آنهاست. با وجود این، نشانه‌ها حاکی از آن است که پاکستان همچنان امیدوار است بتواند به تدوین یک یادداشت تفاهم موقت کمک کند؛ تفاهمی که آتش‌بس را حفظ کرده و مذاکرات فنی را وارد مرحله جدیدی کند. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا فاصله مواضع دو طرف هنوز آن‌قدر کم هست که میانجیگری بتواند مؤثر واقع شود یا خیر؟

‌ دارایی‌های بلوکه‌شده؛ گرهی که می‌تواند مذاکرات را از هم بپاشد

 

اگر در هفته‌های نخست پس از آتش‌بس، موضوعاتی نظیر آینده تنگه هرمز، توقف درگیری در همه جبهه‌ها، سرنوشت حق غنی‌سازی و تعیین‌تکلیف ذخایر اورانیوم اصلی‌ترین محور اختلافات محسوب می‌شد، اکنون به نظر می‌رسد مسئله دارایی‌های بلوکه‌شده ایران به بزرگ‌ترین مانع دستیابی به تفاهم اولیه تبدیل شده است؛ موضوعی که تقریبا در تمام گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های آمریکایی، عربی و حتی منابع نزدیک به مذاکرات، به ‌عنوان مهم‌ترین نقطه اختلاف معرفی شده است.

 

هر‌چند‌ سایر موارد اختلافی هم کماکان به قوت خود باقی هستند. بر‌اساس اطلاعات منتشرشده، تهران خواهان آن است که بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده‌اش هم‌زمان با امضای هرگونه تفاهم اولیه آزاد شود و بخش دیگری نیز در یک جدول زمانی مشخص در اختیار تهران قرار گیرد. این مطالبه از نگاه ایران صرفا یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه نوعی تضمین برای جدیت طرف آمریکایی در اجرای توافقات محسوب می‌شود. در مقابل، دولت ترامپ موضعی کاملا متفاوت اتخاذ کرده است.

 

گزارش‌های سی‌ان‌ان، العربیه، اکسیوس و وال‌استریت ژورنال همگی تأکید می‌کنند رئیس‌جمهور آمریکا به تیم خود دستور داده با هرگونه انتقال پول پیش از توافق نهایی مخالفت کنند. ترامپ به‌ویژه نگران آن است که هرگونه آزادسازی منابع مالی ایران با توافق سال ۲۰۱۵ مقایسه شود؛ توافقی که جمهوری‌خواهان سال‌ها آن را به دلیل آزادسازی دارایی‌های ایران مورد انتقاد قرار داده‌اند.

 

همین مسئله موجب شده واشینگتن در جست‌وجوی راه‌حل‌های جایگزین باشد. یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده، تشکیل صندوقی ویژه برای مدیریت منابع آزادشده است؛ صندوقی که تحت نظارت مشخص فعالیت کند و امکان دسترسی مستقیم ایران به منابع مالی را محدود کند. پیشنهاد دیگر، آزادسازی منابع صرفا برای مصارف بشردوستانه از‌جمله دارو، غذا و کالاهای اساسی است. اما این راه‌حل‌ها نیز تاکنون نتوانسته رضایت تهران را جلب کند. از نگاه ایران، آزادسازی محدود یا مشروط دارایی‌ها نمی‌تواند پاسخ‌گوی خسارت‌های اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم‌ها باشد.

 

به همین دلیل، تهران همچنان بر دریافت بخشی از منابع مالی در همان مرحله نخست تأکید دارد. هم‌زمان، اختلافات هسته‌ای نیز همچنان پابرجاست. آمریکا خواهان تعیین ضرب‌الاجل مشخص برای کاهش یا انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده است. برخی گزارش‌ها از توافق اولیه بر سر انتقال بخشی از این ذخایر به کشور ثالث سخن گفته‌اند، اما تکذیب رسمی این خبر از سوی منابع ایرانی نشان داد حتی در این حوزه نیز هنوز هیچ اجماع مشخصی شکل نگرفته است.

 

مسئله لبنان نیز به یکی دیگر از محورهای اختلاف تبدیل شده است. تهران تأکید دارد هرگونه تفاهم باید شامل توقف درگیری‌ها در لبنان و سایر جبهه‌های منطقه‌ای باشد؛ در حالی که واشینگتن ترجیح می‌دهد مذاکرات را صرفا بر پرونده ایران متمرکز نگه دارد. البته این موضوع (تحولات لبنان) اکنون پیچیده‌تر از قبل شده تا آنجا که شاهد بروز اختلافات و جدال کلامی بین تهران و بیروت هستیم و در این‌باره، عباس عراقچی در واکنش به اظهارات جوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان که ایران را به استفاده ابزاری از لبنان در مذاکرات با آمریکا متهم کرده بود، این ادعا را رد کرد.

 

وزیر خارجه ایران با اشاره به اشغال و حملات مداوم اسرائیل به لبنان در فضای مجازی نوشت: «اگر لبنان ابزار چانه‌زنی تهران بود، توافق با آمریکا مدت‌ها پیش حاصل می‌شد». عراقچی از عون خواست به‌جای متهم‌کردن ایران، با «دشمن واقعی لبنان» مقابله کند. مجموع این اختلافات سبب شده برخلاف برخی روایت‌های خوشبینانه درباره نزدیک‌بودن توافق، واقعیت مذاکرات تصویر دیگری ارائه دهد. امروز نه‌تنها بر سر نحوه آزادسازی دارایی‌ها توافقی وجود ندارد، بلکه درباره اورانیوم غنی‌شده، تحریم‌ها، زمان‌بندی تعهدات، لبنان، نحوه راستی‌آزمایی و حتی تعریف آتش‌بس نیز شکاف‌های درخور توجهی مشاهده می‌شود. در چنین شرایطی، چشم‌انداز مذاکرات بیش از هر زمان دیگری مبهم به نظر می‌رسد.

 

تهران و واشینگتن همچنان از ادامه گفت‌وگو سخن می‌گویند، اما هم‌زمان در میدان نیز به تبادل پیام‌های نظامی ادامه می‌دهند. وضعیتی که نشان می‌دهد منطقه در یک نقطه تعادل ناپایدار قرار گرفته است؛ تعادلی که نه صلح کامل است و نه جنگ تمام‌عیار، اما هر لحظه ممکن است با یک خطای محاسباتی یا یک برخورد محدود فرو بریزد و بار دیگر خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه از بحران کند.

‌ محمود عباس‌زاده مشکینی: آمریکا برای نخستین بار در موقعیتی قرار گرفته که بدون امتیاز‌دادن نمی‌تواند به توافق برسد

 

پیرو آنچه گفته شد، محمود عباس‌زاده مشکینی به بررسی آخرین تحولات مرتبط با آتش‌بس، روند مذاکرات، شرایط منطقه و آینده روابط ایران و آمریکا پرداخت. نماینده پیشین مجلس شورای با تأکید بر اینکه وضعیت کنونی را باید در چارچوب یک آتش‌بس نانوشته و شکننده ارزیابی کرد، معتقد است: «اگرچه مواردی از درگیری و تنش میان طرفین رخ داده، اما هنوز اعلام رسمی پایان آتش‌بس یا آغاز جنگی جدید صورت نگرفته است». عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در ادامه این گپ‌وگفت با اشاره به برخی تحرکات و درگیری‌های اخیر، اظهار کرد‌ جمهوری اسلامی ایران در روزهای نخست، سیاست خویشتنداری را در پیش گرفت، اما با تداوم آنچه او‌ «نقض‌های مکرر آتش‌بس» از سوی طرف مقابل توصیف کرد، نیروهای مسلح ایران واکنش نشان دادند. به تعبیر او: «پاسخ‌های ایران در مواردی فراتر از سطح اقدامات اولیه بوده و با هدف بازدارندگی انجام شده است».

 

این کارشناس در ادامه با پرداختن به فضای حاکم بر روابط تهران و واشینگتن متذکر شد: «در شرایط آتش‌بس شکننده و در چارچوب مناسبات پیچیده و پرتنش ایران و غرب، چندان دور از انتظار نیست که شاهد زود‌وخوردهایی مانند چند روز اخیر باشیم».

 

با این برداشت، عباس‌زاده مشکینی اعتقاد دارد:‌ «آمریکا و اسرائیل در آغاز درگیری‌ها اهدافی را دنبال می‌کردند که از‌جمله آنها پایان سریع جنگ، ایجاد آشوب داخلی، تضعیف زیرساخت‌ها و در نهایت زمینه‌سازی برای براندازی و تجزیه کشور بود». با‌این‌حال، او تأکید کرد: «این اهداف محقق نشد و طرف مقابل به اهداف پیش‌بینی‌شده خود دست نیافت و اکنون در سطحی از تعلیق و شکنندگی بین جنگ و صلح هستیم‌».

 

این عضو سابق کمیسیون امنیت ملی با اشاره به روند شکل‌گیری آتش‌بس یادآور شد: «پس از گذشت حدود یک هفته از آغاز جنگ، پیشنهاد آتش‌بس از سوی طرف مقابل مطرح شد و جمهوری اسلامی ایران آن را پذیرفت». با‌این‌‌حال‌ او معتقد است:‌ «برخی مواضع مطرح‌شده از سوی مقامات آمریکایی پس از پذیرش آتش‌بس با روح مذاکرات سازگار نبود و می‌توانست بر فضای گفت‌وگوها تأثیر منفی بگذارد».

 

عباس‌زاده مشکینی بخش مهمی از سخنان خود را به پیشنهادهایی اختصاص داد که به اعتقاد او می‌توانست محور مذاکرات قرار گیرد. به زعم او، اگر قرار بود «‌ایران با مجموعه‌ای محدود و متمرکز از مطالبات وارد مذاکرات شود، چهار موضوع اصلی باید در اولویت قرار می‌گرفت».

 

به گفته نماینده ادوار مجلس: «نخستین محور باید موضوع دریافت غرامت ناشی از جنگ می‌بود؛ زیرا حتی دریافت مبلغی محدود نیز می‌توانست به معنای تثبیت حقوقی مسئولیت آغاز جنگ از سوی طرف مقابل تلقی شود. دومین محور، موضوع برنامه هسته‌ای رژیم صهیونیستی و قرار‌گرفتن تأسیسات هسته‌ای آن تحت نظارت نهادهای بین‌المللی بود». عباس‌زاده بر این باور است: «چنین مطالبه‌ای می‌توانست حمایت گسترده افکار عمومی جهان، کشورهای مستقل و حتی ملت‌های منطقه را برای ایران به همراه داشته باشد».

 

بهارستان‌نشین سابق، سومین موضوع را مربوط به تنگه هرمز دانست و تأکید کرد: «حقوقی که ایران در این منطقه به دست آورده، نباید در فرایند مذاکرات مورد معامله قرار گیرد‌». چهارمین محور نیز از نگاه او: «گسترش دامنه آتش‌بس و صلح به تمامی بازیگران و جبهه‌های درگیر در منطقه، ازجمله لبنان، فلسطین و یمن بود‌». عباس‌زاده مشکینی در ادامه با اشاره به تحولات سیاسی داخلی آمریکا، «از افزایش اختلافات بر سر جنگ ایران در ساختار سیاسی این کشور سخن گفت». او به برخی تصمیمات و آرای مطرح‌شده در کنگره اشاره کرد و آنها را نشانه‌ای از افزایش شکاف‌های سیاسی در آمریکا دانست. از نگاه این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی: «اختلافات کنونی داخل ایالات متحده می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های دولت آمریکا درباره ادامه تنش یا حرکت به سمت توافق تأثیرگذار باشد».

 

عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، همچنین اظهار کرد: «تا چند روز قبل، احتمال وقوع یک جنگ سخت و چند‌هفته‌ای محتمل بود؛ جنگی که در آن آمریکا تلاش می‌کرد حداکثر فشار را وارد کند». با‌این‌حال، او مدعی شد‌: «ایران نیز برای چنین سناریویی آمادگی داشته و فهرستی از اهداف راهبردی را برای پاسخ‌گویی در اختیار داشته است‌».

 

به اعتقاد این تحلیلگر: «برخی تحولات سیاسی در آمریکا موجب تغییر شرایط و کاهش احتمال گسترش فوری درگیری‌ها شده است». عباس‌زاده مشکینی در ارزیابی موقعیت کنونی مذاکرات تأکید کرد: «آمریکا برای کسب امتیازات بیشتر با محدودیت‌هایی مواجه است‌»؛ زیرا او معتقد است‌: «واشینگتن در شرایط فعلی ناچار است برای دستیابی به توافق، امتیازاتی ارائه دهد و بدون ارائه امتیاز نمی‌تواند انتظار توافقی پایدار را داشته باشد. در مقابل، اگر مسیر توافق را نپذیرد، احتمال بازگشت به تنش‌های نظامی همچنان وجود خواهد داشت‌».

 

نماینده ادوار در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مسائل داخلی کشور پرداخت و تأکید کرد: ‌«موفقیت در عرصه خارجی نباید مانع توجه به مطالبات داخلی شود‌». عباس‌زاده هشدار داد: «سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باید بیش از گذشته بر پایه خواست عمومی و مطالبات مردم شکل گیرد‌». به باور او: «در کنار دستاوردهای حاصل‌شده در عرصه امنیتی و دفاعی، کشور نیازمند اصلاح و ترمیم برخی رویه‌های حکمرانی داخلی نیز هست».

 

بهارستان‌نشین سابق با تمجید از عملکرد مردم در دوران بحران اخیر اظهار کرد: «ملت ایران در این مقطع حساس، انسجام و همبستگی درخور توجهی از خود نشان دادند». به گفته او: «افزایش حضور مردم در فضاهای عمومی و بازگشت تدریجی نشاط اجتماعی می‌تواند نشانه‌ای از عبور کشور از شرایط دشوار و حرکت به سمت ثبات بیشتر باشد‌».

 

عباس‌زاده همچنین معتقد است:‌ «در دل تهدیدهای بزرگ، فرصت‌های مهمی برای کشور نهفته است‌». او‌ تأکید کرد:‌‌ «مدیریت صحیح این فرصت‌ها می‌تواند منافع ملی را تأمین کرده و زمینه‌ساز تقویت جایگاه ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی شود‌». در پاسخ به پرسشی درباره احتمال عبور تنش‌های فعلی از «زیر سقف جنگ» و تبدیل‌شدن به یک درگیری گسترده، این عضو سابق کمیسیون امنیت ملی گفت: «شرایط کنونی نمی‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد»؛ چون به اعتقاد او: «هرچند ادامه وضعیت فعلی برای هر دو طرف هزینه‌بر است، اما فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از آن برای آمریکا بیشتر خواهد بود؛ به‌ویژه با نزدیک‌شدن به فصل تابستان و افزایش اهمیت بازار انرژی».

 

او همچنین در پاسخ به گمانه‌زنی‌ها درباره زمان احتمالی آغاز دور جدیدی از تنش‌ها یا جنگ‌ بعد از مسابقات جام جهانی فوتبال اظهار کرد: «آمریکا نه‌تنها در جنگ، بلکه در مذاکرات نیز با چالش‌هایی جدی مواجه شده است‌».

 

نماینده ادوار تأکید کرد:‌ «در هر مذاکره‌ای طرفین باید ابزارهایی برای بده‌بستان داشته باشند». به باور او: «اکنون این واشینگتن است که باید درباره پذیرش یا رد پیشنهادهای ایران تصمیم بگیرد‌». در پایان، عباس‌زاده مشکینی به نقش پاکستان در روند میانجیگری اشاره کرد و ضمن قدردانی از تلاش‌های این کشور، گفت:‌ «اسلام‌آباد می‌تواند نقش فعال‌تر و خلاقانه‌تری در نزدیک‌کردن دیدگاه‌های طرفین ایفا کند».

 

او معتقد است‌: «میانجی‌ها باید با استقلال بیشتری عمل کنند و با کاهش ملاحظات سیاسی، زمینه دستیابی به راه‌حل‌های مؤثرتر را فراهم آورند‌». او در جمع‌بندی سخنان خود، مهم‌ترین نیاز امروز کشور را «حفظ و تقویت وفاق و وحدت ملی» دانست و تأکید کرد:‌ «بهره‌برداری از فرصت‌های پیش‌رو در گرو انسجام داخلی، توجه به مطالبات مردم و اتخاذ تصمیم‌های مبتنی بر منافع ملی خواهد بود».

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------