آخرین اخبار حوادث


Default Image

داستان عجیب مرگ 3 نفر با سیانور/ فرزند خردسالم در راه بیمارستان جان سرد و ما تصمیم گرفتیم بخاطر عذاب وجدان خودکشی کنیم

زن 38 ساله ای که به اتهام چند فقره قتل با سیانور، تحت تعقیب پلیس بود با تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در…


ادعای رابین هودی مهندس سرقت



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز

 

پنج دزد پایتخت سرنوشت های عجیبی دارند؛ مهندسی که دزد قدیمی است ،دو  پسر که به سرقت اولی ها معروف شده اند ،دزد دوچرخه ای که در صحنه سرقت رقصیده بود و...

  

رعد 27

در بیست و هفتمین طرح رعد پلیس تهران 621 دزد که در قالب 22 باند  دست به سرقت می زدند به دام افتادند.

 

رابین هود تهران

یک ماه قبل، سرقت های سریالی از مغازه‌ها و شرکت‌های شمال تهران به پلیس مخابره شد که ماموران با بررسی دوربین های مداربسته در نزدیکی های محل سرقت پی بردند که اعضای یک باند در همه این دزدی ها حضور داشتند و در چند تیم سرقت‌هایشان را اجرا می کردند.

 

تحقیقات پلیسی ادامه داشت که ماموران پی بردند اعضای این باند سابقه دار هستند و با آزادی از زندان این گروه را تشکیل داده اند که با اقدامات فنی و پلیسی مخفیگاه دزدان شناسایی شد و یکی پس از  دیگری در عملیات های غافلگیرانه دستگیر شدند.

 

مهندسی سرقت

امیر 37 ساله که طراح این باند سرقت است، ادعا می کند بخشی از پول های سرقتی را مانند رابین هود به فقرا می داد و در مدت زمان 45 روز، 160 میلیون تومان پول به دست آورده است.

 

سابقه داری؟

به خاطر مواد مخدر سه بار زندان رفتم.

 

الان به چه جرمی دستگیر شدی؟

سرقت اماکن و مغازه های شمال تهران.

 

باندتان چند نفر است؟

14 نفر.

 

همدیگر را می شناسید؟

بله، همگی در زندان بودیم و همان جا به فکر تشکیل یک باند سرقت افتادیم.

 

چه نقشی در باند داشتی؟

من طراح باند بودم و از بیرون اعضای باند را هدایت می‌کردم.

 

قفل‌ها را چطور باز می کردی؟

یک تیم مسئولیت باز کردن قفل‌ها را داشت، کلید می ساختند یا تخریب می کردند  یا با فیلتر ماشین آن را باز می کردند.

 

چند تیم داشتید؟

چهار تیم در باند فعالیت داشتند، یک تیم شناسایی می کرد، یک تیم راننده بودند، یک گروه قفل ها را باز می کردند و گروهی دیگر دست به سرقت می زدند که من طراح این باند بودم.

 

چه پیشنهادی داری تا مغازه ها هدف سرقت قرار نگیرند؟

مغازه ها را مجهز به دوربین های مداربسته کنند و از قفل های کتابی که لمسی یا کارتی مانند است، استفاده کنند و یک دوربین روبه روی شرکت یا مغازه نصب کنند که در صورت ورود دزدان دزدگیر را به صدا در بیاورد.

 

چه مدت است دزدی می کنی؟

45 روز است که در این مدت سهم من 160 میلیون تومان شد.

 

با پول ها چه کردی؟

باور کنید من بخش بیشتر پول ها را به فقرا و نیازمندان می دادم.

 

رابین هود هستی؟

شاید رابین هود باشم.

 

احوال کسانی را که از آن ها دزدی می شد، درک می‌کنی؟

ما از کسانی دزدی می کردیم که وضعیت مالی شان خوب بود.

 

چطور؟

خوب چرا آن ها باید خودرو یا خانه خوب داشته باشند و می گفتیم حتما آن ها راه خلافی رفته اند و حق ماست که از آن ها دزدی کنیم.

 

یعنی هرکسی که پولدار نیست دزدی کند؟

نه، اشتباه است که دیگران هم این کار را کنند چون آخر سرقت هیچی نیست. ما روی پول راه می رفتیم اما آخرش برگشتیم زندان و باید پول سرقتی را هم بازگردانیم.

 

در چه محل هایی دزدی می کردی؟

زعفرانیه، جردن، ظفر.

 

دستگیر نمی شدی سرقت ها ادامه داشت؟

بله، 100 درصد ادامه داشت.

 

چرا دزدی؟

باور کنید به خاطر سرگرمی دزدی می کردیم.

 

نیاز به پول نداشتی؟

من پدرم نمایشگاه ماشین دارد و وضعیت مالی خوبی داریم .

 

چه کسی باعث شد تا دزدی کنی؟

خانواده.

 

چرا خانواده؟

اگر پدرم سرکوفت نمی زد و حامی من بود، شاید کارمان به این جا نمی کشید.

 

دزدان اولی

آخرین روزهای تیر امسال، ماموران پلیس تهران با توجه به افزایش پرونده‌های سرقت گوشی موبایل در شرق تهران تیم ویژه‌ای را برای دستگیری دزدان تشکیل دادند.

 

ماموران در این مرحله پی بردند که دو پسر جوان سوار بر موتور باکسر و در حالی که پلاکش را مخدوش کرده بودند با نزدیک شدن به طعمه‌هایشان در یک چشم به هم زدن اقدام به گوشی قاپی می کنند.

 

تیم پلیسی با توجه به شناسایی محل‌هایی که دزدان برای سرقت حضور پیدا می‌کنند به صورت نامحسوس شروع به گشت زنی کردند تا این که روز شنبه 5 مرداد دو پسر جوان برای سرقت پای درمحل گذاشتند و وقتی برای سرقت به سمت طعمه‌شان رفتند، تیم پلیسی وارد عمل شد و متهمان را سوار بر موتور دستگیر کردند.

 

گفت وگو با 2 دزد تازه کار

محمد و رضا دو بچه محلی هستند که به گفته خودشان از روی بی پولی تصمیم به گوشی قاپی گرفته و در آخرین روز سرقت‌شان از سوی ماموران دستگیر شده اند.

 

رضا 20 ساله که دو مدرک دیپلم آرایشگری دارد، ادعا می کند قصد داشته است راه صد ساله را با سرقت، یک شبه طی کند.

 

سابقه داری؟

نه، اولین بار است که دستگیر شدم.

 

به چه جرمی دستگیر شدی؟

گوشی قاپی.

 

طعمه هایتان را چطور شناسایی می کردی؟

من راننده بودم و در خیابان پرسه می زدیم و وقتی می‌دیدیم یک نفر گوشی موبایل دستش یا درحال صحبت کردن   است، با سرعت به سمتش می رفتیم و محمد گوشی را از دستشان می قاپید.

 

چرا دزدی کردی؟

نیاز به پول داشتم، 800 هزار تومان نیز بدهکار بودم.

 

شغل؟

دو مدرک دیپلم آرایشگری دارم اما کار نبود، حتی شش ماه در یک آرایشگاه کار کردم اما خرج خودم را هم به دست نیاوردم.

 

خوب اول هر کاری در آمدش کم است اما بعد از آن شرایط بهتر می شود؟

می خواستم راه 100 ساله را در یک شب بگذرونم.

 

با چه موتوری دزدی می کردی؟

موتور باکسر که پلاکش را مخدوش کرده بودیم.

 

فکر می کردی دستگیر شوی؟

بله.

 

پس چرا دزدی؟

ناچار بودم و هیچ راه دیگری به ذهنم نمی رسید.

 

چه مدت است دزدی می کنی؟

یک ماه.

 

چند گوشی موبایل سرقت کردی؟

40 گوشی سرقت کردیم.

 

هر گوشی را به چه قیمت می فروختی؟

بین 400 تا 600 هزار تومان که در این مدت پنج میلیون تومان پول به دست آوردم.

 

یعنی بعد از پرداخت بدهکاری دوباره دزدی کردی؟

ابتدا دزدی کردم و بعد بدهکار شدم که راستش را بخواهید طمع کردم.

 

آزاد شوی دوباره سرقت می کنی؟

نه، من حتی روز آخری که برای دزدی رفتم قرار بود دیگر دزدی نکنم که دستگیر شدم.

 

حرف آخر؟

هرکسی در زندگی اش اشتباه می کند و من هم این اشتباه را انجام دادم و دیگر دزدی نخواهم کرد.

 

محمد سارق 17 ساله ای است که ادعا می کند وقتی دید که دوستانش با سرقت پول خوبی به دست آوردند وسوسه شده و شروع به دزدی کرده است.

 

تحصیلات؟

سیکل.

 

چرا دزدی؟

بی پولی، دیدم بچه محل هایمان که دزدی می کنند پول خوبی به دست می‌آورند به همین دلیل وسوسه شدم و تصمیم به سرقت گرفتم.

 

با رضا چطور آشنا شدی؟

دو سال است که با هم دوست و بچه محل هستیم.

 

پیشنهاد دزدی را چه کسی داد؟

با هم بودیم که تصمیم به سرقت گرفتیم.

 

گوشی ها را کجا می فروختی؟

در منطقه مولوی نیم ساعت می ایستادیم و مالخر پیدا می کردیم.

 

فکر می کردی دستگیر شوی؟

بله، احتمالش زیاد بود ولی دیگر به چیزی فکر نمی کردیم.

 

حرف آخر؟

هیچ کسی دزدی نکند چون ارزش ندارد.

 

دزد رقصنده

اوایل مرداد امسال بود که ماموران کلانتری 104 عباس آباد در جریان سرقت دوچرخه از داخل پارکینگ یک ساختمان قرار گرفتند که ماموران تجسس کلانتری برای دستگیری متهمان وارد عمل شدند.

 

ماموران در این شاخه از تحقیقات، دوربین مداربسته داخل پارکینگ را بازبینی کردند که در این مرحله تصویر دو سارق به دست آمد.

 

در صحنه دوربین مداربسته یکی از دزدان وقتی وارد پارکینگ شد  با دیدن دوچرخه ها شروع به رقصیدن جلوی دوربین مداربسته کرد و سپس همراه همدستش دست به دزدی زد.

 

ماموران با شناسایی دزدان برای دستگیری سارق رقصنده وارد عمل شدند که مشخص شد، متهم بعد از سرقت به شهرهای شمالی رفته است و در این مرحله ماموران به کمین نشستند و بعد از یک هفته وقتی پسر جوان به خانه اش بازگشت و در حال استراحت بود از سوی ماموران دستگیر شد.

 

سابقه داری؟

به خاطر مواد زندان بودم.

 

اعتیاد داری؟

9 ماه است که مواد نمی کشم تا این که شب سرقت دوباره مواد مصرف کردم.

 

چرا دزدی کردی؟

شب سرقت، من سوار بر ماشینم بودم که دوستم ادعا کرد نیاز به پول دارد و خواست تا همراهش برای دزدی بروم.

 

چرا به سراغ تو آمد؟

دم دستش بودم و من هم چون آن شب مواد کشیده بودم پیشنهادش را پذیرفتم.

 

چطور دزدی کردی؟

داخل یک کوچه راه می رفتیم که دیدیم در یک ساختمان باز است و وارد پارکینگ شدیم و با دیدن دوچرخه ها دست به سرقت زدیم.

 

چرا جلوی دوربین مداربسته می رقصیدی؟

حالم خوب نبود شاید به دلیل خوشحالی بوده یا به دلیل استرس.

 

تو فیلم کاملا مشخص است وقتی دوچرخه را دیدی شروع به رقصیدن کردی؟

حتما از روی خوشحالی بود.

 

چند دوچرخه سرقت کردی؟

دو دوچرخه داخل پارکینگ بود که یکی از آن ها را 500 هزار تومان فروختیم و یکی دیگر را نیز در خانه خودم نگه داشتم.

 

شنیدم فراری بودی؟

نه، برای تفریح به شهرهای شمالی رفته بودم.

 

به پول دزدی نیاز داشتی؟

نه، فقط به خاطر دوستم رفتم.

 

شغل؟

انبار دار یک شرکت آرایشی هستم که خیلی راحت می‌توانم از آن انباری، میلیاردی سرقت کنم اما من دزد نیستم.همدست حسن نیز ادعا می کند به خاطر زور مواد مخدر که روی آن غلبه کرده دست به سرقت زده است .

 

 

 

تحلیل کارشناس

مقایسه های تخریبی

 

دکتر امان ا... قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه

تبعیض و مقایسه های نابه جا از سوی والدین بین فرزندان و مقایسه فرزندان با گروه همسالان و فرزندان اقوام از نگاه جامعه شناختی یک آسیب جدی به شمار می رود. برخی والدین به بهانه رسیدن به اهداف خود دست به مقایسه های تخریبگری بین فرزندان می زنند که نه تنها به اهداف خود نمی رسند بلکه با حوادث ناگواری رو به رو می شوند که جرم و بزه به شمار می رود. وجود  این تبعیض ها و مقایسه ها مانند آفتی است که تعارض جدی در تربیت ایجاد می کند و اعتماد به نفس فرزندان را کاهش می دهد.

 

این فرزندان برای جبران نواقص خود مرتکب رفتارهای غیراصولی می شوند که گاهی دیده می شود به بزهکاری و خلاف روی می آورند و به نوعی قصد داشتند توانایی و توانمندی های خود را نشان دهند. تبعیض و مقایسه از سوی والدین یک سازوکار فرافکن به حساب می آید  و تحقیرها و سرزنش ها سبب می شود فرزندان از نظام خانواده دور شوند و به انجام جرم گرایش پیدا کنند. سرکوفت ها و سرزنش ها از درون خانواده جوان و نوجوان را سرخورده  می کند و این فرزندان با وجود داشتن خانواده های منسجم نیز به خلاف و بزهکاری روی می آورند. 

 

برخی از این فرزندان حاصل تربیت نادرست خانواده ها نیستند و اگر با دیگران مقایسه شوند، ممکن است انگیزه ای برای جرم در خود پیدا کنند و برای رهایی از تحقیر مرتکب خلاف می شوند. تحقیر والدین سازوکار واپس گرایی را از نظر اجتماعی رشد می دهد و این والدین تصور می کنند مقایسه انگیزه ای است برای تحرک فرزندان به سوی اهداف در حالی که در اغلب موارد نتیجه عکس می دهد.

 

خراسان  

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------