روایت‌های تکان‌دهنده از آزار بیماران در کلینیک «ذهن و روان»/ ۴۴ میلیارد تومان درآمد ماهانه از «درمان اوتیسم»



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
روایت خانواده‌ها از آزار جسمی و روانی بیماران در کلینیک «ذهن و روان»، ضعف نظارت بر مراکز درمانی را آشکار کرده است.

وقتی پای سلامتی عزیزان در میان باشد خانواده‌ها به هر دری می‌زنند و به هر امیدی دل می‌بندند حتی اگر ندانند راه و شیوه‌ای که انتخاب کرده‌اند واقعا به درمان ختم می‌شود یا نه. در این میان فردی مدعی شده است برای نخستین‌بار در جهان با روشی تحت عنوان «شبیه‌سازی ذهن»، اوتیسم و دیگر بیماری‌ها و معلولیت‌ها را درمان می‌کند اما آنچه از روایت‌های مطرح‌شده درباره مجموعه «ذهن و روان» به گوش می‌رسد بیشتر از آنکه شبیه درمان باشد به شکنجه شباهت دارد! خانواده‌ها ادعاهای هولناکی درباره شیوه برخورد با بیماران در این مجموعه مطرح کرده‌اند؛ از ضربه‌زدن به بدن آنها با چوب و ایجاد صداهای وحشتناک تا تحقیر و ناسزاگفتن به بیمارانی که حتی توان صحبت‌کردن هم ندارند! تبلیغات این مجموعه از صداوسیما پخش شده و سلبریتی‌ها نیز آن را تبلیغ کرده‌اند. این مجموعه با خانواده‌هایی روبه‌رو بوده که برای بهبود عزیزانشان به هر راهی متوسل می‌شوند. برای پدر و مادری که فرزند معلول دارند هیچ‌چیز مهم‌تر از پیدا کردن راهی برای درمان و کاهش رنج فرزندشان نیست اما در چنین شرایطی فردی با کاسبی از درد و رنج بیماران چگونه توانسته به فعالیت خود ادامه دهد؟ این پرونده پرسش‌های جدی و بی‌پاسخی را پیش‌روی نهادهای مسوول گذاشته است. وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، سازمان نظام‌پزشکی، نظام روانشناسی، دادستانی به‌عنوان مدعی‌العموم و حتی دولت که سکان آن را یک پزشک در دست دارد باید پاسخ دهند که چگونه چنین اتفاقی رخ داده است؟ چرا باید فردی با ادعای درمان بیماری‌های پیچیده وارد این حوزه شود؟ آیا کاسبی با بیماری و امید خانواده‌ها آنقدر کم‌اهمیت است که نباید در اولویت رسیدگی مسوولان قرار بگیرد؟

 

حالا کارزاری با عنوان «کتک‌زدن؛ روش جدید درمان اوتیسم» شکل گرفته تا برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی مطالبه‌گری کند. آنچه در ادامه می‌آید، روایت خانواده‌ها و اظهارات فعالان حقوق افراد دارای معلولیت از پرونده‌ای است که ابعاد آن پرسش‌ها و ادعاهای هولناکی را پیش‌رو گذاشته است.

 

اگر نظارت می‌کردند این جنایت تکرار نمی‌شد!
رها مختاری، فعال حوزه حقوق افراد دارای اوتیسم و معلولان به «جهان‌صنعت» می‌گوید: من ۱۰‌سال است که در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت فعالیت می‌کنم. شروع فعالیت من در این حوزه به پرونده‌ای در سال‌۱۳۹۶ برمی‌گردد که عینا مشابه همین پرونده بود. پسر خودم اوتیسم دارد و وقتی چهارساله بود با چنین جریانی مواجه شدیم. آن پرونده هم متاسفانه بسیار رسانه‌ای شد. پسرم دوسال و هشت‌ماهه بود که به اوتیسم مبتلا و بسیار خوب هم درمان شد. بعد از آن به مشهد آمدم و به یک کلینیک کاردرمانی مراجعه کردم. بعدها مشخص شد مجوز این کلینیک به شخصی اجاره داده شده بود که هیچ مدرک درمانی نداشت. اتفاقی که آن زمان رخ داد، شباهت زیادی به کاری دارد که امروز آقای بیگدلی انجام می‌دهد. ایشان با اجاره مجوز در حال انجام این کار است اما تفاوت اینجاست فردی که آن زمان مجوز کاردرمانی را در اختیار داشت واقعا مدرک کاردرمانی داشت در حالی که آقای کمرزرین مدرک روانشناسی دارد.

اگر دادستانی ۱۰‌سال پیش به‌درستی با این تخلف برخورد می‌کرد این جنایت تکرار نمی‌شد و امروز با چنین حجم گسترده‌ای از تخلفات مواجه نبودیم. اکنون سطح این اتفاقات به جایی رسیده که دیگر نمی‌توان آنها را جمع کرد. هرکس از راه رسیده وارد حوزه توانبخشی شده است!

 

درمان اوتیسم با کتک‌زدن
مختاری در ادامه گفت: کارزار «کتک‌زدن؛ روش جدید درمان اوتیسم» در پی گزارش‌های هولناکی از یک کلینیک روانشناسی به نام «ذهن و روان» در تهران راه‌اندازی شد. مجوز این کلینیک ازسوی سازمان نظام روانشناسی و برمبنای مشاوره گفت‌وگومحور صادر شده است. چنین مجوزی هیچ صلاحیتی برای ورود به حوزه توانبخشی ایجاد نمی‌کند اما این مرکز با ورود به حوزه‌های کاملا تخصصی توانبخشی، مدعی درمان اوتیسم برای نخستین‌بار در جهان شده است. نام آقای مجتبی بیگدلی شاملو که مدعی ابداع روش «شبیه‌سازی ذهن» در این کلینیک است و ادعای درمان اوتیسم برای نخستین بار در جهان را مطرح می‌کند حتی در سازمان نظام روانشناسی نیز ثبت نشده است. این سازمان اعلام می‌کند که بیگدلی را اصلا نمی‌شناسد و از مدرک تحصیلی او در حوزه کامپیوتر یا روانشناسی اطلاعی ندارد. با این حال ایشان از سال۱۳۹۳ بدون ارائه مدرک و با استفاده از مجوز حمید کمرزرین از سازمان نظام روانشناسی در این کلینیک مشغول فعالیت بوده است. ادعاهای مداخله‌گرانه او در تمام این سال‌ها با پیگیری مستمر انجمن‌های علمی کاردرمانی و گفتاردرمانی مواجه بوده و این انجمن‌ها بارها تخلفات را پیگیری کرده‌اند.

 

ترکه خیس ابزار درمان بود!
این فعال حوزه حقوق افراد دارای اوتیسم و معلولان تاکید کرد: بیگدلی بدون در نظرگرفتن انعطاف‌پذیری عصبی مغز و روند بهبود و درمان آن با یک تشبیه استعاری مضحک و غیرعلمی، مدعی شده است که مغز به کیس کامپیوتر شباهت دارد و می‌توان کدهای مغزی را به‌صورت نرم‌افزاری اصلاح کرد. او همچنین از تاثیر این روش بر عصب و عضله و تغییر فرکانس مغزی سخن گفته است. برای این ادعاهای پوچ و تخیلی، خبری از تجهیزات پزشکی و نوروتراپی نیست. تنها ابزار درمانی مورد استفاده یک ترکه خیس است که به‌دست نوجوانان تازه‌بالغ داده می‌شود. این کار در سانس‌های نیم‌ساعته و در گروه‌های هشت‌نفره انجام می‌شد به این معنا که در هر نیم‌ساعت، هشت‌نفر بدون تفکیک براساس تشخیص، علت مراجعه، جنسیت یا سن، به اتاق فرستاده می‌شدند. در آنجا افراد را برهنه و به ازای هر مراجعه‌کننده، دونوجوان با اعمال فشارهای شدید و معکوس به ستون فقرات و مفاصل پا و واردکردن ضربات کور و شدید به استخوان‌ها، درد غیرقابل‌تحملی به آنها وارد می‌کردند.

 

همزمان موسیقی با صدایی گوش‌خراش و خارج از سطح تحمل شنوایی در اتاق پخش می‌شد. صدای بلند موسیقی با فریادها و جیغ‌های مراجعه‌کنندگانی که زیر ضربات قرار داشتند درهم می‌آمیخت. این وضعیت بالاترین سطح فشار روانی را ایجاد می‌کرد. این روش موسوم به «اصلاح کدهای مغزی» بدون حضور آقای بیگدلی‌شاملو و آقای کمرزرین در اتاق انجام می‌شد. بابت هر یک از این هشت مراجعه‌کننده نیز ۱۱‌میلیون‌تومان دریافت می‌کردند. در گزارش‌ها به دو نقشه مغزی، یکی پیش از این فرآیند و دیگری پس از آن اشاره شده اما نکته اینجاست که این دونقشه با دودستگاه گرفته شده‌اند؛ دستگاه‌هایی که امکان دستکاری تنظیمات آنها وجود داشته است. برای مثال، ممکن است وضوح تصویر در یکی بالاتر و در دیگری پایین‌تر باشد و درنتیجه خروجی‌ها متفاوت شوند. درنهایت، خود نقشه مغزی نیز اساسا جنبه تشخیصی ندارد چه برسد به اینکه بتوان به آن به‌عنوان مبنای درمان استناد کرد.

 

درآمد ماهانه ۴۴‌میلیاردتومان!
مختاری توضیح داد: بیگدلی شاملو و کمرزرین از همان سال‌۱۳۹۳ وارد این حوزه شده بودند. پس از سال‌ها پیگیری انجمن‌های علمی، سرانجام در خرداد‌۱۴۰۴ نام آنها به‌عنوان مداخله‌گر در درمان و پزشک‌نما از سوی سازمان نظام‌پزشکی اعلام شد اما سوال این است که چرا معاونت درمان با استناد به ماده۳ مربوط به جرائم پزشکی برای توقف فعالیت علنی این افراد اقدام نکرد؛ افرادی که با بالاترین سطح تبلیغات فعالیت می‌کردند؟ تبلیغاتی که به حضور پررنگ صداوسیما و سلبریتی‌ها متکی بود. صداوسیما چه صلاحیتی برای تشخیص سطح علمی افراد دارد؟ سلبریتی‌ها با چه صلاحیتی می‌توانند یک روش درمانی را تایید کنند؛ روشی که پای هزاران نفر در میان بوده است؟ نتیجه انفعال معاونت درمان، فعالیت مجتبی بیگدلی شاملو و حمید کمرزرین با ادعاهای مضحکی ازجمله عنوان‌هایی مانند «نخبه برتر جهان» بوده است. این افراد با چنین ادعاهایی به حیثیت درمان در ایران لطمه زده‌اند و هزاران قربانی در طول ۱۲‌سال، تاوان انفعال نهادهای نظارتی در متوقف‌کردن فعالیت آنها را پرداخته‌اند. درآمد ماهانه این فعالیت بنابر ادعای مطرح‌شده به ۴۴‌میلیاردتومان می‌رسد در حالی که درمان به تاراج رفته است. یکی از هولناک‌ترین بخش‌های این جنایت، متوجه کودکان اوتیسم شده است؛ کودکانی که سال‌ها قربانی نبود نظارت بر کیفیت و امنیت درمان در ایران بوده‌اند. هیچ‌کس نیز پاسخگوی مسوولیت خود در قبال تروماهایی نیست که این کودکان به نام درمان متحمل می‌شوند.

 

کودکان اوتیسم زیر شکنجه صوتی
فعال حوزه حقوق افراد دارای اوتیسم و معلولان در ادامه اضافه کرد: وقتی درباره اوتیسم صحبت می‌کنیم، با یک اختلال عصب‌رشدی مواجه هستیم. با توجه به انعطاف‌پذیری عصبی مغز، برای ایجاد هر تغییری باید زمان زیادی صرف شود تا مغز بتواند خود را با آن تطبیق دهد. هیچ درمان فوری، ضربتی یا جادویی برای اوتیسم وجود ندارد. از سوی دیگر، کودکان اوتیسم ممکن است مشکلاتی در پردازش حسی و تحمل صدا داشته باشند. در برخی از این کودکان، آستانه تحمل صدا بسیار پایین است و صداهایی که برای دیگران عادی هستند، می‌توانند برای آنها آزاردهنده یا دردناک باشند. حالا تصور کنید کودکی را به اتاقی برده‌اند که صدای بلندگوها در آن خارج از سطح تحمل یک فرد عادی است و صدای جیغ و فریاد دیگران نیز در همان فضا شنیده می‌شود. من بیشتر از هرچیز از تصور شکنجه صوتی این کودکان عذاب می‌کشم. تصور اینکه یک کودک اوتیسمی که صداها برایش دردناک هستند، در چنین فضایی قرار گرفته و چه چیزی را از سر گذرانده، واقعا هولناک است. من مطمئنم شدت دردی که این کودک به دلیل صداها تحمل کرده، آنقدر زیاد بوده که چه‌بسا درد ضربات چوب را نیز متوجه نشده باشد چون درد در سر و مغزش پیچیده است.

 

من خودم مراجعه‌کننده این مرکز نبوده‌ام اما کلیپ‌های متعددی دیده‌ام که خانواده‌ها از تجربه خود منتشر کرده‌اند. در یکی از این تصاویر، کودکی اوتیسمی در حال ضجه‌زدن است و مادرش لبخند می‌زند. چرا؟ چون فکر می‌کند فرزندش را به جایی برده که قرار است کدهای مغزی او را اصلاح کنند. من فقط به چهره آن کودک نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم که مسوولیت دردی که این کودک در همان فیلم فریاد می‌زند برعهده چه کسی است؟

 

کودکان 2ساله نمی‌توانند از شکنجه بگویند
مختاری تشریح کرد: ما ۱۰‌سال است که با صدای بلند نسبت به بی‌تفاوتی و نبود نظارت بر حوزه درمان اعتراض می‌کنیم. در اردیبهشت‌۱۴۰۳ نیز تجمع برگزار کردیم و فریاد زدیم که کودکان ما قربانی این سیستم هستند. کودکان ما در دوسالگی تشخیص اوتیسم می‌گیرند. یک کودک دوساله اوتیسمی توانایی لازم را برای گزارش دادن آنچه بر او گذشته است، ندارد. در یکی، دودهه اخیر در نظام درمان کشور، برخی کاردرمانگران روش‌های تهاجمی را به‌عنوان درمان معرفی کرده‌اند؛ روش‌هایی که به متدهای سیرک شباهت دارند. در سیرک، با واردکردن فشار روانی بالا می‌توان فیلی را وادار کرد که روی دوپای خود راه برود. این روش‌های خارج از سطح تحمل نیز به‌عنوان درمان معرفی شدند و بدون هیچ بازدارندگی و نظارتی در سراسر ایران گسترش یافتند. برای مثال، سر کودک را در آب فرو می‌کردند تا به مرز خفگی برسد، سپس سرش را بیرون می‌آوردند و می‌گفتند «بابا» و کودک هم باید آن را تکرار می‌کرد. در نمونه‌ای دیگر، کیسه‌ای روی سر کودک می‌کشیدند تا جایی که صورتش کبود می‌شد، سپس کیسه را برمی‌داشتند، می‌گفتند «بابا» و کودک آن را تکرار می‌کرد. اینها روش‌هایی بودند که ازسوی کادر درمان فعال در نظام‌پزشکی ترویج شدند و ما واقعا نمی‌توانستیم جلوی آنها را بگیریم.

 

تصور کنید من امروز تشخیص اوتیسم فرزندم را دریافت کرده‌ام و با هزار امید چون به سیستم درمان اعتماد دارم او را به کلینیک می‌برم. ناگهان فرزندم را به اتاقی می‌برند که من اجازه ورود به آن را ندارم. روی سرش کیسه می‌کشند، او را تا مرز خفگی می‌برند و در نهایت کودکی آسیب‌دیده تحویلم می‌دهند و می‌گویند درمانش کرده‌ایم و حالا حرف می‌زند. ما بابت این وضعیت تجمع برگزار کردیم اما نتیجه‌ای نگرفتیم. همچنین کارزاری با عنوان بی‌اعتنایی به حوزه سلامت، شامل چهاربند، ثبت کردیم که ۱۰‌هزار امضا داشت با این حال حتی یک پیامک هم از سوی سامانه دولت برای ما ارسال نشد.

 

دوربین می‌خواستیم تا بدانیم بر سر فرزندمان چه می‌آید
این فعال حوزه حقوق افراد دارای اوتیسم و معلولان عنوان کرد: ما اعلام کردیم که با توجه به اینکه کودکانمان در سنین پایین تشخیص می‌گیرند، تنهاماندن آنها در اتاق درمان می‌تواند آسیب‌پذیری‌شان را بیشتر کند. به همین دلیل چند درخواست مشخص مطرح کردیم. نخستین درخواست ما راه‌اندازی یک سامانه هوشمند برای ارزیابی کیفیت درمان بود؛ سامانه‌ای که خانواده‌ها بتوانند در آن میزان رضایت خود را از روند درمان اعلام کنند. چنین سامانه‌ای کمک می‌کرد افرادی که صلاحیت علمی ندارند یا بدون مجوز فعالیت می‌کنند، شناسایی شوند. همچنین کیفیت کار درمانگران مناسب مشخص می‌شد و درباره عملکرد نامناسب افراد به دیگران هشدار داده می‌شد.

 

درخواست دوم، دسترسی به دوربین آنلاین بود. کودکان ما مانند کودکان عادی نمی‌توانند، بیایند و توضیح دهند که چه اتفاقی برایشان افتاده است. از سوی دیگر به‌دلیل مشکلات همکاری برخی از آنها در جریان درمان، لازم است مدتی بدون حضور پدر و مادر در اتاق و در کنار درمانگر باشند. درخواست کردیم امکان دسترسی به دوربین آنلاین فراهم شود تا هم شاهد روند درمان فرزندمان باشیم، هم از آن جنبه آموزشی استفاده کنیم و هم در صورت وقوع تخلف امکان پیگیری داشته باشیم. وقتی دوربین وجود ندارد، هر اتفاقی که در اتاق بیفتد حتی اگر کودک را با دست‌وپای آسیب‌دیده از آنجا تحویل بگیریم امکان پیگیری حقوقی بسیار دشوار می‌شود.

 

درخواست سوم نیز این بود که هر روشی به‌عنوان درمان در جامعه ترویج نشود و دانش علمی درمانگران به‌روز باشد. آنها باید از روش‌های علمی و به‌روز استفاده کنند تا وقت و هزینه خانواده‌ها صرف درمان‌های بی‌پایه نشود. آخرین درخواست هم برخورد جدی با سوداگران درمان بود. افرادی که مانند مور و ملخ در فضای مجازی تبلیغ می‌کنند و ادعای درمان قطعی و عجیب‌وغریب دارند. آقای بیگدلی نیز یکی از نمونه‌های همین وضعیت است. توانبخشی تنها ابزار کمکی برای اوتیسم هست، این مساله اهمیت زیادی دارد و خانواده‌های بیماران احترام زیادی برای درمانگران متخصص قائل هستند. افرادی که هیچ مطالعه علمی ندارند و صرفا برای کسب درآمد وارد این حوزه شدند، حیثیت کار افراد متخصص را خدشه‌دار کرده‌اند.

 

توانبخشی تخصصی است، پس چرا هر کسی وارد آن می‌شود؟
مختاری گفت: یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این است که تکلیف توانبخشی در ایران روشن نیست. توانبخشی یک درمان تخصصی است. چگونه ممکن است تعرفه آن ظرف دو سال از ۱۲۰‌هزارتومان به یک میلیون و ۳۰۰‌هزارتومان برسد و درنتیجه هزاران کودک در ایران از ادامه توانبخشی محروم شوند؟ اگر توانبخشی تا این اندازه تخصصی است و هزینه آن باید چنین باشد آن‌هم بدون پوشش بیمه، پس چه معنایی دارد که هر روانشناسی از راه برسد و با مجوز روانشناسی بدون صلاحیت علمی لازم، وارد حوزه تخصصی توانبخشی شود؟ تعرفه بالا رفته اما هیچ نظارتی بر کیفیت و امنیت درمان لحاظ نشده است. در سال‌۱۴۰۳، پس از کارزار حوزه سلامت، دو کارزار دیگر داشتیم. در کارزاری به این موضوع اشاره کردیم که ده‌ها خانه عمومی در ایران با مجوز سازمان نظام روانشناسی فعالیت می‌کنند و در این مراکز، افراد فاقد تخصص درمانی، خدمات تخصصی توانبخشی ارائه می‌دهند. خواستار جلوگیری از این وضعیت شدیم اما نه‌تنها جلوی آن گرفته نشد بلکه شعب خانه‌های امید نیز افزایش پیدا کرد.

 

پرونده قتل و تجاوز هم به نتیجه نرسید
بزرگ‌ترین معضل در ایران، نقض حقوق کودک و منشور حقوق بیمار است. همانطور که گفتم، دلیل ورود من به فعالیت‌های اجتماعی، پرونده‌ای در سال‌۱۳۹۶ بود که در آن گزارش‌های هولناکی از تجاوز، شکنجه و حتی یک مورد قتل بر اثر شکنجه مطرح شده بود. ورود دادستانی به چنین پرونده‌ای باید در جایگاه مدعی‌العموم اتفاق می‌افتاد اما این اتفاق نیفتاد. پس از مدت‌ها پیگیری حقوقی، پاسخی که داده شد این بود که شهادت شهود، شرعی نیست. کودک خود من اوتیسم دارد و از نظر حقوقی در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار می‌گیرد. اگر گزارشی از وضعیت و آنچه بر او گذشته است به دادگاه ارائه کنیم، ممکن است این گزارش به‌عنوان دلیل پذیرفته نشود. در پرونده مورد اشاره نیز شاهدان این اتفاقات چون پنج زن بودند شهادتشان شرعی تلقی نشد. درنتیجه فردی که مرتکب قتل و تجاوز شده بود و وحشیانه‌ترین رفتارها را به اسم درمان و بدون حضور والدین در کلینیک انجام داده بود، تبرئه شد. وقتی دادستانی، به‌عنوان بخشی از نظام حقوقی کشوری که طرف معاهده کنوانسیون حقوق کودک است، کمترین الزام موثر را برای صیانت از امنیت و کیفیت درمان اعمال نمی‌کند چه انتظاری می‌توان داشت؟

وقتی پای تخلف به‌میان می‌آید، نظام‌پزشکی و معاونت درمان تمام‌قد پشت نیروی متخصص خود می‌ایستند و سازمان بهزیستی نیز از مراکز خود حمایت می‌کند؛ دادستانی هم ادله را نادیده می‌گیرد. در این شرایط هیچ بازدارندگی موثری برای صیانت از حقوق کودکان اوتیسمی در ایران وجود ندارد و متاسفانه از همه طرف آسیب‌پذیر شده‌ایم.

 

در کنار کودک‌آزاری شاهد بهره‌کشی از نوجوانان هستیم
این فعال حوزه حقوق افراد دارای اوتیسم و معلولان ادامه داد: در پرونده بیگدلی، علاوه‌بر مساله کودک‌آزاری شاهد بهره‌کشی از اطفال نیز هستیم. در کجای دنیا نوجوان تازه‌بالغ را در اتاقی با موسیقی بلند، بالای سر یک کودک دارای معلولیت که برهنه شده است قرار می‌دهند و از او به‌عنوان نیروی درمانی استفاده می‌کنند؟ آیا سازمان بهزیستی موظف نبود پس از انتشار چنین گزارش هولناکی، بلافاصله اورژانس اجتماعی را وارد عمل کند و برای تعطیلی این مرکز اقدام شود؟ بیش از یک‌ماه از انتشار این گزارش‌ها گذشته است. من همچنان پیگیر سازمان بهزیستی هستم و می‌گویم که در این پرونده، علاوه بر کودک‌آزاری، بهره‌کشی از اطفال هم اتفاق افتاده است اما بهزیستی به روی خودش نیاورده است.

 

وی تاکید کرد: منشور حقوق بیمار بندهای متعددی دارد که یکی از آنها این است که بیمار حق دارد از درمانی که برای او انجام می‌شود، آگاهی داشته باشد. بیمار باید بداند چرا و چگونه تحت‌درمان قرار می‌گیرد. پس چرا این‌همه مقاومت در برابر نصب دوربین وجود دارد؟ طی این سال‌ها، بالاترین سطح شکنجه، تجاوز و قتل در کلینیک‌های علوم پزشکی و مراکز دارای مجوز بهزیستی را گزارش کرده‌ایم. هرروز گزارش‌هایی درباره شکنجه و تجاوز به دستم می‌رسد از مراکزی که مجوز بهزیستی دارند و کلینیک‌هایی که مجوز علوم پزشکی دریافت کرده‌اند. سوال این است که سازمان روانشناسی نهادی است که برعکس نظام‌پزشکی خودش مجوز می‌دهد، نظارت می‌کند و خارج از از نظارت درمان نیز هست، پس چرا باید معاونت درمان نقشی در نظارت بر این سازمان را که اکنون مشخص نیست رییس آن چه کسی است، داشته باشد؟

 

در این ۱۰‌سال، روانشناسان بی‌وقفه وارد حوزه تخصصی توانبخشی شده‌اند و هر جنایتی هم که اتفاق افتاده امکان پیگیری حقوقی موثر نداشته است. دادستانی باید پاسخگو باشد که پس از انتشار گزارش‌های متعدد در مهرماه درباره مصادیق نقض حقوق کودک و بیمار در ایران، دلیل انفعال چه بوده است؟ مختاری همچنین افزود: در همین زمینه چندی پیش جمعی از توان‌بخشان و اعضای کادر درمان نیز با راه‌اندازی کارزاری علیه این روش درمانی از بیماران و قربانیان این کلینیک حمایت کردند.

بارها به دولت هشدار دادیم اما پاسخی نگرفتیم
مختاری با اشاره به انتشار نامه سرگشاده‌ به پزشکیان گفت: در آن نامه و گزارش‌ها، به‌صراحت اعلام کردیم که خانواده‌ها و کودکان ما تا چه اندازه آسیب‌پذیر هستند و بارها این وضعیت را به دولت اطلاع دادیم. با این حال حتی در حد یک پیامک هم کسی به ما پاسخگو نبود، چه برسد به اینکه بخواهد این شرایط را تغییر دهد. بارها هشدار داده‌ایم، مستندات ارائه و پیگیری کرده‌ایم اما همچنان با همین وضعیت مواجهیم.


دخترم را با چوب زدند، شکایت کردم اما پرونده به کجا رسید؟

پدر دختری که به گفته او در جریان مراجعه به یک مرکز مدعی درمان اوتیسم و اختلالات عصبی آسیب دیده است درباره چگونگی آشنایی با این مرکز به «جهان‌صنعت» گفت: من ویدئوهای این آقا را در صفحه اینستاگرامش دیدم که نشان می‌داد با بچه‌ها چه کارهایی انجام می‌دهند. مدتی گذشت و دیدیم افراد زیادی برای مراجعه به این مرکز صف کشیده‌اند. بعد از حدود چند روز برای گرفتن نوبت اقدام کردیم و نزدیک سه ساعت منتظر ماندیم تا نوبت بگیریم. چند ماه بعد دوباره با ما تماس گرفتند و به مرکز رفتیم. وقتی مراجعه کردیم، فرمی به ما دادند که پر کنیم. مبلغی که اعلام کردند ۷ میلیون تومان بود اما با تخفیف ۵‌میلیون‌تومان پرداخت کردیم. بعد وارد اتاقی شدیم که چند تخت داشت و اطراف تخت‌ها پرده کشیده بودند. خانمی هم آنجا حضور داشت. درباره روش درمان توضیح دادند و گفتند جلسه اول انجام می‌شود و اگر فرد راضی بود برای جلسه دوم مراجعه می‌کند و اگر راضی نبود دیگر لازم نیست بیاید.

 

دخترم بعد از جلسه ناله می‌کرد
وقتی از آنجا بیرون آمدیم، دخترم کمی ناله می‌کرد. ابتدا فکر می‌کردیم شاید به دلیل فشاری باشد که به بدنش وارد شده است. بعد خواهرش گفت که او را با چوب می‌زدند. من در سالن انتظار هم چیزی شبیه اسپری در قفسه‌ها دیده بودم. رفتم از نزدیک نگاه کردم و متوجه شدم اسپری چسب است. دخترم بعدا گفت که آن اسپری را به چوب زده و با آن به ما ضربه می‌زدند. روز بعد دوباره به همان محل برگشتم و سر کوچه ایستادم و با پلیس تماس گرفتم. بعد از آن، پیگیری و شکایت را از کلانتری عباس‌آباد شروع و موضوع را از طریق مراجع مربوطه ازجمله سازمان نظام‌پزشکی و پزشکی قانونی پیگیری کردم.

 

تمام مدارکی را که داشتم به مراجع مربوطه ارائه کردم. ازجمله پست‌های اینستاگرام این آقا، تصاویر کبودی‌های دخترم و فیلم‌هایی که در اختیار داشتم. اگر کسی وارد صفحه اینستاگرام او شود، ممکن است تصور کند شکایتی از او وجود ندارد چون پست‌هایی که مردم در آنها درباره هزینه‌های دریافتی، ضربه زدن با چوب و اتفاق‌های دیگر نوشته‌اند، در بخش پست‌های پنهان‌شده قرار گرفته‌اند. من این پست‌ها را پیدا کردم و از آنها اسکرین‌شات گرفتم. تصاویر کبودی‌های دخترم و فیلم‌ها هم موجود است. مدارک دیگری را هم که در صفحه‌اش منتشر شده بود، جمع‌آوری کردم و در اختیار خانم مختاری گذاشتم. بعضی از مدارک این مجموعه را که به زبان خارجی منتشر شده بود، ترجمه کردم و فرستادم تا بررسی شود.

 

بعد از شکایت، پرونده به پزشکی قانونی ارجاع شد. در مرحله اول، پزشکی قانونی گزارشی تهیه کرد و بازپرس من را برای بررسی بیشتر به هیات چندنفره پزشکی در زعفرانیه فرستاد. برای گرفتن نوبت چندماه منتظر ماندم و حدود سه تا چهارماه طول کشید تا نوبت ما برسد. در آن جلسه با ما صحبت کردند، دخترم را دیدند و از او سوال‌هایی پرسیدند. من هم توضیحاتی دادم و مدارک را ارائه کردم. بعد از آن منتظر ماندیم تا نتیجه مشخص شود اما خبری نشد. حدود چند روز پیش دوباره نزد بازپرس رفتم و پرسیدم پرونده ما به کجا رسیده. در ابتدا به من گفته شد پرونده مختومه شده است. وقتی اعتراض کردم، توضیح دادند که پرونده در آن مرحله مختومه و برای دادسرای کیفری فرستاده شده است. بازپرس گفت که حتی بیگدلی و کمرزرین را هم احضار کرده‌اند و آنها با وثیقه بیرون هستند. حتی کلینیک پلمپ اما مجدد فعالیتش آغاز شده است.

 

از نظام‌پزشکی تا وزارت بهداشت پیگیری کردم
من موضوع را از سازمان نظام روانشناسی، سازمان نظام‌پزشکی و وزارت بهداشت پیگیری کردم. به سازمان نظام روانشناسی رفتم و به یکی از مسوولان توضیح دادم که این آقا بچه‌هایی را که به‌عنوان بیمار به مرکز مراجعه می‌کنند، با چوب می‌زند. وقتی مبلغ دریافتی را هم گفتم، تعجب کردند. توضیح دادم که برای هشت‌جلسه، 7میلیون تومان می‌گرفته است. آنها باورشان نمی‌شد. به من گفتند مراحل قانونی را پیگیری کنم و اگر دادسرا نامه بزند، بازرسی اعزام می‌کنند. من دوباره مراجعه کردم و پرسیدم چطور پیگیری می‌کنید در حالی که رییس مجموعه با همین فرد عکس گرفته و آن را منتشر کرده است؟ به آنها گفتم تخصص این فرد ارتباطی با مغز و اعصاب، اوتیسم یا کاردرمانی ندارد. روی تابلوی مرکز، روانشناسی و روان‌درمانی نوشته شده است. هر رشته‌ای تخصص خودش را دارد؛ روانشناس یک حوزه تخصصی دارد، متخصص مغز و اعصاب حوزه دیگری دارد، کاردرمانگر و گفتاردرمانگر هم هرکدام وظایف مشخصی دارند. نمی‌شود هر فردی با یک تخصص وارد حوزه تخصصی دیگری شود و برای بیماران کاری انجام دهد که در صلاحیتش نیست.

 

در صفحه‌اش فقط تبلیغات را می‌بینید، نه شکایت‌ها را!
اگر به صفحه اینستاگرامش نگاه کنید، بیشتر تبلیغات و ویدئوهایی را می‌بینید که خودش منتشر می‌کند. پست‌هایی که مردم در آنها از هزینه‌های پرداختی یا آسیب‌هایی که دیده‌اند نوشته‌اند در بخش پست‌های پنهان‌شده قرار گرفته‌اند. من همه آنها را پیدا کردم و اسکرین‌شات گرفتم تا در پرونده باشد. مدارکی هم که از خارج از کشور منتشر کرده، باید دقیق بررسی شوند. هر مدرکی که از خارج می‌آید، باید مشخص باشد از کجا صادر شده، چه تاییدی دارد و آیا اصالت آن قابل احراز است یا نه. صرف اینکه یک مقاله یا مطلبی در اینترنت وجود داشته باشد و کسی آن را منتشر کند، به معنای تایید رسمی یک روش درمانی نیست. من ترجمه مدارک را هم برای خانم مختاری فرستاده‌ام تا بررسی شود.

 

دخترم ۱۹‌سال است که تحت درمان و توانبخشی است
دختر من مبتلا به سی‌پی است. این وضعیت به آسیب مغزی ناشی از نرسیدن اکسیژن کافی به بخش‌هایی از مغز مربوط می‌شود و می‌تواند روی حرکت و عملکرد بدن تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، کاردرمانی اهمیت زیادی دارد و باید تمرین‌ها و فعالیت‌های تخصصی متناسب با وضعیت فرد انجام شود. من ۱۹‌سال است که دخترم را برای درمان و توانبخشی می‌برم و می‌آورم. در این مدت به مراکز مختلف مراجعه کرده‌ام و با روش‌های کاردرمانی آشنا هستم. وقتی مغز فرمان لازم را به اندام‌ها ندهد، حرکت هم دچار مشکل می‌شود و کاردرمانی باید به فرد کمک کند تا توانایی‌های حرکتی‌اش را تقویت کند. برای اینکه دخترم بتواند راه برود، دو بار عمل جراحی انجام داده‌ام. زانوهایش خم بود و برای صاف شدن آنها عمل کردیم. پاهایش هم به هم چسبیده بود و برای آن‌هم جراحی انجام شد. کمرش را هم عمل کردیم تا صاف شود. اینها شرایطی نیست که با یک ادعای ساده یا یک روش عجیب بتوان آن را درمان کرد؛ این کودکان به مراقبت و توانبخشی تخصصی و مستمر نیاز دارند.بعضی کودکان سی‌پی تشنج هم دارند و وضعیت جسمی آنها با یکدیگر متفاوت است. بدن بعضی از آنها نرم‌تر است و بدن بعضی دیگر سفتی بیشتری دارد. وقتی فشار شدیدی به بدن این کودکان وارد شود، ممکن است وضعیتشان بدتر و سفتی عضلات بیشتر شود. دختر من بعد از آن اتفاق هم باید هرروز ورزش کند تا بدنش دوباره نرم شود. من باید دوباره برای بهبود وضعیت جسمی‌اش تلاش کنم. این موضوع برای خانواده‌ای که سال‌ها برای درمان و توانبخشی فرزندش زحمت کشیده، بسیار سنگین است.

 

من تمام مدارکی را که داشتم، ازجمله تصاویر کبودی‌ها، فیلم‌ها و اسکرین‌شات‌های صفحه اینستاگرام در اختیار خانم مختاری گذاشتم. به ایشان هم گفتم که من از جزئیات این پرونده اطلاع دارم و تا آخر مسیر پیگیری می‌کنم. منتظرم ابلاغیه دادگاه صادر شود تا از همان مسیر هم اقدامات لازم را انجام دهم. از وزارت بهداشت هم پیگیری کردم اما به نظر من این مجموعه از نظر صلاحیت تخصصی و تاییدیه‌های مربوطه باید دقیق بررسی شود. درباره وضعیت مجوزهای این افراد هم استعلام گرفته‌ام و آنچه به من گفته شده، این است که در سازمان نظام‌پزشکی تاییدیه‌ای برای آنها وجود ندارد. تا جایی که بررسی کرده‌ام کمرزرین هم در سازمان نظام‌پزشکی تاییدیه‌ای ندارد و مجوز او در حوزه روانشناسی مطرح است. من از روزنامه و رسانه‌ها هم می‌خواهم این مدارک را با دقت بررسی کنند و درباره آنها اطلاع‌رسانی شود. مردم باید بدانند چه چیزهایی در صفحه اینستاگرامی این فرد منتشر شده و چه شکایت‌هایی از او مطرح است.

 

کتک‌زدن؛ روش جدید درمان اوتیسم؟/صدای خانواده‌های درگیر با این مساله باشیم
کارزار در نامه‌ای خطاب به وزیر بهداشت، ریاست سازمان بهزیستی و مراجع صادرکننده مجوز و دستگاه قضایی خواستار برخورد و رسیدگی با این اتفاق شده است. در این نامه آمده است:

«افراد دارای اوتیسم، پیش از هر عنوان و تشخیص پزشکی، انسان‌هایی برخوردار از کرامت، حقوق شهروندی و حق زندگی در محیطی امن هستند. خانواده‌های آنان نیز حق دارند فرزندانشان را با اطمینان‌خاطر به مراکز تخصصی بسپارند و مطمئن باشند که خدمات ارائه‌شده، مبتنی بر دانش معتبر، صلاحیت حرفه‌ای و رعایت حقوق انسانی است.

با این ‌حال گزارش‌ها و نگرانی‌های مطرح‌شده درباره فعالیت برخی مراکز و احتمال وقوع آزار جسمی و روانی در پوشش درمان، آموزش یا توان‌بخشی، ضرورت نظارت جدی و مستمر بر این مجموعه‌ها را آشکار می‌کنند. کتک‌زدن با چوب، تنبیه بدنی، تحقیر، تهدید و ایجاد ترس، با انتخاب عنوان درمان یا اصلاح رفتار، به شیوه‌ای علمی و قابل‌قبول تبدیل نمی‌شود. هیچ خانواده‌ای فرزند خود را به مرکزی تخصصی نمی‌سپارد تا در غیاب او، امنیت جسمی و روانی‌اش به مخاطره بیفتد. از سوی دیگر، صرف نصب تابلوی کلینیک یا استفاده از عنوان مرکز درمانی و توان‌بخشی، دلیل برخورداری از مجوز قانون و صلاحیت علمی نیست. فعالیت این مراکز باید براساس ماهیت خدمات ارائه‌شده، ضوابط قانونی و صلاحیت حرفه‌ای مسوولان و کارکنان آنها بررسی شود.

 

بر همین اساس ما امضاکنندگان این کارزار، خواستار اقدامات فوری و موثر زیر هستیم:

شناسایی و بررسی مراکز فاقد مجوز معتبر، انجام بازرسی‌های مستمر و سرزده، رسیدگی فوری، مستقل و شفاف به گزارش‌های آزار جسمی و روانی، به‌رسمیت‌ شناختن حق خانواده‌ها برای نظارت بر روند خدمات دریافتی فرزندانشان، ایجاد سازوکار امن و قابل‌دسترس برای گزارش تخلفات، انتشار فهرست مراکز دارای مجوز معتبر و معرفی مراجع مسوول نظارت بر آنها.»

 

منبع:جهان صنعت

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------