آخرین اخبار سیاسی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

ایران را دریابیم، پیش از آنکه دیر شود

سال‌هاست از ایران، استقلال، اقتدار و مقاومت سخن گفته‌ایم اما امروز باید از خود بپرسیم که این واژه‌ها قرار است در خدمت چه هدفی باشند؟ این…

ایران را دریابیم، پیش از آنکه دیر شود



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

سال‌هاست از ایران، استقلال، اقتدار و مقاومت سخن گفته‌ایم اما امروز باید از خود بپرسیم که این واژه‌ها قرار است در خدمت چه هدفی باشند؟ این روزها که زیرساخت‌های کشور، بنادر، تاسیسات نفتی، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی و شریان‌های حیاتی جنوب کشور هدف قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان با ادبیات معمول سیاسی و شعارهای تکراری از کنار ماجرا گذشت.

 

طرف مقابل آشکارا از تخریب زیرساخت‌های ایران سخن می‌گوید و به نظر می‌رسد ضربه زدن به جنوب کشور، بخشی از یک برنامه حساب‌‌شده است. جنوب ایران فقط یک نقطه جغرافیایی روی نقشه نیست؛ جنوب، قلب انرژی، تجارت و اقتصاد کشور است. خلیج‌فارس، بنادر جنوبی، پالایشگاه‌ها، میدان‌های نفت و گاز و مسیرهای صادراتی، بخش بزرگی از توان اقتصادی و راهبردی ایران را تشکیل می‌دهند.

 

اگر جنوب ایران ویران یا برای مدتی طولانی از مدار فعالیت خارج شود، چه چیزی باقی می‌ماند که بخواهیم آن را حفظ کنیم؟ اگر بنادر از کار بیفتند، پالایشگاه‌ها آسیب ببینند، نیروگاه‌ها خاموش شوند و امکان تولید و صادرات نفت و گاز از میان برود، چگونه می‌توان کشور را اداره کرد؟ مگر می‌توان میدان نفتی، پالایشگاه، بندر و خط لوله را با چند دستور اداری یا تخصیص بودجه‌ای محدود دوباره ساخت؟

 

ایران بدون جنوب، بدون خلیج‌فارس، بدون بنادر و بدون منابع عظیم انرژی‌اش، دیگر همان ایران نخواهد بود. تمامیت ارضی فقط این نیست که خطوط مرزی روی کاغذ باقی بماند، تمامیت ایران یعنی امکان زندگی مردم در سراسر این سرزمین، استمرار تولید، حفظ زیرساخت‌ها، امنیت شهرها و پیوند اقتصادی و اجتماعی همه مناطق کشور.

 

اگر بخشی از ایران ویران، خالی از سکنه، ناامن یا از نظر اقتصادی فلج شود حتی اگر مرزهای رسمی روی نقشه تغییر نکند، تمامیت کشور عملا آسیب دیده است. تجزیه همیشه با اعلام رسمی استقلال یک منطقه آغاز نمی‌شود. گاهی تجزیه از جایی شروع می‌شود که حکومت مرکزی دیگر توان تامین امنیت، زندگی و اقتصاد بخش‌هایی از سرزمین خود را ندارد.

 

در چنین شرایطی باید صریح پرسید: با این راهبرد قرار است چه چیزی حفظ شود؟ حفظ نظام نمی‌تواند مستقل از حفظ ایران معنا داشته باشد. نظام سیاسی برای ایران و مردم ایران است؛ ایران برای بقای یک ساختار سیاسی نیست. اگر سرزمین، زیرساخت، منابع و مردم کشور از میان بروند یا با خسارت‌هایی جبران‌ناپذیر مواجه شوند، دیگر سخن گفتن از حفظ نظام چه معنایی خواهد داشت؟

 

نظام باید حافظ این سرزمین باشد، نه آنکه سرزمین هزینه حفظ نظام شود. هیچ ساختار سیاسی نمی‌تواند بدون خاک، مردم، اقتصاد، منابع و زیرساخت‌های ملی باقی بماند.

 

بیایید یکبار دیگر آن صحنه معنادار از جنگ ۱۲روزه را یادآوری کنیم. در مراسم شب عاشورا، رهبر شهید انقلاب از محمود کریمی خواستند که «ای ایران» را بخواند. این درخواست در آن شرایط خاص، فقط انتخاب یک قطعه موسیقی نبود. می‌توان آن را نشانه‌ای دانست از اینکه در لحظه تهدید خارجی، ایران، وطن و همبستگی ملی اهمیت بنیادین پیدا می‌کند. ایشان به ایران اهمیت می‌دادند و دفاع از کشور اولویتشان بود. وقتی در شب عاشورا، در یکی از مهم‌ترین مراسم مذهبی کشور، سرود «ای ایران» خوانده می‌شود، پیام آن روشن است: میان باور دینی و علاقه به وطن تعارضی وجود ندارد. ایران ظرف تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی همه باورها، مذاهب، اقوام و گرایش‌های سیاسی ماست. اگر این ظرف شکسته شود، هیچ‌یک از آنچه برای حفظش تلاش کرده‌ایم، در امان نخواهد ماند.

 

نمی‌توان به مردم وعده آرامش داد و سپس کشور را در مسیری قرار داد که هرروز احتمال تخریب یک بندر، پالایشگاه، نیروگاه یا شهر بیشتر شود. دولت باید مسوولیت سیاسی خود را بپذیرد و صریحا به مردم بگوید که این راهبرد به کجا می‌رسد، چه هزینه‌هایی دارد و برای جلوگیری از تبدیل جنگ به ویرانی گسترده چه اقداماتی انجام شده است. با شعارهای واهی نمی‌توان سرزمین ایران را حفظ کرد. راهبرد «جنگ، جنگ تا پیروزی» در جهانی که توازن قدرت، فناوری، اقتصاد و ائتلاف‌های بین‌المللی تعیین‌کننده است، نمی‌تواند جایگزین محاسبه عقلانی شود. ما نمی‌توانیم همزمان با همه دنیا بجنگیم و انتظار داشته باشیم که هیچ آسیبی به کشور وارد نشود.

 

پذیرفتن محدودیت‌های کشور نشانه ضعف نیست. عقلانیت یعنی توان خود، توان دشمن، امکانات اقتصادی، شرایط جامعه و پیامدهای هر تصمیم را به‌درستی ارزیابی کنیم. کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم بوده، با فرسودگی زیرساخت‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری، ناترازی انرژی، تورم و محدودیت دسترسی به فناوری روبه‌رو است، نمی‌تواند مانند کشوری رفتار کند که صدها‌میلیارد دلار ذخیره مالی، حمایت قدرت‌های جهانی و دسترسی آزاد به فناوری و تجهیزات دارد.

 

کشورهای دیگر منطقه ممکن است پس از یک حمله، با منابع مالی عظیم خود تجهیزات جدید بخرند و زیرساخت‌هایشان را در زمانی کوتاه‌تر بازسازی کنند. آنها روابط بین‌المللی گسترده، شرکت‌های پیمانکار بزرگ، منابع ارزی و دسترسی مستقیم به فناوری دارند اما ایران برای تامین بسیاری از قطعات، تجهیزات و سرمایه‌های لازم با موانع تحریمی روبه‌رو است.

 

یک پالایشگاه یا نیروگاه با پول نقد به‌تنهایی بازسازی نمی‌شود. به فناوری، مهندس، تجهیزات تخصصی، شرکت‌های بین‌المللی و زنجیره تامین نیاز دارد. ممکن است حمله‌ای در چند دقیقه انجام شود اما جبران خسارت آن ده سال طول بکشد. مردم ایران چرا باید دهه‌های آینده را صرف بازسازی ویرانی‌هایی کنند که می‌شد با یک تصمیم عاقلانه از آنها جلوگیری کرد؟

 

این هشدار به معنای دعوت به تسلیم نیست. ایران حق دارد از خاک، مردم و منافع خود دفاع کند اما دفاعی که در نهایت به نابودی ایران منجر شود، دفاع از ایران نیست. هدف هر اقدام نظامی، سیاسی یا دیپلماتیک باید کاهش خطر برای مردم و حفظ کشور باشد، نه پاسخ دادن به هر ضربه بدون محاسبه نتیجه آن.

 

گاهی مذاکره، آتش‌بس، میانجیگری و عقب‌نشینی تاکتیکی، نشانه شجاعت و درک درست شرایط است. شجاعت فقط در ادامه جنگ تعریف نمی‌شود. گاهی شجاع‌ترین تصمیم، متوقف کردن مسیری است که همه می‌دانند به پرتگاه می‌رسد اما کسی جرات تغییر آن را ندارد.

 

کشور اکنون به یک عقلانیت ملی نیاز دارد؛ عقلانیتی که از منافع جناح‌ها، نهادها و گروه‌های اقتصادی عبور کند. تصمیم درباره آینده ایران نباید در حلقه‌ای محدود و بدون حضور متخصصان مستقل گرفته شود. دیپلمات‌ها، نظامیان، اقتصاددانان، متخصصان انرژی، جامعه‌شناسان و نمایندگان بخش‌خصوصی باید بدون ترس و ملاحظه واقعیت‌ها را بیان کنند.

 

در کنار آن باید به نقش کسانی نیز توجه کرد که از آشفتگی، تحریم و تداوم بحران سود می‌برند. اقتصاد تحریم برای گروه‌هایی ثروت و نفوذ ایجاد کرده است. طبیعی است کسانی که از دورزدن تحریم، تجارت غیرشفاف و شرایط فوق‌العاده منفعت می‌برند، از عادی شدن روابط و شفاف شدن اقتصاد استقبال نکنند. منافع این گروه‌ها نباید سرنوشت ایران را تعیین کند. کسانی که هزینه جنگ را نمی‌پردازند، نباید برای مردمی تصمیم بگیرند که خانه، شغل، پس‌انداز و آینده فرزندانشان در معرض نابودی قرار گرفته است. باید روشن شود چه کسانی از ادامه این وضعیت سود می‌برند و چه کسانی هزینه آن را پرداخت می‌کنند.

 

وظیفه اهل فکر، رسانه و سیاست آن است که پیش از وقوع فاجعه هشدار دهند. نباید اجازه دهیم سال‌ها بعد در تاریخ نوشته شود که بسیاری خطر را می‌دیدند اما به دلیل ترس، مصلحت‌اندیشی یا حفظ منافع خود سکوت کردند.

 

ما باید اکنون سخن بگوییم، پیش از آنکه جنوب ایران ویران شود، پیش از آنکه تاسیسات حیاتی کشور از میان برود، پیش از آنکه پیوند مناطق مختلف با مرکز تضعیف شود و پیش از آنکه تمامیت ایران فقط به خطوطی روی یک نقشه محدود شود.

 منبع:جهان صنعت

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------