جنگ و یک پارادوکس بزرگ



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
شروعِ یک پایان است و پایانِ یک آغاز. در چنین چرخه‌‌ای، معناهای ساده فرو می‌‌ریزند و مفاهیم، به‌جای آنکه در برابر هم بایستند، در درون یکدیگر حل می‌‌شوند. در این رفت‌ و برگشت بی‌‌وقفه، مرز میان بقا و نابودی روشن نیست. هر‌آنچه آغاز می‌‌شود، نشانی از پایان در خود دارد و هر پایانی، امکان یک آغاز دیگر را حمل می‌کند. دو مفهوم برای بقا و نابودی، هر دو برساخته انسان‌‌اند.

روزنامه شرق:شروعِ یک پایان است و پایانِ یک آغاز. در چنین چرخه‌‌ای، معناهای ساده فرو می‌‌ریزند و مفاهیم، به‌جای آنکه در برابر هم بایستند، در درون یکدیگر حل می‌‌شوند. در این رفت‌ و برگشت بی‌‌وقفه، مرز میان بقا و نابودی روشن نیست.

 

هر‌آنچه آغاز می‌‌شود، نشانی از پایان در خود دارد و هر پایانی، امکان یک آغاز دیگر را حمل می‌کند. دو مفهوم برای بقا و نابودی، هر دو برساخته انسان‌‌اند. یکی در امتداد زندگی، دیگری در نفی آن. این دوگانه در ظاهر ساده است، اما در عمق خود نسبت انسان با جهان را تعریف می‌ کند؛ نسبتی که در آن توان ساختن و توان ویران‌کردن، هم‌‌زمان در یک سو جمع شده است.

 

در جهان امروز، انسان بیش از هر زمان دیگری میان این دو قطب در رفت‌‌وآمد است؛ میان تلاشی بی‌‌وقفه برای حفظ زندگی و ساختن سازوکارهایی که همان زندگی را تهدید می‌‌کنند. این دو مسیر‌ اگرچه در ظاهر از هم جدا هستند،‌ در عمق از یک سرچشمه تغذیه می‌‌کنند: توانایی انسان برای دستکاری در سرنوشت حیات. اگر بخواهیم یکی از خالص‌‌ترین صورت‌‌های این اراده برای حفظ زندگی را ببینیم، باید به جایی برویم که علم، اخلاق و نیاز در یک نقطه به هم می‌‌رسند؛ جایی که انسان در برابر بیماری می‌‌ایستد و مرزهای فرسایش را عقب می‌‌راند.

 

در همین نقطه است که دارو معنا پیدا می‌‌کند. دارو در نهایت فرزند طبیعت است؛ خالص‌‌ترین اراده انسان برای حفظ زندگی و جنگ، روشن‌‌ترین اراده انسان برای انکار همان زندگی. این تقابل اگرچه در دو جمله خلاصه شده، اما درواقع صورت‌‌بندی یک بحران تمدنی است‌؛ بحرانی که در آن انسان هم‌‌زمان در دو جهت متضاد حرکت می‌‌کند؛ از یک سو برای درمان، بقا و ادامه زندگی سرمایه‌‌گذاری می‌کند و از سوی دیگر همان بنیان‌های حیات را در منطق جنگ فرسوده می‌کند.

 

بر‌اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، بخش بزرگی از داروهای مدرن جهان همچنان به منابع طبیعی وابسته‌اند و حدود 70 درصد آنها یا منشأ طبیعی دارند یا از ترکیبات زیستی الهام گرفته‌اند. در واقع، نظام دارویی مدرن هنوز بر شانه‌های طبیعت ایستاده است.

 

در کنار آن، پژوهش‌های منتشرشده در مجلات علمی نشان می‌دهد فقط بخش کوچکی از تنوع زیستی زمین برای کاربردهای دارویی بررسی شده و بخش عظیمی از گونه‌های گیاهی و جانوری هنوز ناشناخته باقی مانده‌اند. این یعنی طبیعت نه‌فقط یک زیست‌‌بوم، بلکه یک بانک زنده دارویی است؛ کتابخانه‌ای که هنوز بیشتر صفحات آن خوانده نشده است. داروهایی مانند آرتمیزینین برای مالاریا یا پاکلیتاکسل برای درمان برخی سرطان‌ها، نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند چگونه درمان‌های حیاتی از دل زیست‌بوم‌های طبیعی بیرون آمده‌اند.

 

در مقابل این منطق، منطق جنگ قرار دارد؛ منطق تخریب. برخی کارشناسان معتقدند جنگ فقط انسان را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه زیرساخت‌های تولید زندگی را نیز نابود می‌کند. براساس گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل، جنگ‌‌ها می‌توانند باعث آلودگی گسترده خاک و آب، نابودی جنگل‌‌ها و تخریب اکوسیستم‌‌ها شوند و بازسازی این سیستم‌‌ها گاه به دهه‌‌ها زمان نیاز دارد.

 

در جنگ ویتنام، میلیون‌‌ها هکتار جنگل نابود شد و اثرات شیمیایی آن هنوز باقی است. در جنگ عراق نیز آلودگی نفتی و فلزات سنگین به یکی از پایدارترین آسیب‌های زیست‌محیطی منطقه تبدیل شد. در این نقطه، شکافی بنیادین شکل می‌گیرد؛ شکاف میان منطق ترمیم و منطق تخریب. دارو بر‌اساس ترمیم بنا شده است؛ بر این فرض که زندگی باید حفظ شود حتی اگر آسیب دیده باشد. جنگ براساس تخریب عمل می‌کند؛ بر این فرض که می‌‌توان بخشی از زندگی را برای هدفی دیگر حذف کرد.

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------