آخرین اخبار جامعه


اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

معاون آب منطقه ای اصفهان: خروجی سد زاینده رود به صورت پلکانی کاهش می یابد

معاون حفاظت و بهره برداری شرکت آب منطقه ای اصفهان گفت: خروجی سد زاینده رود تا چهار روز آینده به صورت پلکانی کاهش می یابد تا…


جنجال مداحی 'داره میریزه'!



اخبار,اخبار اجتماعی

چند روزی می‌شود ترانه شادمانه‌ای که برای میلاد امام رضا(ع) سروده شده و دوباره توسط مداحان مختلف خوانده شده، دستمایه انواع ‏شوخی‌ها شده است. منظورم همین «داره میریزه؛ گُله که از آسمون، داره میریزه رو سرِ زمین و زمون/ داره میریزه، میریزه// داره میریزه از ‏آسمون؛ ستاره ملک/ میریزه باز خدا رو سفره‌ها؛ نمک// میریزه، داره میریزه، میریزه/ خبر اومده سر زده سپیده؛ مبارکه قدمِ نو رسیده/ ‏مهمونیه، چراغونیه...»

بیشترِ ما روزنامه‌نگاران -اغلب، نه همیشه!- حواسمان هست که وقتی تیتری می‌زنیم یا جمله‌ای می‌نویسیم کژتابی نداشته باشد، ‏نشود ازش معنای دیگری برداشت کرد یا تعمیمش داد. حتی اگر می‌خواهیم بازیگوشی کنیم و از قصد دو مفهوم از تیتری به ذهن متبادر ‏شود، آن نکته دوم به کجاها می‌خورد! مثالش می‌شود تیتر همین دو روز پیش شهروند که نوشته بودیم «با این ستاره‌ها به ما خوش ‏می‌گذرد» و اشاره مستقیمی داشتیم به بردهای پسران تیم‌ملی در لیگ ملت‌های والیبال.

 

ولی از آن‌جا که ذوق‌زده حضور زنان بودیم و ‏عکسی از حضور خانواده‌ها در استادیوم غدیر ارومیه تیتر را کامل می‌کرد، گفتیم نکند کسی اول عکس را ببیند و سپس تیتر را بخواند، ‏اشتباه برداشت کند و مفهوم دیگری در ذهنش شکل بگیرد. تیتر را بی‌خیال شدیم و رفتیم سراغ همان تیترهای حماسه‌ای و کلیشه‌ای. ‏این فقط یک مشت نمونه خروار وسواسی است که هر روز در بیشتر روزنامه‌ها و رسانه‌ها رعایت می‌شود یا از قصد رعایت نمی‌شود! مثال ‏مع‌الفارقی از حواس‌جمعی و وسواسی که گویا در حوزه مهمی چون اشعار و ترانه‌های مذهبی نمی‌افتد، نیفتاده.‏

 

چند روزی می‌شود ترانه شادمانه‌ای که برای میلاد امام رضا(ع) سروده شده و دوباره توسط مداحان مختلف خوانده شده، دستمایه انواع ‏شوخی‌ها شده است. منظورم همین «داره میریزه؛ گُله که از آسمون، داره میریزه رو سرِ زمین و زمون/ داره میریزه، میریزه// داره میریزه از ‏آسمون؛ ستاره ملک/ میریزه باز خدا رو سفره‌ها؛ نمک// میریزه، داره میریزه، میریزه/ خبر اومده سر زده سپیده؛ مبارکه قدمِ نو رسیده/ ‏مهمونیه، چراغونیه...» کاری ندارم که اصل این ریتم و ملودی (یا به قول هیأتی‌ها سبک) از کجا آمده و چه‌قدر به شأن مجلس می‌خورد. ‏ولی آیا توقع زیادی است که حواس شاعران و مداحان به کلمه‌ها و عبارت‌ها و آن‌چه از آن مستفاد می‌شود، باشد؟ وقتی می‌خواهیم درباره ‏بزرگی یا عزیزی ترانه بخوانیم، نباید سخت‌گیرتر و حواس‌جمع‌تر باشیم؟ نباید به مفاهیم اشعاری که گفته می‌شود توجه کنیم؟ حداقل ٢ دقیقه به ترجیع‌بندها فکر کنید! اعتبار زودتر از این حرف‌ها می‌ریزد.

 

این شوخی‌هایی که در ‏فضای مجازی شکل گرفته، قبل از آن‌که برخورنده باشد، هشدارآمیز است. هشدار به ابتذال کلامی و شفاهی‌ای که در یکی از حساس‌ترین ‏بخش‌های جامعه رخ نشان می‌دهد. امر به معروف و نهی از منکر در همه جنبه‌های زندگی اهمیت دارد و فقط در حوزه‌های پوشش محدود نشده است، ولی فکر می‌کنم آن امر به معروفی که ‏درباره کنار گذاشتن زبان بی‌هویت و استفاده از ادبیات صحیح و معیار و صیقل‌ خورده‌ توسط بزرگان توصیه شده، جایش دقیقا در همین ‏مراسم و آیین‌هاست... حواسشان اندازه یک تیتر زدن، به آن‌چه می‌خوانند هست؟

 

روزنامه شهروند

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ



    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------