زخم نفتــــــی جنگ بر تن حراهای قشم
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۰۷ شهریور ۱۴۰۵ ۱۴:۱۷

پیام ما : «نیما شکری»، مدیر اجرایی مشترک «مؤسسه آب، محیطزیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل متحد»، در گزارشی که هفته گذشته در وبسایت The Conversation منتشر شد، نسبت به پیامدهای محیطزیستی جنگ و افزایش آلودگیهای نفتی در خلیج فارس هشدار داده است؛ آلودگیهایی که به گفته او، اکنون به جنگلهای حرا در جزیره قشم رسیدهاند و میتوانند پیامدهایی فراتر از آنچه در سطح آب دیده میشود، برای اکوسیستمهای ساحلی منطقه به همراه داشته باشند.
جنگلهای حرا در تنگه خوران قرار گرفتهاند؛ منطقهای در مجاورت تنگه هرمز که یکی از مهمترین مسیرهای دریایی و انرژی جهان است. به نوشته شکری، تنگه هرمز معمولاً از منظر ژئوپلیتیک و با مفاهیمی مانند انتقال نفت، کشتیرانی، قیمت انرژی و تجارت جهانی مورد توجه قرار میگیرد، اما در زیر این نقشه ژئوپلیتیکی، اکوسیستمهایی شکننده قرار دارند که کمتر دیده میشوند.
این منطقه، علاوه بر جنگلهای حرا، زیستگاه صخرههای مرجانی، علفزارهای دریایی، آبزیان و جوامع ساحلی است و آبهای آن برای زیرساختهای تأمین آب نیز اهمیت دارند. از این منظر، نویسنده تنگه هرمز را تنها یک «گلوگاه انرژی» نمیداند، بلکه آن را یک گلوگاه محیطزیستی نیز توصیف میکند؛ گلوگاهی که در شرایط جنگی، هر دو وجه آن همزمان تحت فشار قرار میگیرند.
نفت در حرا؛ آلودگیای که میماند
به نوشته این گزارش، لکههای نفتی در امتداد سواحل جنوبی ایران حرکت کرده و به جنگلهای حرا در قشم رسیدهاند. مقامهای ایرانی هنوز در حال ارزیابی ابعاد آلودگی هستند و منشأ دقیق نفت نیز مشخص نشده است. بااینحال، در جریان جنگ، چند مورد نشت نفت در منطقه شناسایی شده است.
شکری تأکید میکند که آلودگی نفتی در محیطهای دریایی موضوع تازهای نیست، اما ورود نفت به اکوسیستم حرا شرایط متفاوتی ایجاد میکند. جنگلهای حرا در مرز خشکی و دریا قرار دارند و شبکه متراکم ریشههای آنها موجب کاهش سرعت جریان آب و به دام افتادن رسوبات میشود.
همین ویژگی که حراها را به اکوسیستمهایی بسیار پربازده تبدیل کرده، باعث میشود توانایی بالایی در به دام انداختن آلایندهها نیز داشته باشند. نفتی که روی سطح آب قرار دارد، در برخی شرایط قابلجمعآوری است، اما هنگامی که به سواحل و رسوبات ریز نفوذ کند، پاکسازی آن دشوارتر میشود.
آلودگی میتواند ریشهها و نهالهای حرا را تحت تأثیر قرار دهد و جاندارانی را که در رسوبات زندگی میکنند یا از آنها تغذیه میکنند، در معرض آلودگی قرار دهد. اثرات آلودگی نیز لزوماً به محدودهای که نفت بهصورت ظاهری روی درختان دیده میشود، محدود نمیماند و میتواند ماهیها، پرندگان و دیگر اجزای زنجیره غذایی را تحت تأثیر قرار دهد.
از خارگ تا قشم
این گزارش تأکید میکند که اتفاق قشم را نباید رویدادی منفرد و جدا از سایر تحولات منطقه دانست. پیشازاین، لکه نفتی دیگری در نزدیکی جزیره خارگ، در شمال خلیج فارس، ردیابی شده بود. تصاویر ماهوارهای نشان دادهاند که جریانهای دریایی میتوانند آلودگی را از مسیر تنگه خوران بهسمت جنگلهای حرا منتقل کنند.
همچنین، پژوهشهایی که براساس دادههای ماهوارهای انجام شدهاند، از افزایش قابلتوجه تعداد و گستره آلودگیهای نفتی در خلیج فارس از زمان آغاز جنگ خبر دادهاند. به اعتقاد نویسنده، اهمیت این مسئله زمانی بیشتر مشخص میشود که آلودگیهای نفتی را نه بهعنوان حوادث منفرد، بلکه بهعنوان بخشی از پیامدهای محیطزیستی یک درگیری طولانیمدت ببینیم.
اولویت با مهار آلودگی است
به نوشته شکری، نخستین اقدام در قشم باید مهار آلودگی و جلوگیری از ورود نفت بیشتر به جنگلهای حرا باشد؛ زیرا جلوگیری از ورود نفت به این زیستبوم بسیار مؤثرتر از تلاش برای پاکسازی آن پس از نفوذ به محیط پیچیده بین جزر و مد است.
اما مهار آلودگی بهتنهایی کافی نیست. باید منشأ و ویژگیهای شیمیایی نفت مشخص شود، گستره آلودگی نقشهبرداری شود و پایش ماهوارهای در کنار مشاهدات میدانی قرار گیرد. نمونهبرداری از آب و رسوبات نیز برای تعیین میزان آلودگی ضروری است.
از سوی دیگر، وضعیت مناطق آلوده و غیرآلوده باید با یکدیگر مقایسه شود تا مشخص شود اکوسیستم پیش از آلودگی چه شرایطی داشته است. پسازآن نیز وضعیت جنگلهای حرا، آبزیان و دیگر شاخصهای محیطزیستی باید برای مدتی طولانی پایش شود.
بااینحال، ادامه جنگ میتواند انجام چنین اقداماتی را دشوار کند. درگیری نظامی ممکن است دسترسی کارشناسان، سازمانهای محیطزیستی و گروههای واکنش اضطراری را به مناطق آلوده محدود کند.
پاکسازی نباید خود به آسیب تبدیل شود
نویسنده همچنین درباره شیوه پاکسازی نفت هشدار میدهد. تجربه نشت نفتکش «اکسون والدز» در سال ۱۹۸۹ در آلاسکا نشان داد که برخی روشهای تهاجمی پاکسازی میتوانند خود به محیطزیست آسیب بزنند. در آن حادثه، شستوشوی سواحل با آب داغ و فشار بالا بخشی از نفت را از بین برد، اما به جانداران و زیستگاههای ساحلی نیز آسیب وارد شد.
در جنگلهای حرا که ریشهها و رسوبات آنها نسبت به اختلال فیزیکی حساس هستند، استفاده از روشهای شدید پاکسازی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. به همین دلیل، هرگونه عملیات پاکسازی باید متناسب با ویژگیهای این اکوسیستم انجام شود.
از نگاه شکری، پایان یافتن ظاهر آلودگی نیز بهمعنای پایان بحران نیست. جنگلهای حرا باید پس از پاکسازی ظاهری ساحل نیز برای مدتی طولانی تحت نظارت قرار گیرند.
خسارتهایی که با پایان جنگ تمام نمیشوند
این گزارش در ادامه به مسئلهای گستردهتر اشاره میکند: در زمان جنگ، آسیبهای محیطزیستی معمولاً در اولویت پایینتری نسبت به مسائل نظامی، سیاسی و اقتصادی قرار میگیرند؛ درحالیکه چنین رویکردی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد.
به نوشته شکری، اکوسیستمها بخشی از زیرساختهای حیاتی جوامع هستند. حراها از سواحل محافظت میکنند، به تداوم اکوسیستمهای دریایی کمک میکنند و در حفظ منابع شیلاتی نقش دارند. خاک، آبخوانها و آبهای ساحلی نیز برای کشاورزی، تأمین آب و فعالیت تأسیسات آبشیرینکن اهمیت دارند.
اکوسیستم سالم در دورههای بیثباتی سیاسی و اقتصادی، نقش مهمی در افزایش تابآوری جوامع دارد. بنابراین، تخریب آن میتواند هزینههایی ایجاد کند که مدتها پس از پایان درگیری باقی بماند.
تفاوت اکوسیستم با یک ساختمان یا زیرساخت فیزیکی نیز در همینجا مشخص میشود. اگر یک پل یا ساختمان تخریب شود، امکان ساخت مجدد آن وجود دارد، اما یک جنگل حرا حاصل فرایندهای زیستی طولانیمدت است و نمیتوان آن را بهسادگی بازسازی کرد. بازگشت کارکردهای اکولوژیکی ازدسترفته ممکن است سالها زمان ببرد و برخی تغییرات نیز ممکن است بهسختی برگشتپذیر باشند.
تنگه هرمز؛ هم گلوگاه انرژی، هم گلوگاه محیطزیستی
درنهایت، نویسنده تأکید میکند که هنوز برای توصیف آلودگی قشم بهعنوان یک «فاجعه محیطزیستی» شواهد کافی وجود ندارد. بااینحال، آنچه در قشم رخ داده، نشانهای از یک مسئله بزرگتر است.
در منطقهای که حجم عظیمی از هیدروکربنها، تردد گسترده کشتیها، زیرساختهای حیاتی آب و اکوسیستمهای شکننده ساحلی در جغرافیایی محدود در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، نمیتوان ریسک محیطزیستی را از ریسک ژئوپلیتیکی جدا کرد.
ادامه درگیری میتواند احتمال حوادث، آسیب به زیرساختها، آلودگی و اختلال در مدیریت محیطزیست را افزایش دهد. بخشی از این پیامدها بلافاصله دیده میشوند؛ مانند آلودگی سواحل یا آسیب به پوشش گیاهی. اما بخشی دیگر بهصورت خاموش در رسوبات، خاک، آبهای زیرزمینی، زنجیره غذایی و اکوسیستمهای تحت فشار باقی میماند.
جنگها سرانجام تمام میشوند، اما پیامدهای محیطزیستی آنها الزاماً با پایان جنگ تمام نمیشوند.












