تازه های شهر حکایت

مثنوی مولانا,داستان و حکایت

داستانی کوتاه از دفتر اول مثنوی

داستانی کوتاه مثنوی معنوی مولانا یک عارف است و هر عارف قبل از اینکه به این درجه برسد باید مسلمان…

حکایت «کار کردن»



داستانهای جذاب

حکایت «کار کردن»

 

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟

 

گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.

 

منبع:ganjoor.net

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------