تازه های شهر حکایت

حکایت سفر کردن,حکایت درباره سفر کردن,حکایت در مورد سفر کردن

حکایت درباره سفر کردن

حکایت سفر کردن حکایت در مورد سفر کردن یکی از بهترین و لذت بخش ترین قسمت های زندگی ما سفر کردن هست.…

نابینا و فضول



 

نابینا و فضول

 

  نابینایی در شب تاریک سبویی بر دوش و چراغی در دست داشت و به راهی می رفت. شخصی فضول به او رسید و خطاب به وی گفت: ای نادان شب و روز پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی برابر. چرا با خود چراغ حمل می کنی؟

 

نابینا گفت: این چراغ را برای این برداشته ام تا یک نفر کوردلی چون تو تنه نزند و سبوی مرا نشکند!

 

منبع:روزنامه خراسان

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

      Makan Inc.| All Rights Reserved - © 2013 - 2022