تازه های شهر حکایت


حکایت آموزنده, حکایت های گلستان سعدی

حکایات سعدی در باب احسان

حکایت های سعدی در مورد احسان و نیکوکاری حکایت درباره احسان و نیکوکاری ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح…


حكایت آدم نما، نه آدم



حکایت,حكایت آدم نما، نه آدم,حکایت سعدی,حکایت مثنوی معنوی

نادانى را دیدم كه بدنى چاق و تنومند داشت، لباس فاخر و گرانبها پوشیده بود و بر اسبى عربى سوار شده و دستارى از پارچه نازك مصرى بر سر داشت، شخصى گفت: اى سعدى! این ابریشم رنگارنگ را بر تن این جانور نادان چگونه یافتى؟

گفتم: خرى كه همشكل آدم شده، گوساله پیكرى كه او را صداى گاو است. یك چهره زیبا بهتر از هزار لباس دیبا است.


به آدمى نتوان گفت ماند این حیوان
مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش

بگرد در همه اسباب و ملك و هستى او
كه هیچ چیز نبینى حلال جز خونش


منبع:حكایت هایی از سعدی

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------