تازه های داستان


داستان پرتاب پاره آجر

داستان زیبای «پرتاب پاره آجر»

داستان کوتاه آموزنده روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم…


دکتر حسابی و شاگردش



زندگینامه دکتر حسابی

دکتر حسابی و شاگردش


یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم.

دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند.

 

منبع: asriran.com

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------