تتر,ارز دیجیتال,بیت کوینX

تازه های داستان


داستان های قدیمی شب یلدا, قصه های قدیمی شب یلدا, از داستان شب یلدا چه می دانید

داستان های قدیمی شب یلدا

داستان های قدیمی شب یلدا قصه های قدیمی شب یلدا ایران ما، از گذشته سرزمین افسانه ها و داستان های…

دکتر حسابی و شاگردش



زندگینامه دکتر حسابی

دکتر حسابی و شاگردش


یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم.

دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند.

 

منبع: asriran.com



داستان های جالب و خواندنی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------