۲۰ سال از انتشار نخستین آلبوم تیلور سوئیفت گذشت؛ گفتوگویی قدیمی برای نخستینبار منتشر شد
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۰۳ آبان ۱۴۰۵ ۰۹:۵۱

مجله ورایتی به مناسبت بیستمین سالگرد انتشار نخستین آلبوم تیلور سوئیفت، متن کامل گفتوگویی را منتشر کرده که در سال ۲۰۰۸ با این خواننده انجام شده بود و تاکنون تنها بخش کوتاهی از آن در دسترس عموم قرار داشت. سوئیفت در آن زمان تازه داشت در دنیای موسیقی شناخته میشد و هنوز کسی نمیدانست به یکی از بزرگترین ستارههای موسیقی جهان تبدیل خواهد شد.**
بیستمین سالگرد انتشار نخستین آلبوم تیلور سوئیفت، با عنوان «Taylor Swift»، روز ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ فرا رسید. در زمان انتشار این آلبوم، کمتر کسی تصور میکرد این اتفاق روزی به نقطه عطفی در تاریخ موسیقی تبدیل شود؛ ابتدا در موسیقی کانتری، بعد در موسیقی پاپ و در نهایت در فرهنگ عامه.
آن دختر ۱۶سالهای که در ترانههایش از پیدا کردن جایگاه خود در دنیا و احساس غریبگی میخواند، چطور میتوانست روزی به یکی از پرنفوذترین چهرهها و بزرگترین ستارههای صنعت موسیقی تبدیل شود؟ اگر کسی در اکتبر ۲۰۰۶ با ماشین زمان از آینده میآمد و چنین آیندهای را برای سوئیفت پیشبینی میکرد، احتمالاً همه به او میخندیدند و دستاندرکارانش را هم متعجب میکردند. در آن روزها، گروه کاری سوئیفت بهسختی میتوانست توجه خبرنگاران را جلب کند و برای ترتیب دادن مصاحبههای او تلاش میکرد. حتی راضی کردن رادیوهای موسیقی کانتری برای پخش ترانههای این خواننده نوجوان هم کار سادهای نبود؛ او هنوز بسیاری از معیارهایی را که آن زمان برای موفقیت در این سبک موسیقی ضروری به نظر میرسید، نداشت.
مشخص نیست سوئیفت برای بیستمین سالگرد آلبوم نخستش کیک میپزد یا برنامه خاصی برای جشن گرفتن آن دارد. او دستکم تاکنون به سراغ اقداماتی نرفته که معمولاً برای خوشحال کردن طرفداران انجام میشوند؛ مثلاً انتشار نسخه ویژه یا دیلاکس آلبوم نخستش، که طرفداران و رسانهها برای اختصار آن را «Debut» مینامند.
در عوض، سوئیفت گذاشته است طرفدارانش، معروف به «سوئیفتیها»، خودشان برای آلبومی جشن بگیرند که مسیر زندگی حرفهای او و تا اندازهای قواعد صنعت موسیقی پاپ را تغییر داد. این آلبوم در شکلگیری انتظارات تازه از ستارههای پاپ نیز نقش داشت؛ انتظاراتی که بر اساس آن، هنرمندان باید بیش از گذشته درباره زندگی شخصی و احساساتشان صریح و بیپرده باشند. این روند بهویژه با پررنگتر شدن نقش زنان در موسیقی پاپ و فروکش کردن موج گروههای پسرانه شدت گرفت.
حالا که صحبت از ماشین زمان شد، بد نیست به روزهایی برگردیم که آلبوم «Debut» تازه داشت جای خود را در بازار موسیقی باز میکرد؛ هرچند هنوز فاصله زیادی با موفقیتی داشت که سوئیفت بعدها با آلبومهای بعدیاش تجربه کرد.
من در فاصله انتشار نخستین آلبوم سوئیفت تا آلبوم «Fearless»، چند بار برای مجله «Entertainment Weekly» با او گفتوگوهای مفصلی انجام دادم. نخستین مصاحبه در اوایل سال ۲۰۰۷ و در لاسوگاس انجام شد؛ زمانی که سوئیفت برای شرکت در مراسم جوایز آکادمی موسیقی کانتری (ACM) مشغول آماده شدن و گریم بود.
مصاحبه دوم که مفصلتر هم بود، در ژانویه ۲۰۰۸، در یکی از شعبههای رستوران «ایناِناوت برگر» در نزدیکی یونیورسال سیتی انجام شد. باور کردنش امروز دشوار است، اما در تمام مدتی که بیش از یک ساعت آنجا نشسته بودیم و برگر میخوردیم، فقط یک نفر برای گرفتن امضای سوئیفت به او نزدیک شد.
در آن زمان، بیشتر موفقیت سوئیفت به موسیقی کانتری محدود میشد؛ سبکی که آن روزها فاصله بیشتری با جریان اصلی موسیقی پاپ داشت. از طرف دیگر، لسآنجلس مرکز اصلی موسیقی کانتری نبود و احتمالاً همین موضوع باعث شد بتوانیم تقریباً بدون مزاحمت گفتوگو کنیم.
با این حال، شبکه امتیوی تازه پخش نسخهای با تنظیم پاپ از ترانه «Teardrops on My Guitar» را آغاز کرده بود. مدیران این شبکه امیدوار بودند این دختر جوان اهل نشویل بتواند نظر مخاطبان برنامه «TRL» را جلب کند. تصمیم جسورانهای بود؛ بهخصوص در زمانی که هنوز مشخص نبود مخاطبان موسیقی پاپ تا چه اندازه از یک خواننده جوان کانتری استقبال خواهند کرد.
در آن زمان، فقط چند صد کلمه از مصاحبه من با سوئیفت در رستوران «ایناِناوت» منتشر شد. حالا، به مناسبت بیستمین سالگرد آلبوم «Taylor Swift»، نوارهای آن گفتوگو را دوباره مرور کردهام و برای نخستین بار متن تقریباً کامل پرسشوپاسخ آن را منتشر میکنم. این گفتوگو تصویری جالب از سالهای ابتدایی فعالیت سوئیفت و نگاه او به ترانههای آلبوم نخستش ارائه میدهد؛ زمانی که حدود یک ماه از ۱۸سالگیاش گذشته بود.
وقتی یادداشتهایم را مرور میکردم، یک عادت غذایی عجیب سوئیفت به یادم آمد؛ عادتی که شاید بتوان آن را نوعی ترفند غذایی دانست. او میلکشیکش را تا آخر نمینوشید، بلکه از آن بهعنوان سس برای سیبزمینی سرخکردهاش استفاده میکرد.
شاید آخر همین هفته دوباره به همان شعبه «ایناِناوت» در یونیورسال سیتی بروم، سر همان میز بنشینم و ببینم آیا روش غذا خوردن سوئیفت واقعاً نکتهای داشته است یا نه. بعد از موفقیتهای گسترده او و ثبت صدها میلیون گواهی فروش برای آلبومها و تکآهنگهایش در آمریکا، آدم کمکم به قضاوت و سلیقهاش اعتماد میکند.
متن گفتوگوی تیلور سوئیفت در سال ۲۰۰۸
**سوئیفت:** [در حال صحبت با پائولا اریکسون، مدیر روابط عمومی وقتش که سفارش او را ثبت میکند.] یک سفارش شماره ۲، بدون پیاز، همراه با میلکشیک شکلاتی میخواهم... [رو به من میکند.] اگر بیرون از شهر آن را بخوری، حساب نیست. این یک قانون است!
**خبرنگار:** چون اهل این اطراف نیستی، اولین بار چه زمانی به رستوران «ایناِناوت» رفتی؟
**سوئیفت:** احتمالاً حدود یک سال پیش بود که برای اولین بار برگرهای این رستوران را امتحان کردم. از آن موقع بهشدت به آن علاقهمند شدم؛ واقعاً عاشقش هستم. این علاقه خیلی جدی است!
**خبرنگار:** من و پائولا، مدیر روابط عمومیات، درباره این رستوران اختلافنظر داشتیم. او گفت عاشق آمدن به اینجاست، اما از سیبزمینی سرخکردههایش خوشش نمیآید.
**سوئیفت:** چطور میتواند چنین چیزی بگوید؟ واقعاً چطور؟ خدای من! سیبزمینیهای اینجا فوقالعادهاند. او فقط باید ذهنش را باز کند و به سیبزمینی سرخکرده تازه فرصت بدهد. اینجا همهچیز را تازه آماده میکنند. چطور ممکن است کسی چنین چیزی را دوست نداشته باشد؟
**خبرنگار:** دیشب در برنامه جی لنو حضور داشتی. چطور بود؟
**سوئیفت:** این دومین بار بود که در برنامه جی لنو اجرا میکردم. خیلی جالب است؛ او هر بار به اتاق گریم میآید و برایت هدیهای میآورد. بار اول یک ساعت به من داد و این بار یک پتوی خیلی قشنگ. جی همیشه میآید و سلام میکند؛ فرقی نمیکند چه کسی باشی یا تکآهنگت در چه رتبهای از جدول موسیقی قرار داشته باشد.
**خبرنگار:** یک راز را به تو میگویم: من بارها همراه هنرمندان در اتاق گریم بودهام. جی همیشه سری میزند، اما هیچوقت ندیدهام به کسی هدیه بدهد.
**سوئیفت:** [میخندد.] آنها فقط بلدند چطور با مهمانهایشان رفتار کنند.
**خبرنگار:** دو ترانه از تو در جدولهای موسیقی قرار دارند. «Our Song» در جدول موسیقی کانتری موفقیت بزرگی به دست آورده و «Teardrops on My Guitar» هم تازه دارد پخش گستردهتری در رادیوهای جریان اصلی پیدا میکند. انتخاب اینکه کدامیک را اجرا کنی دشوار بود؟
**سوئیفت:** هرکدام که رتبه اول را داشته باشد! برای من تصمیم سادهای بود که «Our Song» را اجرا کنم، چون این ترانه ششمین هفته حضورش در رتبه اول جدول کانتری را پشت سر میگذاشت. در برنامه ویژه شب سال نوی دیک کلارک هم توانستم هر دو ترانه را اجرا کنم. اما وقتی حق انتخاب داشته باشم، معمولاً ترانهای را انتخاب میکنم که رتبه بالاتری در جدولها دارد. میخواهم تا جایی که میتوانم از این رتبه اول بهره ببرم!
**خبرنگار:** با نگاه به گذشته، جالب است که هیچیک از دو ترانه قبلیات به رتبه اول جدول کانتری نرسیدند؛ البته «Teardrops on My Guitar» تا رتبه دوم بالا رفت.
**سوئیفت:** خوششانس بودم که این ترانهها توانستند با مردم ارتباط خوبی برقرار کنند. هیچکدام به رتبه اول نرسیدند، اما احساس میکردم هر دو تأثیر مثبتی بر مسیر حرفهای من گذاشتند.
با این حال، اینکه نخستین ترانه من که به رتبه اول رسید، آهنگی بود که در کلاس نهم برای اجرای جشن استعدادهای مدرسه نوشته بودم و آن را بهتنهایی ساخته بودم، واقعاً غافلگیرکننده بود. اصلاً انتظار چنین اتفاقی را نداشتم. رسیدن به رتبه اول و ماندن در آن جایگاه برایم بسیار هیجانانگیز است.










