هشدار درباره میراث تاریخی ایذه؛ ثبت جهانی بلاتکلیف، تپههای باستانی در معرض تعرض
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۰۳ آبان ۱۴۰۵ ۱۱:۴۴

پیام ما:ایذه تنها یک شهر در جغرافیای خوزستان نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران در اشکفت سلمان، کولفرح، نقشبرجستهها، تپهها و محوطههای باستانی آن جای گرفته است. بااینحال، آنچه امروز درباره وضعیت این آثار مطرح میشود، از فاصله میان وعدههای مسئولان و ضرورت حفاظت عملی از میراث تاریخی حکایت دارد؛ وضعیتی که در آن، پرونده ثبت جهانی ایذه همچنان تعیین تکلیف نشده و فعالان میراث فرهنگی نیز از تعرض به محوطههای باستانی و بیتوجهی به هشدارهای پیشین سخن میگویند.
اشکفت سلمان؛ وعدههایی که هنوز گزارش روشنی از سرنوشتشان وجود ندارد
«سید محمدرضا موالیزاده»، استاندار خوزستان، ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ از اشکفت سلمان بازدید کرد و بر ضرورت حفاظت و ساماندهی این محوطه تأکید داشت. تأمین اعتبار ملی برای حفاظت و مرمت کتیبهها و نقشبرجستهها، نورپردازی، نصب دوربینهای حفاظتی، ایجاد سایهبان و ساماندهی مسیر دسترسی و امکانات بازدیدکنندگان، از جمله موضوعاتی بود که در آن بازدید مطرح شد.
با گذشت بیش از یک سال، استاندار خوزستان پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، در جریان سفر به ایذه برای بررسی مسائل مرتبط با مدیریت بحران و بارندگیها، بار دیگر به اشکفت سلمان رفت و از پیگیری ساماندهی آن با وزارت میراث فرهنگی سخن گفت. بااینحال، پرسش درباره سرنوشت وعدههای قبلی همچنان مطرح است: چه میزان از این برنامهها اجرا شده، چه اعتباری اختصاص یافته و کدام اقدامات هنوز در انتظار اجرا هستند؟
گزارشهایی درباره ورود ماشینآلات شهرداری به محدوده اشکفت سلمان نیز بر نگرانیها افزوده است. در چنین شرایطی، انتظار میرفت ادارهکل میراث فرهنگی خوزستان گزارشی روشن از وضعیت حفاظت، اعتبارات، اقدامات انجامشده و برنامههای باقیمانده منتشر کند؛ اما به گفته منتقدان، نبود اطلاعرسانی شفاف و گزارش روشن از اقدامات عملی، نگرانی دوستداران میراث فرهنگی را افزایش داده است.
حفاظت از یک محوطه باستانی با بازدیدهای مقطعی و دستورهای کلی محقق نمیشود. اشکفت سلمان به برنامه حفاظتی مشخص، تأمین اعتبار، نظارت تخصصی و مراقبت مستمر نیاز دارد؛ بهویژه آنکه هرگونه آسیب به آثار و کتیبههای تاریخی میتواند خسارتی جبرانناپذیر به میراث فرهنگی کشور وارد کند.
ثبت جهانی ایذه؛ پروندهای که همچنان در انتظار تعیین تکلیف است
در کنار وضعیت اشکفت سلمان، پرونده ثبت جهانی ایذه نیز پس از سالها همچنان یکی از مطالبات مهم فرهنگی این شهرستان است. این پرونده از سال ۲۰۰۸ در فهرست موقت یونسکو قرار دارد، اما حضور در این فهرست به معنای ثبت نهایی در فهرست میراث جهانی نیست.
«فرامرز خوشاب»، دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی ایذه «تاریشا»، میگوید: سال گذشته، در جریان نشستهای پیرامون جشنواره چندرسانهای خوزستان، دکتر علیرضا ایزدی وعده داده بود که پرونده ثبت جهانی ایذه تا سال ۲۰۳۰ نهایی شود؛ اما به گفته او، این وعده در نشست دیگری با حضور دکتر دارابی در همان محل رد شد و همچنان خبری از ثبت جهانی ایذه نیست.
نزدیک به دو دهه انتظار، پرسشهایی درباره مرحله کنونی پرونده، موانع پیشروی آن و اقداماتی که برای تکمیل فرایند ثبت جهانی انجام شده است، مطرح میکند.
ثبت جهانی صرفاً به معنای کسب یک عنوان نیست؛ این فرایند به حفاظت از محوطهها، مستندسازی علمی، مدیریت پایدار و هماهنگی میان نهادهای مسئول نیاز دارد. بنابراین، ضروری است مسئولان درباره روند پیشبرد پرونده ایذه، موانع احتمالی و برنامههای اجرایی آن توضیح دهند تا مشخص شود این مطالبه دیرینه چه سرنوشتی پیدا کرده است.
جاده تاریشا و تپههای باستانی؛ هشدارهایی که نباید نادیده گرفته شوند
فرامرز خوشاب، حقوقدان و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی ایذه «تاریشا»، درباره وضعیت محوطههای باستانی این شهرستان هشدار داده و خواستار موضعگیری رسمی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان درباره جاده تاریشا و تپههای باستانی سبزعلی و زبرجد شده است.
او با طرح این پرسش که «مسئولان مدافع منافع کدام مردم هستند؟» بر ضرورت پاسخگویی درباره تصمیمهایی تأکید میکند که میتوانند بر میراث تاریخی و منافع عمومی مردم ایذه تأثیر بگذارند.
خوشاب میگوید: تعرض به محوطههای تاریخی نباید هر بار با عنوانی تازه ادامه پیدا کند و دستگاه متولی حفاظت از میراث فرهنگی نیز نباید در برابر چنین اتفاقاتی صرفاً نظارهگر باشد.
او با اشاره به نگرانی انجمنها و دوستداران میراث تاریخی، خواستار اعلام موضع رسمی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان درباره جاده تاریشا، وضعیت تپههای باستانی سبزعلی و زبرجد و گزارشهای مربوط به تعرض به محوطههای تاریخی ایذه شده است.
این مطالبه تنها به اعلام موضع محدود نیست؛ فعالان میراث فرهنگی خواهان اقدام مؤثر برای حفاظت از محوطهها و روشنشدن مسئولیت دستگاههای مرتبط هستند. نگرانی درباره جاده تاریشا و تصمیمهای عمرانی در محدوده آثار تاریخی، ضرورت توجه به ملاحظات میراثی پیش از اجرای طرحها را یادآوری میکند.
تعرض به زبرجد در شرایط جنگی؛ نگرانی از تخریب لایههای باستانی
نگرانیها درباره وضعیت محوطههای تاریخی ایذه در شرایط جنگی نیز ادامه یافته است. جمعی از فعالان مدنی و انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی نسبت به تعرض و تصرف محوطههای باستانی خوزستان، بهویژه ایذه، از سوی افراد سودجو و حفاران غیرمجاز ابراز نگرانی کرده و خواستار برخورد قانونی با متخلفان شدهاند.
«غلامحسین عالیپور»، فعال حوزه میراث فرهنگی، با اشاره به شرایط ایجادشده در پی جنگ، میگوید: تپههای تاریخی و باستانی ایذه ثروت ملی محسوب میشوند و جنگ تحمیلی ۴۰روزه موجب شده است این محوطهها بیش از گذشته در معرض تعرض و تصرف قرار گیرند؛ وضعیتی که نگرانی دوستداران میراث فرهنگی را افزایش داده است.
او از تپههای باستانی زبرجد، سلطانپور و سبزعلی بهعنوان محوطههای مورد نگرانی نام برده و خواستار مراقبت بیشتر از آنها از سوی واحد پلیس ساختمان شهرداری ایذه و دیگر ارگانهای مرتبط شده است.
عالیپور همچنین درباره وضعیت تپه زبرجد اظهار میکند: این محوطه ثبت ملی، بارها با بیلهای مکانیکی و لودر مورد تعرض قرار گرفته و لایههای باستانی آن بهوسیله لودر جمعآوری و روی هم انباشته شده است. به گفته او، این اقدامات موجب از بین رفتن دادههای فرهنگی میشود و میتواند زمینهساز ساختوسازهای غیرمجاز باشد.
او از واکنشندادن جدی اداره میراث فرهنگی ایذه به تعرضهای صورتگرفته انتقاد کرده و معتقد است چنین وضعیتی متعرضان را در ماههای گذشته جسورتر کرده است.
فرامرز خوشاب نیز با اشاره به بازدیدهای میدانی از محوطههای باستانی سبزعلی و زبرجد میگوید: شواهد و اسناد متعددی از تعرض، تصرف و تخریب این محوطهها به دست افراد سودجو به دست آمده است. او این اقدامات را آسیب به اموال ملت ایران میداند و بر ضرورت برخورد با متخلفان پیش از واردشدن خسارت بیشتر تأکید میکند.
خوشاب همچنین خواستار تشکیل پرونده قضایی و پیگرد قانونی متعرضان شده است. به گفته او، پیگیری قاطع قانونی میتواند مانع آسیب بیشتر به میراث فرهنگی شود؛ میراثی که نهتنها متعلق به مردم ایران، بلکه بخشی از میراث جامعه بشری است.
در چنین شرایطی، حفاظت از محوطههای تاریخی اهمیت بیشتری پیدا میکند. مراقبت میدانی، جلوگیری از ورود ماشینآلات غیرمجاز، رسیدگی فوری به گزارشهای تعرض و پیگیری قضایی تخلفات، از جمله اقداماتی است که دستگاههای مسئول باید در اولویت قرار دهند.
مسیرهای تاریخی آب؛ پیوند مدیریت شهری با ایمنی شهروندان
موضوع دیگری که در کنار نگرانیهای میراث فرهنگی مطرح شده، تغییر یا مسدودشدن مسیرهای قدیمی آب در ایذه است. فعالان میراث فرهنگی میگویند در دورههای مختلف مدیریت شهری، برخی مسیرهای عبور آب تنگ، حذف یا تغییر داده شدهاند و هشدارهای آنان درباره پیامدهای این اقدامات مورد توجه کافی قرار نگرفته است.
این موضوع با توجه به آبگرفتگیهای شهری و ضرورت مدیریت روانآبها اهمیت بیشتری پیدا میکند. استاندار خوزستان نیز پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، در جلسه ستاد مدیریت بحران شهرستان ایذه، با اشاره به بارندگی اخیر اظهار کرد: «به دلیل گسترش ساختوسازهای غیرفنی و مطالعهنشده، آب مسیر طبیعی خود را پیدا نمیکند.»
این اظهارنظر، ضرورت توجه به مسیرهای طبیعی جریان آب و پیامدهای ساختوسازهای غیراصولی را برجسته میکند. در همین زمینه، فعالان میراث فرهنگی خواستار بررسی کارشناسی مسیرهای تاریخی آب و ارزیابی تأثیر تغییرات شهری بر جریان روانآبها شدهاند.
اگر مسیرهای طبیعی یا تاریخی آب در اثر ساختوساز یا تصمیمهای عمرانی مسدود یا تغییر داده شدهاند، لازم است موضوع با بررسی فنی و مهندسی پیگیری شود و راهکارهای اصلاحی، از جمله احیای مسیرهای مسدودشده در صورت تأیید کارشناسان، در دستور کار قرار گیرد. ایمنی شهروندان و حفاظت از میراث تاریخی، هر دو باید در تصمیمگیریهای شهری مورد توجه باشند.
مطالبه نهایی؛ گزارش عملکرد بهجای تکرار وعدهها
مجموع این مسائل نشان میدهد که حفاظت از میراث تاریخی ایذه به اقدامی فراتر از بازدیدهای مقطعی و اظهارنظرهای کلی نیاز دارد. اشکفت سلمان همچنان به گزارش روشنی از سرنوشت وعدههای پیشین نیازمند است؛ پرونده ثبت جهانی ایذه باید با توضیح شفاف درباره روند پیشرفت و موانع احتمالی همراه شود؛ نگرانیهای مطرحشده درباره جاده تاریشا و تپههای سبزعلی و زبرجد باید با اقدام مؤثر دنبال شوند؛ و مسئله مسیرهای تاریخی آب نیز باید در پیوند با مدیریت شهری و ایمنی شهروندان مورد رسیدگی قرار گیرد.
ادارهکل میراث فرهنگی خوزستان، اداره میراث فرهنگی ایذه، شهرداری و دیگر نهادهای مرتبط باید درباره مسئولیتها و اقدامات خود پاسخگو باشند. مردم حق دارند بدانند چه اقداماتی برای جلوگیری از تخریب محوطهها انجام شده، چه پروندههایی پیگیری شده و برای حفاظت از آثار تاریخی در معرض خطر چه برنامهای وجود دارد.
ایذه برای حفظ میراث خود بیش از وعدههای تازه، به برنامه اجرایی، اعتبار مشخص، نظارت مستمر و پاسخگویی نیاز دارد. میراث این شهر نه دارایی یک اداره و نه متعلق به یک نسل است؛ بخشی از تاریخ ایران و سرمایهای برای نسلهای آینده است. هرگونه بیتوجهی به حفاظت از آن، خسارتی فراتر از مرزهای یک شهرستان به همراه خواهد داشت.
پرسش همچنان روشن است: وقتی مسئولان از اهمیت تاریخی ایذه سخن میگویند، چه زمانی این تأکیدها به اقداماتی ملموس تبدیل میشود که مردم بتوانند نتیجه آن را در حفاظت از اشکفت سلمان، تپههای باستانی و دیگر محوطههای تاریخی شهر ببینند؟










