ذخایر اورانیوم و هزینه بازسازی؛ پرسشهای یک یادداشت درباره اولویتهای مذاکره
- مجموعه: اخبار سیاست خارجی
- تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۰ آبان ۱۴۰۵ ۱۵:۳۸
یادداشتی در توسعه ایرانی، نسبت میان نگهداری ذخایر اورانیوم، حفاظت از زیرساختها و امکان بازسازی اقتصاد را بررسی کرده و تأکید دارد که هر توافق باید با امتیازهای واقعی، قابل سنجش و قابل اجرا ارزیابی شود.
توسعه ایرانی در یادداشتی به قلم نهال فرخی با عنوان «بازنگری در هزینه ـ فایده حفظ ذخایر اورانیوم»، این پرسش را مطرح کرده که ارزش نگهداری ذخایر غنیشده را چگونه باید در کنار هزینه جنگ، آسیبپذیری زیرساختها و دشواری بازسازی سنجید. بحث یادداشت، انکار حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای یا توجیه حمله آمریکا و اسرائیل نیست؛ محور آن، تناسب ابزارها با امنیت و آینده اقتصادی کشور است.
غنیسازی بالاتر لزوماً بازدارندگی قطعی نیست

یکی از زمینههای بحث، اظهارات ۹ آبان ابراهیم رضایی درباره حرکت از غنیسازی ۶۰ به ۹۰ درصد و این استدلال است که کشورهای هستهای هدف حمله قرار نمیگیرند. او از حفظ ظرفیت در صورت تغییر تصمیم ملی، مخالفت با مذاکره درباره این توان و طرحهای خروج از انپیتی در مجلس سخن گفته است.
یادداشت در برابر این نگاه، میان سطح غنیسازی، داشتن سلاح عملیاتی و برخورداری از بازدارندگی معتبر تفاوت میگذارد. از دید نویسنده، افزایش یک شاخص فنی بهتنهایی تضمین نمیکند که خطر حمله از بین برود یا طرف مقابل نتواند به زیرساختهای حیاتی آسیب بزند. بالابردن هزینه دشمن نیز به معنی حذف هزینههای ایران نیست.
میانجیگری و مسئله تقدم تعهدات
در زمینه دیپلماتیک، به سفر روز جمعه میانجی قطری به تهران و گفتوگوهای بیش از ۱۲ساعته، گزارش ۳۱ اکتبر آکسیوس درباره تماسها با کاخ سفید و تلاش برای گفتوگو پیش از انتخابات ۳ نوامبر اشاره شده است. گزارش گاردین درباره نامه جیدی ونس به محسن رضایی نیز بخشی از همین زمینه است؛ گزارشهایی درباره پیشنهاد و تماس، نه اعلام توافق نهایی.
در این روایتها، تعیین تکلیف ذخایر در برابر بخشی از کاهش تحریمها و گشایش در موضوع هرمز مطرح میشود. پیشنهاد بازرسی از تأسیسات آسیبدیده در برابر تخفیف محدود تحریم نیز در همین چارچوب آمده است. مسئله اصلی برای ایران، فاصله میان یک امتیاز هستهای دشوار یا ناممکن برای بازگرداندن و وعدهای اقتصادی است که طرف مقابل ممکن است آن را دوباره پس بگیرد.
از این رو، استدلال یادداشت بر اقدامهای قابل راستیآزمایی آمریکا پیش از دریافت امتیازهای برگشتناپذیر تکیه دارد. صرف طرح مذاکره یا وعده کاهش فشار، بهخودیخود معادل رفع واقعی محدودیت نیست.
عدد ذخایر به چه زمانی مربوط است؟
رقم حدود ۴۰۰ کیلوگرم که در بحث عمومی به آن اشاره میشود، نباید بیتوضیح به عنوان موجودی تأییدشده امروز نقل شود. برآورد آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای پیش از حملات ژوئن ۲۰۲۵، ۴۴۰٫۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد بود. مقدار و محل ذخایر پس از حملات، با همان درجه اطمینان قابل تأیید نبوده است.
این تفاوت زمانی مهم است: داده تاریخی درباره ذخیره پیش از حمله، جای گزارش تازه از وضع فعلی را نمیگیرد. تحلیل هزینه و فایده نیز باید محدودیت اطلاعات موجود را بپذیرد.
هزینه زیرساخت و بازسازی در کجای محاسبه است؟
نویسنده با طرح سناریوی آسیب به زیرساختهایی مانند پارس جنوبی، بر پیوند گاز، برق، تولید صنعتی و زندگی روزمره تأکید میکند. این بخش، هشدار درباره پیامد احتمالی حمله است و گزارش وقوع حمله تازه به این تأسیسات نیست.
در چنین محاسبهای، پایان درگیری الزاماً به معنای پایان تحریم یا محاصره اقتصادی نیست. بازسازی به منابع مالی، تجهیزات، فناوری، سرمایهگذاری و مسیرهای تجارت نیاز دارد و اگر محدودیتها باقی بمانند، حتی پس از توقف جنگ نیز بازسازی دشوار خواهد بود. همچنین نمیتوان فرض کرد کشورهای منطقه که خود با هزینههای بازسازی روبهرو هستند، منابع مورد نیاز ایران را تأمین خواهند کرد.
انتقال ذخیره، بدون عوض واقعی، پاسخ کامل نیست
انتقال به کشور ثالث، از جمله چین، رقیقسازی یا نظارت بینالمللی، گزینههای یکسانی نیستند و هرکدام باید جداگانه سنجیده شوند. حفظ توان علمی و صنعتی صلحآمیز نیز با انتخاب شیوه مدیریت ذخایر تفاوت دارد.
با این حال، یادداشت انتقال یکطرفه ذخایر را راهحل کافی نمیداند. کاهش واقعی و قابل سنجش تحریمها، پایان فشار و محاصره، آزادسازی منابع و تضمینهای مؤثر درباره عدم حمله، بخشی از مابهازایی هستند که باید در ارزیابی توافق دیده شوند. بدون آنها، واگذاری ذخیره میتواند امتیازی قطعی در برابر عایدی نامطمئن باشد.
نتیجه این چارچوب، دوگانه ساده «تسلیم یا مقاومت» نیست. معیار پیشنهادی آن است که هر تصمیم، از حفظ ذخیره تا انتقال یا نظارت بر آن، با امنیت زیرساختها، امکان زندگی و تولید، قابلیت اجرای تعهدات و چشمانداز بازسازی کشور سنجیده شود.










