هرمز، تحریم و پرونده هستهای؛ سه گره اصلی مذاکره تهران و واشنگتن/ جنگ نزدیکتر شد یا احتمال توافق؟
- مجموعه: اخبار سیاست خارجی
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۰۲ مهر ۱۴۰۵ ۱۱:۳۰

اقتصاد۲۴ نوشت: نیویورک در حالی به صحنه تازهای برای دیپلماسی ایران و آمریکا تبدیل شده که فاصله میان ادبیات دو طرف هنوز بسیار زیاد است. تنها یک روز پس از آنکه دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل از امکان «نابودی» جمهوری اسلامی سخن گفت، مسعود پزشکیان در همان تریبون اعلام کرد ایران نه از جنگ میترسد و نه از مذاکره برای صلح فرار میکند.
مهمتر از این ادبیات تند، اما فعال شدن کانال تماس میان تهران و واشنگتن است. در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، تیمهای ایران و آمریکا ساعتها از طریق میانجیها با یکدیگر در ارتباط بودند. استیو ویتکاف و جرد کوشنر از طرف آمریکا و عباس عراقچی از طرف ایران در این روند حضور داشتند. روایتها درباره شکل دقیق این تماس متفاوت است؛ دونالد ترامپ از «جلسه بسیار خوب و سازنده» سخن گفت، در حالی که مقامهای ایرانی تأکید کردند تماس از طریق میانجیها انجام شده و دیدار مستقیم میان عراقچی و ویتکاف صورت نگرفته است. رویترز نیز به نقل از مقامهای ایرانی همین روایت را تأیید کرده است.
رفتار کج دار و مریز ترامپ
مهمترین تصویر از وضعیت فعلی روابط تهران و واشنگتن را ترامپ ترسیم میکند. رئیسجمهوری آمریکا در سخنرانی خود در سازمان ملل از گزینههای بسیار سخت علیه ایران سخن گفت، اما چند ساعت بعد از مذاکرات با ایران استقبال کرد و گفت «شتاب زیادی» برای رسیدن به توافق وجود دارد.
این دوگانگی را نمیتوان نادیده گرفت. واشنگتن از یک سو فشار نظامی و اقتصادی را حفظ کرده و از سوی دیگر کانال مذاکره را باز نگه داشته است. به نظر میرسد دولت ترامپ میخواهد همزمان دو پیام را منتقل کند؛ برای مذاکره آماده است، اما حاضر نیست فشار را تا زمان دریافت امتیاز از تهران کنار بگذارد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز روز گذشته تأکید کرد رسیدن به توافق با ایران به «تلاش و مذاکره در طول زمان» نیاز دارد و گزینه نظامی همچنان روی میز است؛ بنابراین حتی از نگاه واشنگتن نیز آنچه در نیویورک رخ داده، توافق نهایی یا حتی یک توافق نزدیک به نهایی نیست.
تهران چه میخواهد؟
در سوی دیگر، تهران نیز با یک بسته مشخص وارد میدان شده است. بنا به ادعای رویترز، پیشنهاد ایران از طریق میانجیها به آمریکا منتقل شده و مقامهای ایرانی گفتهاند در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و برداشته شدن محاصره بنادر ایران، امکان بازگشایی تنگه هرمز ظرف یک هفته وجود دارد. مقامات ایرانی این موضوع را تایید نکرده، اما تکذیب هم نکردهاند. گزارشهای دیگر نیز از طرح موضوع پایان خصومتها، رفع محاصره دریایی و آزادسازی داراییهای ایران حکایت دارد. به این ترتیب، هرمز در مذاکرات فعلی فقط یک موضوع نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه به یکی از اصلیترین ابزارهای چانهزنی تبدیل شده است.
تهران عملاً میگوید بازگشت عادی کشتیرانی میتواند بخشی از یک توافق بزرگتر باشد، اما در مقابل باید فشار نظامی و اقتصادی آمریکا نیز کاهش پیدا کند. این در حالی است که واشنگتن میخواهد بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی را تا حد زیادی مستقل از سایر مسائل ببیند. همین اختلاف بر سر «ترتیب اقدامات» یکی از موانع اصلی مذاکره است.
حادثه تازه در تنگه هرمز
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، در تنگه هرمز یک حادثه تازه گزارش شده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا دیروز اعلام کرد که یک کشتی باری هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفته، دچار آتشسوزی شده و دو نفر از خدمه آن زخمی شدهاند. مسئولیت این حادثه هنوز مشخص نشده است.
این حادثه نشان میدهد فاصله میان «مذاکره» و «جنگ» هنوز بسیار کم است. در چنین شرایطی، حتی یک حادثه دریایی میتواند محاسبات دو طرف را تغییر دهد و مسیر گفتوگوها را دشوارتر کند.
از طرف دیگر، حملات به کشتیها و کاهش شدید تردد در هرمز به این معناست که حتی اگر تهران و واشنگتن بر سر اصل بازگشت به دیپلماسی توافق کنند، بازگرداندن امنیت پایدار به این مسیر به یک سازوکار عملی و قابل اعتماد نیاز دارد.
پزشکیان پاسخ ترامپ را داد
مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در سازمان ملل تلاش کرد همین دوگانه را در موضع ایران کنار هم قرار دهد. او گفت ایران برای دفاع از خود از جنگ نمیهراسد، اما برای صلح از مذاکره فرار نمیکند. پزشکیان همچنین تأکید کرد ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، اما از دانش و فناوری صلحآمیز هستهای صرفنظر نخواهد کرد.
او همچنین در پاسخ به تهدیدهای ترامپ گفت تهدید، ایران را منسجمتر میکند و تأکید کرد: «ملت ایران متجاوزان را پشیمان خواهد کرد.» این سخنان در واقع همان نقطهای را نشان میدهد که مذاکرهکنندگان ایرانی در آن قرار دارند؛ پذیرش اصل مذاکره بدون پذیرش ادبیات تسلیم.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود درباره امنیت منطقه نیز گفت: «یا امنیت را با همدیگر خواهیم ساخت یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.»
این موضع میتواند بخشی از تلاش تهران برای تبدیل پرونده ایران و آمریکا از یک مناقشه صرفاً دوجانبه به یک موضوع امنیتی منطقهای باشد.
جنجال در تهران
حاشیه و خبرسازیهای داخلی را نیز در این بین نمیتوان نادیده گرفت. انتشار خبر تماس میان عراقچی و تیم آمریکایی بلافاصله با واکنش رسانههای اصولگرا روبهرو شد. تسنیم از عراقچی خواست درباره این تماس توضیح دهد و فارس نیز پرسشهایی درباره چرایی این ارتباط مطرح کرد. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز از وزیر خارجه خواست درباره مجوز و سیاستگذاری مربوط به این تماس توضیح دهد.
در واقع، بحث اصلی منتقدان این نیست که تهران باید برای پایان جنگ مذاکره کند یا نه؛ بلکه مسئله آنها این است که چرا در شرایطی که شروط ایران قبلاً از طریق میانجیها منتقل شده، تماس جدیدی با طرف آمریکایی برقرار شده است.
این واکنشها در کنار جنجالی که طیف رادیکال و نزدیک به پایداری به خاطر حضوری یکی از نمایندگان ایران هنگام سخنرانی ترامپ در سالن به راه انداختند؛ نشان میدهد حتی اگر مسیر مذاکره از نظر ساختار قدرت باز باشد، درباره نحوه پیشبرد آن اختلاف نظر وجود دارد.
در همین حال، یحیی رحیمصفوی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، گفته است تصمیم رهبری برای «باز گذاشتن دست دولت» در مذاکرات نشاندهنده یک تصمیم راهبردی بوده است؛ بنابراین در کنار مخالفت رسانهها و برخی نمایندگان با تماس عراقچی، نشانههایی هم از وجود مجوز و حمایت سطح بالای حاکمیت از ادامه مسیر دیپلماسی دیده میشود.
این دوگانگی برای آینده مذاکرات مهم است؛ زیرا هر توافق احتمالی فقط به موافقت تیم مذاکرهکننده نیاز ندارد و باید بتواند در داخل ایران نیز پشتوانه سیاسی و امنیتی پیدا کند.
فشارهای آمریکا؛ از دریا تا آسمان
همزمان با مذاکرات نیویورک، فشار آمریکا وارد مرحله تازهای شده است. تحریمهای مربوط به صنعت هوانوردی ایران از روز چهارشنبه اجرایی شده و واشنگتن تهدید کرده کشورهایی که به ارائه خدمات به هواپیماهای ایرانی ادامه دهند نیز با تحریمهای ثانویه مواجه خواهند شد.
محسن رضایی در واکنش به این اقدام به کشورهای منطقه هشدار داده اگر با تحریمهای هوایی آمریکا همراه شوند، فرودگاههای آنها نیز ممکن است با مشکل روبهرو شوند.
این موضع نشان میدهد جنگ اقتصادی در حال گسترش به حوزههایی فراتر از انرژی و کشتیرانی است و همین مسئله میتواند فشار بیشتری بر تهران وارد کند.
اما در سوی دیگر، چنین فشارهایی الزاماً به معنای تسلیم سریع ایران نیست. تجربه ماههای گذشته نشان داده افزایش فشار اقتصادی میتواند مواضع تهران را سختتر نیز بکند و مسئله اصلی را از «امکان توافق» به «شرایط توافق» منتقل کند.
در همین راستا، الجزیره در تحلیلی نوشته که انتظار یک توافق نهایی در همین هفته واقعبینانه نیست. به گفته تحلیلگران این رسانه، اکنون مهمترین نشانه پیشرفت این خواهد بود که تماسهای بعدی ادامه پیدا کند، دو طرف درباره ترتیب اقدامات به تفاهم برسند و از بیان صرف شروط حداکثری به سمت جزئیات اجرایی حرکت کنند.
این نکته مهم است. تا اینجا تهران میگوید پایان جنگ و رفع فشار نظامی باید مقدمه بازگشایی هرمز باشد و واشنگتن خواهان آزادی کشتیرانی و محدودیتهای هستهای ایران است. هر دو طرف هنوز میخواهند ابتدا طرف مقابل قدم بردارد.
مشکل اصلی همین جا است؛ مذاکره زمانی از مرحله پیامرسانی عبور میکند که دو طرف حاضر شوند بخشی از خواستههای خود را به اقدامات متقابل و قابل راستیآزمایی تبدیل کنند.
فرصت مذاکره یا فقط مکث در جنگ؟
آنچه امروز در نیویورک دیده میشود نه نشانه پایان جنگ است و نه بازگشت قطعی به جنگ تمامعیار. تهران و واشنگتن هر دو همزمان از قدرت نظامی خود سخن میگویند و از امکان دیپلماسی.
ترامپ از یک سو ایران را تهدید میکند و از سوی دیگر از «شتاب» برای توافق حرف میزند. پزشکیان از یک سو بر مقاومت و دفاع تأکید دارد و از سوی دیگر میگوید ایران از مذاکره برای صلح فرار نمیکند. عراقچی و تیم دیپلماتیک ایران در حال انتقال شروط تهران هستند و همزمان در داخل کشور درباره نحوه این تماسها فشار سیاسی ایجاد شده است.
بنابراین، مذاکره در نیویورک اگر بتواند به توافق بر سر ترتیب اقدامات، کاهش فشار نظامی، بازگشت تدریجی کشتیرانی در هرمز و سپس حل اختلافات هستهای و اقتصادی منجر شود، میتواند نقطه شروعی برای خروج از جنگ باشد. اما اگر تماسها صرفاً به انتقال دوباره شروط دو طرف محدود بماند، تهدیدهای متقابل و حوادث میدانی میتوانند دوباره بر دیپلماسی غلبه کنند.












