حکم قصاص برای قاتل چاهکن باانصاف
- مجموعه: اخبار حوادث
- تاریخ انتشار : شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ۲۱:۱۴
به گزارش اعتمادآنلاین، متهمان هرچند ابتدا به قتل اعتراف کردند اما در جلسه دادگاه یکدیگر را قاتل معرفی کردند و اعترافات قبلی خود را پس گرفتند.
چندی قبل، مرد میانسال افغانستانیای به اداره پلیس رفت و هنگامی که مقابل ماموران قرار گرفت، گفت: فرزندم که در شغل حفاری چاه و ساختوساز استخر فعالیت دارد ناپدید شده است. تلفن همراهش از دسترس خارج شده و نگرانش هستم. لطفاً کمکم کنید.
پس از ثبت شکایت و تشکیل پرونده در دادسرای مربوطه، تیمی از کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند و در نخستین گام از بهزیستی، سازمان پزشکی قانونی کشور و بیمارستانها استعلام گرفتند اما سرنخی پیدا نکردند.
تیم تحقیق در ادامه متوجه شدند روزی که پسر جوان گم شده تلفن همراهش در یکی از باغهای اطراف تهران آنتن داشته و در همان زمان با دو مرد که آنها هم در این صنف فعالیت دارند قرار ملاقات داشتهاند.
کارآگاهان در ادامه متوجه شدند دو مرد جوان با پسر گمشده تماس گرفتهاند و یک قرار ملاقات برای مشاهده استخر در باغ گذاشتهاند که این سرنخ مهم شک تیم جنایی را برانگیخت.
ماموران پس از دریافت این اطلاعات مهم مخفیگاههای مورد نظر را شناسایی کردند و با تعقیب و مراقبت نامحسوس آنها را در یک عملیات منسجم به دام انداختند.
متهمان که در جریان بازجوییها با تناقضگویی منکر هرگونه ارتباط با پسر گمشده بودند پس از مواجهه حضوری با یکدیگر به ارتکاب قتل در یکی از باغهای اطراف تهران اعتراف کردند اما جنایت را گردن یکدیگر انداختند. همچنین یک کلت کمری با دو خشاب پر از مخفیگاه متهم ردیف اول پرونده کشف شد.
تیم پلیسی با دریافت این اطلاعات مهم، راهی باغ مورد نظر شدند و جسد را زیر کف استخر کشف کردند اما این در حالی بود که سر جسد را حیوانات درنده خورده بودند.
بعد از پایان تحقیقات تکمیلی، کشف جسد در استخر و بازسازی صحنه جنایت، صدور قرار جلب به دادرسی از سوی بازپرس جنایی صادر و کیفرخواست متهمان از سوی دادسرا صادر شد تا آنها در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شوند.
بدین ترتیب متهمان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکه شدند. در ابتدای جلسه رسیدگی، کیفرخواست صادرشده از سوی دادسرا قرائت شد.
سپس متهم ردیف اول پرونده در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: مقتول نیز مثل ما در صنف حفاری و استخر فعالیت داشت اما قیمتها را خیلی پایین آورده بود و کاسبیام را به هم ریخته بود برای همین تصمیم گرفتم با کمک کارگرم او را از بازار کار خارج کنیم.
مرد جوان گفت: به تلفن همراهش زنگ زدیم و یک قرار صوری با او در باغ گذاشتیم. زمانی که به آنجا رسید مقتول را هدف ضرب و جرح قرار دادیم و دست و پاهایش را بستیم. سپس او را در یک گودال قرار دادیم و من تنها برای ترساندنش تیراندازی هوایی کردن اما کارگرم هنگامی که مقتول در گودال بود روی آن خاک ریخت که منجر به قتل شد.
سپس متهم ردیف دوم پرونده در جایگاه ایستاد و گفت: من همه ماجرا را به پلیس گفتم و آدرس باغ را دادم که منجر به کشف جسد شد. دروغی ندارم که بگویم. کارفرمای من حقیقت را بازگو نمیکند.
او ادامه داد: زمانی که پسر گمشده در گودال بود او با شلیک گلوله کارفرمایم به قتل رسیده بود و من تنها او را دفن کردم. اصلاً نمیخواستیم مرتکب جنایت شویم. قصدمان ترساندن بود و پشیمان هستم.
پس از پایان اعترافات متهمان، قضات دادگاه کیفری یک استان تهران پایان جلسه را اعلام کردند و برای صدور رأی وارد شور شدند، در نهایت متهم ردیف اول را به قصاص و متهم ردیف دوم را به هفت سال و نیم حبس محکوم کردند.










