راز جنایت در بوستان آبشار چه بود؟
- مجموعه: اخبار حوادث
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ۱۴:۲۲
به گزارش «ایران»، پنجشنبه گذشته رهگذران درحال عبور از پارکی در سعادت آباد بودند که متوجه مشاجره بین دو مرد جوان شدند. خیلی زود درگیری بین آنها بالا گرفت و یکی از طرفین درگیری با چاقو چند ضربه به سمت مرد جوان پرتاب کرد. با اصابت چاقو به مرد جوان او جان باخت و ضارب که ترسیده بود از محل فرار کرد.
در تحقیقات میدانی هویت عامل جنایت بهدست آمد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در کمتر از 24 ساعت موفق شدند محل زندگی او را شناسایی کرده و شهرام را در خانهاش دستگیر کنند. متهم 42 ساله در تحقیقات اولیه به قتل ناخواسته اعتراف کرد و به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
میخواستم خودم را معرفی کنم
شهرام، در تشریح جزئیات جنایت گفت: «بعد از ظهرها که از محل کارم به خانه میآمدم، سگم را به پارک میبردم و مقتول هم سگش را به پارک میآورد. کم کم این موضوع باعث آشنایی بین من و کوروش شد.»
اختلافت با کوروش چه بود؟
کوروش آدم خوبی بود اما طرز فکر و اعتقادات عجیبی داشت و هرکسی که مانند او فکر نمیکرد را مسخره میکرد. کم کم از این رفتار او منزجر شدم بهطوریکه هر بار میخواستم سگم را به پارک ببرم، حس بدی داشتم و با خودم میگفتم امروز هم قرار است مورد تمسخر قرار بگیرم. این اواخر حتی به لباس پوشیدن من هم ایراد میگرفت و مرا مسخره میکرد.
روز حادثه چه شد؟
مثل همیشه مرا مسخره کرد و من که از دست کارهای او خسته شده بودم برای اینکه او را بترسانم چاقویی که به همراه داشتم را به سمتش پرتاب کردم که به او خورد و روی زمین افتاد. از ترس فرار کردم اما عذاب وجدان به سراغم آمد و برگشتم که او را به بیمارستان ببرم اما متوجه شدم که اورژانس به محل آمده و در حال انتقال او به بیمارستان است.
شغلت چیست؟
من مهندس پتروشیمی هستم و وضع مالی خوبی دارم. یک لحظه عصبانیت کار دستم داد. ای کاش با خودم چاقو حمل نکرده بودم.
چرا چاقو داشتی؟
چاقو تزئینی بود چند روز قبل خریدم و در جیبم بود.










